همانطور که مطلع هستید مدتی است عده ای افراد ضد دین در داخل و خارج از کشور اقدام به پیاده سازی موجی در توهین به ائمه اطهار بخصوص امام هادی(ع) نموده اند که علت غربت حضرت امام هادی نیز عدم فعالیت و تولید محتوای شیعیان در مورد ایشان در اینترنت است.
متاسفانه دشمنان نیز از این خلا استفاده کرده و غربت و مظلومیت امام هادی(ع) را دوچندان نموده اند.
پس از راه افتادن این موج عده از دوستان فعال اینترنت نیز برای پاسخ به این موج طرحی با مضمون دهه بزرگداشت امام هادی در اینترنت را راه اندازی نموده اند که مورد استقبال نیز قرار گرفت اما این دوستان اشتباه بزرگی در این طرح کرده اند که بجای بکار بردن لقب نقی در این طرح از لقب هادی استفاده کردند.
یکی از اهداف این طرح غیر از تکر یم حضرت هادی(ع) می بایست تغییر ریزالت ها یا پاسخ های جستجوی متن ، عکس و فیلم در موتور های جستجو از محتوای توهین آمیز به امام به محتوای مثبت و مذهبی در مورد ایشان باشد. اما این دوستان بدون توجه به این موضوع طرح را استارت زدند و هم اکنون در حال اجرای طرح می باشند.
اگر می خواهید دقیقا متوجه منظور شود این دو واژه را در گوگل سرچ کنید:
یک: امام هادی
دو: امام نقی
با جستجوی واژه دوم متوجه می شوید هتاکان به امام فقط بر روی تگ یا کلید واژه امام نقی فعالیت می کنند و تا زمانی که دوستان ارزشی بر روی کلید واژه امام هادی کار کنند هیچ تغییر در رنک وب سایت های هتاکان در موتور های جستجو اتفاق نخواهد افتاد.
پشنهادات ما جهت افزایش رنک سایت ها و محتواهای ما در کلید واژه امام نقی:
- بکار بردن واژه امام نقی بجای امام هادی در تمام محتواهای مرتبط با حضرت امام هادی(امام نقی) علیه السلام
- گذاشتن تگ هایی از قبیل: امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی و کلید واژه های مرتبط
- لینک مطالب و محتوای مرتبط با امام نقی در هر سایت یا وبلاگی یا شبکه اجتماعی که وجود دارد( هر چقدر تعداد لینک های محتوای مرتبط با کلید واژه امام نقی بیشتر باشد رنک محتوا بالاتر می رود)
- بسیار مهم: وقتی محتوای عکسی را در پایگاه خود منتشر می کنید حتما در تگ img آن title و alt را مساوی با کلمه امام نقی قرار دهید
- وقتی می خواهید تکست یا عکسی را لینک کنید حتما در تگ a مقدار title آن را برابر امام نقی قرار دهید
- وب سایت هایی که از تکنیک های url rewriting یا routing استفاده می کنند وقتی می خواهند لینک مطلبشان را در جایی ارسال کنند علاوی بر تایتلی که به لینکشان اضافه شده کلمه امام نقی را نیز اضافه کنند حتی اگر لینکشان با این موضوع مرتبط نبود
- حتی اگر تعداد عکس ها یا فیلم هایتان پیرامون موضوع امام نقی کم است همان عکس را بار ها در جاهای مختلف با کلید واژه امام نقی در جاهای مختلف ارسال کنید
- کمترین کار ممکن در شبکه های اجتماعی بخصوص فیس بوک و یوتیوب این است که محتوا ، روم یا فیلمی که می بینید در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده را به آن شبکه گزارش تخلف کنید
- تعدادی لینک وب سایت هایی که محتوایشان در مورد امام نقی(ع) است را انتخاب و روزانه چندین بار بر روی آنها کلیک و وب سایت ها را باز کنید حتی اگر نمی خواهید محتوای آن را بخوانید
- حتما در متا تگ های کد قالب وبلاگ یا وب سایتتان از کلمه امام نقی استفاده کنید
- کلمات امام هادی و امام نقی که در محتوای متن وبلاگ یا وب سایتتان قرار دارد را Bold کنید و در کد آن دقت کنید بجای قرار گیری در تگ b در تگ strong قرار گرفته باشند
- ممکن است هتاکان به امام نقی(ع) در فیس بوک رد پایی از خود بجای نگذاشته باشند اما فیس بوک لیست افرادی که مطالب ضد امام نقی(ع) را لایک می کنند را در اختیار همگان می گذارد. لایک محتوا یک روش انتشار سریع و گسترده محتوا در شبکه های اجتماعی می باشد . پس جرم لایک مطالبی که در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده نیز به اندازه منتشر کنندگان اصلی آن است. افرادی که اقدام به لایک می گنند اکثرا تمامی اطلاعات تماسشان حتی شماره تلفنشان در پروفایلشان موجود است. از این اطلاعات استفاده کنید
منبع :http://www.nasimeentezar.ir


میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و میلاد امام خمینی (رحمه الله علیه) و
هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .
مجموعه تصاویر از اعمال حیوانی سربازان اسرائیلی
تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره میگیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بودهاند.
به گزارش ایسنا، در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مركز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت. بهترین تعقیبات نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمانهای دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.
هدیهای آسمانی از جانب پدر هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،امیرمؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد. وقتی پیامبر(ص) از خواستهآنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، میخواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزشمند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که میخواهی و از دنیا و هرچه در آن است،بهتر است.» در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:« از خدا و رسول راضی شدم.»
امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا میفرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء میکرد». تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حقتعالی است!! معنای تسبیح حضرت زهرا(س) الله اکبر انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف میکند و به ناتوانیاش به درگاه الهی بارها اقرار میکند.
جمیع بن عمیر میگوید: در محضر امامصادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟گفتم:یعنی خدا از همه چیز بزرگتر است. حضرت فرمود: مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نمودهای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟حضرت پاسخ داد:معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگتر از آن است که توصیف گردد.»
الحمدلله
پس از آنکه انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،وارد مرحله بعدی میشود. حضرت امامخمینی در باب حمد میفرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امامصادق(ع) فرمود:شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،این است که حمد خدای عزوجل کنی».
سبحان الله
شخصی از حضرت علی(ع) پرسید: »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان میپندارند، است و زمانیکه بنده این کلمه را میگوید، همه فرشتگان بر او درود میفرستند».
ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امامحسین(ع)
درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امامحسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امامحسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته میشود». بعداز آنکه رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشتهای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح میکرد و مردم نیز چنان کردند و چون سیدالشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن اماممظلوم،تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.
فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)
درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره میشود:
جلوگیری از تیره بختی: ابوهارون مکفوف میگوید: «امامصادق به من فرمود: ای ابوهارون، ما کودکان خود را همانگونه که به نماز فرمان میدهیم،به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر میکنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بندهای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمیشود.
خوشنودی خداوند: دوری کردن شیطان امام باقر(ع) فرمود:هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یکصد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب میآید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود میسازد.»
آمرزش گناهان: امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده میشود»(کافی ج 3 ص 343) و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص 193)
شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)
یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از اینکه تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است میتوان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر اینصورت نیست. با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط بهجا آورده شود. اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد، اما متاسفانه بسیار دیده میشود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بیتوجه میگویند که شاید بیانگر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط میگویند، نه از روی نشاط.
جواب این سوال در تعریف بدبختی و بیچارگی است. واقعا بدبختی چیست؟
کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟
وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ؛(عنکبوت/64) زندگانى این دنیا چیزى جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.
کسی که دنیا را مزرعه آخرت می داند، به نیکی دریافته که این دنیا، محل آسایش و استراحت نیست. بلکه میدانی برای عمل و تلاش است.
فرض کنید که مسابقه ای برگزار شده، و شرکت کنندگان باید مسیری بیست کیلومتری را بدوند، یک نفر با رنج و زحمت زیاد با سرعت به سمت انتهای مسیر می شتابد. در راه می بیند که یک عده نشسته اند و مشغول خوردن غذا هستند، عده دیگری نشسته اند و با یکدیگر گفتگو می کنند و ... آیا این دونده، هرگز خود را بدبخت و بیچاره می خواند؟ یا مسرور است که متوجه بهترین عمل شده و مشغول انجام آن است؟
با این نگاه آنچه در ابتدا اسم بدبختی به آن داده ایم، بستری برای رشد و تعالی می شود، تا آنجا که بدترین محیط ها، عالی ترین ثمرات را به بار می نشاند:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛ (تحریم/11) و نیز خداى تعالى براى كسانى كه ایمان آوردند مثلى مىزند و آن داستان همسر فرعون است كه گفت: پروردگارا نزد خودت برایم خانهاى در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده و از مردم ستمكار برهان.
و خدای تعالی نیز بندگان را متفاوت آفریده و هر کدام از آنها را به شکلی مورد آزمایش و امتحان قرار می دهد:
در حدیثی قدسی از قول خدای تعالی آمده است: بعضى را كور و بعضى را بینا، بعضى را كوتاه قد و برخى را بلند قد، بعضى را زیبا و بعضى را زشت، بعضى را عالم و برخى را جاهل، بعضى را فقیر و بعضى را غنى كردم، بعضى را مطیع و برخى را عاصى، برخى را بیمار و عدهاى را سالم، بعضى را زمین گیر و برخى بدون عیب هستند.
همه این كارها لازمه خلقت بود. براى این كه آن شخص سالم و بى عیب به آن شخص معیوب نگاه كند و به خاطر سلامتىاش به من شكر و حمد بگوید. و یا آن كه عیبدار است به شخص سالم نگاه كند به من متوسل شود تا به او هم سلامتى بدهم. و همچنین به بلاى من صبر كند تا به او پاداش خوب بدهم. یا این كه شخص غنى به فقیر نگاه كند به خاطر ثروتى كه به وى دادهام به من حمد نماید، و یا شخص فقیر با دیدن شخص غنى از من ثروت بخواهد و یا این كه مؤمن به كافر نگاه كند به خاطر هدایتى كه دادهام به من حمد و سپاس گوید... (الجواهر السنیة-كلیات حدیث قدسى ص 18.)
1- اگر چنین دعا و توبهاى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود.
2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .
پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.
3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیهالسلام) محسوب مىشود، ولو بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید.
هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیهالسلام) نجات نمىیابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.
و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام عدهاى به مجادله و جنگ با دشمنان مىروند و مغلوب مىشوند، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مىباشند و از انصار و یاران محسوبند، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانی كه از جهاد تخلف كردهاند؛ خواهد بود .
چون بر اساس آیات و روایات نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام(علیهالسلام)؛ بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها واجب است كه: به هر وسیلهاى كه با آن یارى ممكن است؛ یارى كنند، و این وجوب با این كیفیت مانند وجوب نمازهاى روزانه؛ یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى، از بعض دیگر ــ در صورت قدرت ــ ساقط نمىشود، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند؛ نمىشود .
و در چنین زمانى كه فعلا مولا و امام ما مظلوم واقع شدهاند، بواسطه آن كه حقّ الهى ایشان، از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغضوب گردید، و از این جهت غائب شدهاند، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مىدادند، رفع مظلومیّت از آن حضرت(علیهالسلام) مىشد.
چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتفاق در نصرت و یارى حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) مىكردند، ایشان مظلوم و مغلوب نمىشدند .
ولكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده، و در زمره انصار واقعى آن حضرت محسوب خواهند گردید، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانی كه ترك یارى مظلوم و یارى امام(علیهالسلام) را كردهاند عذاب و عقوبت كند؛ بر حسب تمكّن حالشان، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود .
4- فرج و ظهور امام زمان(علیهالسلام) بر دو قسم است:
قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند .
قسم دوّم: فرجهایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.
پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص، خداوند این نوع هموم را، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.
چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین(علیهماالسلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مىرفتند؛ ظالمین و كفار را هلاك مىكرد .
5- این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت(علیهالسلام) خواهد بود، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را ــ كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى»(1) واجب و لازم است ــ اداء نموده است .
و به این وسیله؛ مورد رحمتهاى مخصوص ایشان مانند، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: «هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانْ إلاّ الاِْحْسان»(2)، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده، محبوب و مستحب و نیز مهم است، و امام(علیهالسلام) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است .
پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیهالسلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیهالسلام) به دیگران مىرسد؛ شامل او نیز شود .
6- چون وجود مبارك امام(علیهالسلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مىشود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»،(3) «نعیم» به آن حضرت(علیهالسلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.(4)
و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز «نعمت» به وجود مبارك امام(علیهالسلام) تفسیر شده، و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن، و وسیله تكمیل آثار نعمت مىباشد، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه «وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ»،(5) و نیز در روایات بسیارى تصریح شده است.
پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر(صلوات الله علیه) هم یك درجه از شكرگزارى نعمت وجود مباركشان حاصل مىشود، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد .
7- بر حسب آنچه از بعضى روایات ظاهر مىشود، از جمله روایتى است كه حضرت صادق(علیهالسلام) فرمود: اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید، غیبت به طول خواهد انجامید.
و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرت فرمود:
اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است ــ یعنى یارى و موالات ما اهل بیت ــ وفا كنند، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته؛ جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است، و راضى به آن نیستیم.
هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیهالسلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنهها و بلاها سالم خواهد ماند .
یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى؛ غیر حتمى است از او دفع خواهد شد، بلكه در معرض آن هم واقع نخواهد شد، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد، و به سبب آنها در فتنهها واقع نخواهد شد، و آنچه هم از فتنههاى اُخروى است، در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا؛ براى او از خورشید هم روشنتر خواهد شد.
امام حسن عسكرى(علیهالسلام) در این مورد فرمود:
هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیهالسلام) نجات نمىیابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.
8- از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك استفاده مىشود كه: هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیهالسلام) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند سعى و اهتمام نمایند، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى در او هست رفع بشود، و براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آن حضرت(علیهالسلام) میسّر شود، و به بعضى از الطاف خاصّه آن حضرت مقرون، و به بعضی فیوضات مخصوص ظاهرى و معنوى از معارف و حِكَم الهى از آن حضرت(علیهالسلام) بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء چنین حالاتى اتفاق افتاد، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب بیان شده است.(6)
9- بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت(علیهالسلام) را از خداوند متعال طلب نماید، این دعا وسیلهاى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت(علیهالسلام)، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبهاى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مىشود.
و نیز این دعا وسیلهاى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمتها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت(علیهالسلام) به یمن وجود اقدسشان حاصل مىشود؛ و خواهد شد، و هم وسیلهاى براى مرتبهاى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.
البتّه فوائد كلى و مهمى غیر از این فوائد نهگانه كه ذكر شد؛ بر حسب آنچه از آیات و روایات استفاده مىشود خیلى زیاد است، و چه بسا شمار آن فواید و فضایل متجاوز از صد فائده و فضیلت مىشود؛ كه در كتب به صورت مبسوط و مشروح بیان شده است .
بعد از شناخت این فواید مهم، سزاوار نیست كه بنده مؤمن از آن غفلت كرده و مسامحه نماید، و از فیوضات كامل آن محروم بماند، بلكه در مضمون بعضى از ادعیهای كه از آن حضرت(علیهالسلام) است آمده: از خداوند متعال چنین مسئلت نمائید كه:
الهى! ما را یارى فرما كه ذكر و یاد ایشان و صلوات بر ایشان و دعا در حقّ ایشان را فراموش نكنیم.

برای تعجیل در ظهورش همه با هم دعا کنیم
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد
وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است
الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ
محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند
الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى
چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد
فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ
كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ
الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت
السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ
همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
محمد و آل پاكيزه اش
امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.
بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.
تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم.
آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!
بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.
فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!