تبليغاتX
وبلاگ مذهبي موضوعات مذهبي معاني قرآن داستان دعا مسائل شرعي احاديث اعجاز قرآن

همانطور که مطلع هستید مدتی است عده ای افراد ضد دین در داخل و خارج از کشور اقدام به پیاده سازی موجی در توهین به ائمه اطهار بخصوص امام هادی(ع) نموده اند که علت غربت حضرت امام هادی نیز عدم فعالیت و تولید محتوای شیعیان در مورد ایشان در اینترنت است.

متاسفانه دشمنان نیز از این خلا استفاده کرده و غربت و مظلومیت امام هادی(ع) را دوچندان نموده اند.

پس از راه افتادن این موج عده از دوستان فعال اینترنت نیز برای پاسخ به این موج طرحی با مضمون دهه بزرگداشت امام هادی در اینترنت را راه اندازی نموده اند که مورد استقبال نیز قرار گرفت اما این دوستان اشتباه بزرگی در این طرح کرده اند که بجای بکار بردن لقب نقی در این طرح از لقب هادی استفاده کردند.

یکی از اهداف این طرح غیر از تکر یم حضرت هادی(ع) می بایست تغییر ریزالت ها یا پاسخ های جستجوی متن ، عکس و فیلم در موتور های جستجو از محتوای توهین آمیز به امام به محتوای مثبت و مذهبی در مورد ایشان باشد. اما این دوستان بدون توجه به این موضوع طرح را استارت زدند و هم اکنون در حال اجرای طرح می باشند.

اگر می خواهید دقیقا متوجه منظور شود این دو واژه را در گوگل سرچ کنید:

یک: امام هادی

دو: امام نقی

با جستجوی واژه دوم متوجه می شوید هتاکان به امام فقط بر روی تگ یا کلید واژه امام نقی فعالیت می کنند و تا زمانی که دوستان ارزشی بر روی کلید واژه امام هادی کار کنند هیچ تغییر در رنک وب سایت های هتاکان در موتور های جستجو اتفاق نخواهد افتاد.

پشنهادات ما جهت افزایش رنک سایت ها و محتواهای ما در کلید واژه امام نقی:

- بکار بردن واژه امام نقی بجای امام هادی در تمام محتواهای مرتبط با حضرت امام هادی(امام نقی) علیه السلام


- گذاشتن تگ هایی از قبیل: امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی و کلید واژه های مرتبط


- لینک مطالب و محتوای مرتبط با امام نقی در هر سایت یا وبلاگی یا شبکه اجتماعی که وجود دارد( هر چقدر تعداد لینک های محتوای مرتبط با کلید واژه امام نقی بیشتر باشد رنک محتوا بالاتر می رود)


- بسیار مهم: وقتی محتوای عکسی را در پایگاه خود منتشر می کنید حتما در تگ img آن title و alt را مساوی با کلمه امام نقی قرار دهید


- وقتی می خواهید تکست یا عکسی را لینک کنید حتما در تگ a مقدار title آن را برابر امام نقی قرار دهید


- وب سایت هایی که از تکنیک های url rewriting یا routing استفاده می کنند وقتی می خواهند لینک مطلبشان را در جایی ارسال کنند علاوی بر تایتلی که به لینکشان اضافه شده کلمه امام نقی را نیز اضافه کنند حتی اگر لینکشان با این موضوع مرتبط نبود


- حتی اگر تعداد عکس ها یا فیلم هایتان پیرامون موضوع امام نقی کم است همان عکس را بار ها در جاهای مختلف با کلید واژه امام نقی در جاهای مختلف ارسال کنید


- کمترین کار ممکن در شبکه های اجتماعی بخصوص فیس بوک و یوتیوب این است که محتوا ، روم یا فیلمی که می بینید در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده را به آن شبکه گزارش تخلف کنید


- تعدادی لینک وب سایت هایی که محتوایشان در مورد امام نقی(ع) است را انتخاب و روزانه چندین بار بر روی آنها کلیک و وب سایت ها را باز کنید حتی اگر نمی خواهید محتوای آن را بخوانید


- حتما در متا تگ های کد قالب وبلاگ یا وب سایتتان از کلمه امام نقی استفاده کنید


- کلمات امام هادی و امام نقی که در محتوای متن وبلاگ یا وب سایتتان قرار دارد را Bold کنید و در کد آن دقت کنید بجای قرار گیری در تگ b در تگ strong قرار گرفته باشند


- ممکن است هتاکان به امام نقی(ع) در فیس بوک رد پایی از خود بجای نگذاشته باشند اما فیس بوک لیست افرادی که مطالب ضد امام نقی(ع) را لایک می کنند را در اختیار همگان می گذارد. لایک محتوا یک روش انتشار سریع و گسترده محتوا در شبکه های اجتماعی می باشد . پس جرم لایک مطالبی که در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده نیز به اندازه منتشر کنندگان اصلی آن است. افرادی که اقدام به لایک می گنند اکثرا تمامی اطلاعات تماسشان حتی شماره تلفنشان در پروفایلشان موجود است. از این اطلاعات استفاده کنید

منبع :http://www.nasimeentezar.ir


برچسب‌ها: امام نقی, ع, امام علی نقی, امام هادی, امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی
لینک ثابت
 

امام نقی

امام نقی

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و میلاد امام خمینی (رحمه الله علیه) و

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .


برچسب‌ها: حضرت فاطمه زهرا, سلام الله علیها, و میلاد امام خمینی, رحمه الله علیه, روز مادر
لینک ثابت
برای شرکت بر روی لینک زیر کلیک کنید

 www.vote4abumusa.com

لینک ثابت
 

مجموعه تصاویر از اعمال حیوانی سربازان اسرائیلی

اعمال حیوانی سربازان اسرائیلی

لینک ثابت

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

به گزارش ایسنا، در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مركز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت. بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.

هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد. وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.» در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم.»

امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد». تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!! معنای تسبیح حضرت زهرا(س) الله اکبر انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.

جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»

الحمدلله

پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود. حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».

سبحان الله

شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».

ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)

درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام‌حسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود». بعداز آن‌که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.

فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)

درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود:

جلوگیری از تیره بختی: ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: «امام‌صادق به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.

خوشنودی خداوند: دوری کردن شیطان امام باقر(ع) فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»

آمرزش گناهان: امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»(کافی ج 3 ص 343) و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص 193)

شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)

یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست. با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود. اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.

http://www.nasimeentezar.ir


برچسب‌ها: تسبیح, حضرت زهرا, س, هدیه آسمانی, سبحان الله, الحمدالله, الله اکبر, تسبیح حضرت فاطمه
لینک ثابت

جواب این سوال در تعریف بدبختی و بیچارگی است. واقعا بدبختی چیست؟

کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟

وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ؛(عنکبوت/64) زندگانى این دنیا چیزى جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.

کسی که دنیا را مزرعه آخرت می داند، به نیکی دریافته که این دنیا، محل آسایش و استراحت نیست. بلکه میدانی برای عمل و تلاش است.
فرض کنید که مسابقه ای برگزار شده، و شرکت کنندگان باید مسیری بیست کیلومتری را بدوند، یک نفر با رنج و زحمت زیاد با سرعت به سمت انتهای مسیر می شتابد. در راه می بیند که یک عده نشسته اند و مشغول خوردن غذا هستند، عده دیگری نشسته اند و با یکدیگر گفتگو می کنند و ... آیا این دونده، هرگز خود را بدبخت و بیچاره می خواند؟ یا مسرور است که متوجه بهترین عمل شده و مشغول انجام آن است؟

با این نگاه آنچه در ابتدا اسم بدبختی به آن داده ایم، بستری برای رشد و تعالی می شود، تا آنجا که بدترین محیط ها، عالی ترین ثمرات را به بار می نشاند:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛ (تحریم/11) و نیز خداى تعالى براى كسانى كه ایمان آوردند مثلى مى‌‏زند و آن داستان همسر فرعون است كه گفت: پروردگارا نزد خودت برایم خانه‌‏اى در بهشت بنا كن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده و از مردم ستمكار برهان.

و خدای تعالی نیز بندگان را متفاوت آفریده و هر کدام از آنها را به شکلی مورد آزمایش و امتحان قرار می دهد:
در حدیثی قدسی از قول خدای تعالی آمده است: بعضى را كور و بعضى را بینا، بعضى را كوتاه قد و برخى را بلند قد، بعضى را زیبا و بعضى را زشت، بعضى را عالم و برخى را جاهل، بعضى را فقیر و بعضى را غنى كردم، بعضى را مطیع و برخى را عاصى، برخى را بیمار و عده‏اى را سالم، بعضى را زمین ‏گیر و برخى بدون عیب هستند.
همه این كارها لازمه خلقت بود. براى این كه آن شخص سالم و بى ‏عیب به آن شخص معیوب نگاه كند و به خاطر سلامتى‌‏اش به من شكر و حمد بگوید. و یا آن كه عیب‏دار است به شخص سالم نگاه كند به من متوسل شود تا به او هم سلامتى بدهم. و همچنین به بلاى من صبر كند تا به او پاداش خوب بدهم. یا این كه شخص غنى به فقیر نگاه كند به خاطر ثروتى كه به وى داده‏ام به من حمد نماید، و یا شخص فقیر با دیدن شخص غنى از من ثروت بخواهد و یا این كه مؤمن به كافر نگاه كند به خاطر هدایتى كه داده‌‏ام به من حمد و سپاس گوید... (الجواهر السنیة-كلیات حدیث قدسى ص 18.)


برچسب‌ها: انسان و بدبختی, معنای بدبختی
لینک ثابت
اگر همه بندگان خدا اهل توبه نباشند؛ ولیكن بعضى از مؤمنین به تنهایى ــ كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقی مى‌باشند ــ علاوه بر دعا و توبه براى خود؛ برای دیگران نیز توبه انجام دهد، و دعا و طلب مغفرت از براى همه مؤمنین نماید، چنین دعا و توبه‌اى چند فایده دارد:

1- اگر چنین دعا و توبه‌اى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود.

2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .

پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.

3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیه‌السلام) محسوب مى‌شود، ولو بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید.

امام حسن عسكرى(علیه‌السلام) در این مورد فرمود:

هیچ كس از فتنه‌ها و فسادها و سختى‌ها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیه‌السلام) نجات نمى‌یابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.

و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام عده‌اى به مجادله و جنگ با دشمنان مى‌روند و مغلوب مى‌شوند، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مى‌باشند و از انصار و یاران محسوبند، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانی كه از جهاد تخلف كرده‌اند؛ خواهد بود .

چون بر اساس آیات و روایات نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام(علیه‌السلام)؛ بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها واجب است كه: به هر وسیله‌اى كه با آن یارى ممكن است؛ یارى كنند، و این وجوب با این كیفیت مانند وجوب نمازهاى روزانه؛ یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى، از بعض دیگر ــ در صورت قدرت ــ ساقط نمى‌شود، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند؛ نمى‌شود .

و در چنین زمانى كه فعلا مولا و امام ما مظلوم واقع شده‌اند، بواسطه آن كه حقّ الهى ایشان، از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغضوب گردید، و از این جهت غائب شده‌اند، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مى‌دادند، رفع مظلومیّت از آن حضرت(علیه‌السلام) مى‌شد.

چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتفاق در نصرت و یارى حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) مى‌كردند، ایشان مظلوم و مغلوب نمى‌شدند .

ولكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده، و در زمره انصار واقعى آن حضرت محسوب خواهند گردید، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانی كه ترك یارى مظلوم و یارى امام(علیه‌السلام) را كرده‌اند عذاب و عقوبت كند؛ بر حسب تمكّن حالشان، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود .

هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیه‌السلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیه‌السلام) به دیگران مى‌رسد؛ شامل او نیز شود .

4- فرج و ظهور امام زمان(علیه‌السلام) بر دو قسم است:

قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند .

قسم دوّم: فرج‌هایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است.

پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص، خداوند این نوع هموم را، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید.

چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین(علیهماالسلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مى‌رفتند؛ ظالمین و كفار را هلاك مى‌كرد .

5- این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت(علیه‌السلام) خواهد بود، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را ــ كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى»(1) واجب و لازم است ــ اداء نموده است .

و به این وسیله؛ مورد رحمت‌هاى مخصوص ایشان مانند، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: «هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانْ إلاّ الاِْحْسان»(2)، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده، محبوب و مستحب و نیز مهم است، و امام(علیه‌السلام) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است .

پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیه‌السلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیه‌السلام) به دیگران مى‌رسد؛ شامل او نیز شود .

6- چون وجود مبارك امام(علیه‌السلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى‌شود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»،(3) «نعیم» به آن حضرت(علیه‌السلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.(4)

وجود مبارك امام(علیه‌السلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مى‌شود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»، «نعیم» به آن حضرت(علیه‌السلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.

و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز «نعمت» به وجود مبارك امام(علیه‌السلام) تفسیر شده، و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن، و وسیله تكمیل آثار نعمت مى‌باشد، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه «وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ»،(5) و نیز در روایات بسیارى تصریح شده است.

پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر(صلوات الله علیه) هم یك درجه از شكرگزارى نعمت وجود مباركشان حاصل مى‌شود، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد .

7- بر حسب آنچه از بعضى روایات ظاهر مى‌شود، از جمله روایتى است كه حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمود: اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید، غیبت به طول خواهد انجامید.

و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرت فرمود:

اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است ــ یعنى یارى و موالات ما اهل بیت ــ وفا كنند، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته؛ جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است، و راضى به آن نیستیم.

هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنه‌ها و بلاها سالم خواهد ماند .

یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى؛ غیر حتمى است از او دفع خواهد شد، بلكه در معرض آن هم واقع نخواهد شد، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد، و به سبب آنها در فتنه‌ها واقع نخواهد شد، و آنچه هم از فتنه‌هاى اُخروى است، در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا؛ براى او از خورشید هم روشن‌تر خواهد شد.

هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنه‌ها و بلاها سالم خواهد ماند .

امام حسن عسكرى(علیه‌السلام) در این مورد فرمود:

هیچ كس از فتنه‌ها و فسادها و سختى‌ها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیه‌السلام) نجات نمى‌یابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد.

8- از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك استفاده مى‌شود كه: هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیه‌السلام) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند سعى و اهتمام نمایند، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى در او هست رفع بشود، و براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آن حضرت(علیه‌السلام) میسّر شود، و به بعضى از الطاف خاصّه آن حضرت مقرون، و به بعضی فیوضات مخصوص ظاهرى و معنوى از معارف و حِكَم الهى از آن حضرت(علیه‌السلام) بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء چنین حالاتى اتفاق افتاد، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب بیان شده است.(6)

9- بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت(علیه‌السلام) را از خداوند متعال طلب نماید، این دعا وسیله‌اى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت(علیه‌السلام)، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبه‌اى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مى‌شود.

و نیز این دعا وسیله‌اى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمت‌ها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت(علیه‌السلام) به یمن وجود اقدسشان حاصل مى‌شود؛ و خواهد شد، و هم وسیله‌اى براى مرتبه‌اى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد.

البتّه فوائد كلى و مهمى غیر از این فوائد نه‌گانه كه ذكر شد؛ بر حسب آنچه از آیات و روایات استفاده مى‌شود خیلى زیاد است، و چه بسا شمار آن فواید و فضایل متجاوز از صد فائده و فضیلت مى‌شود؛ كه در كتب به صورت مبسوط و مشروح بیان شده است .

بعد از شناخت این فواید مهم، سزاوار نیست كه بنده مؤمن از آن غفلت كرده و مسامحه نماید، و از فیوضات كامل آن محروم بماند، بلكه در مضمون بعضى از ادعیه‌ای كه از آن حضرت(علیه‌السلام) است آمده: از خداوند متعال چنین مسئلت نمائید كه:

الهى! ما را یارى فرما كه ذكر و یاد ایشان و صلوات بر ایشان و دعا در حقّ ایشان را فراموش نكنیم.

http://www.tebyan.net

 

صاحب الزمان عج

برای تعجیل در ظهورش همه با هم دعا کنیم

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ


خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد


وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ


و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است


الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى


و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر


مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ


محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام


وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ


و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند


الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى


چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد


فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ


كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب


الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ


الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت


السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ


همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق


مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ


محمد و آل پاكيزه اش


برچسب‌ها: فواید توبه و دعا برای تعجیل درفرج, فواید توبه, تعجیل در فرج, فرج, امام زمان
لینک ثابت
سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.
مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!
این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.

امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.
بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.

تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم.
آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!
بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.
فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!


برچسب‌ها: پسر شهید روشن درگوش رهبری چه گفت
لینک ثابت
مقدمه:
امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.
ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:
نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

پدر و مادر امام:
پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:
حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)
نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

زندگی امام در مدینه:
حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

امامت حضرت رضا (علیه السلام):
امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

اوضاع سیاسی:
مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:
ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.
1- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.
2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند.

از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

سفر به سوی خراسان:
مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

حدیث سلسلة الذهب:
در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد."

امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

ولایت عهدی:
باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی."

مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم."

مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

جنبه علمی امام:
مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

"برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم."

سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

اخلاق و منش امام:
خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)
امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:
امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."
امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."
امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."
امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."
امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."

شهادت امام:
در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند.

اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند.

تدفین امام:
به قدرت و اراده الهی امام جواد (علیه السلام) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گردید و قرنهاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.
رشد
http://www.webgardi2030.ir
برچسب‌ها: زندگی نامه امام رضا, ع
لینک ثابت
اشتباه در زندگى
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
على(عليه السلام) مى فرمايد:

لا تُشْغِلْ قَلْبَكَ الْهَمَّ عَلَى مافاتَ فَيُشْغِلَكَ عَنِ الإِستِعْدادِ بِما هُوَ آت(1)

ترجمه

قلب خود را به اندوه براى گذشته مشغول نكن كه از آمادگى ها براى آينده درمانى.

شرح كوتاه

كمتر كسى پيدا مى شود كه اشتباهاتى در زندگى مرتكب نشود و فرصت هايى را از دست نداده باشد، در اين جا مردم دو دسته مى شوند; عده اى دائماً وقت خود را با افسوس خوردن به گذشته تلف مى كنند و باقيمانده انرژى هاى خود را در اين راه از دست مى دهند; ولى عده ديگرى گذشته را تمام شده تلقى كرده به دست فراموشى مى سپارند و تنها از آن درس هاى عبرتى براى ساختن آينده مى آموزند و تمام قدرت و نيروى خود را متوجه سازندگى امروز و فردا مى كنند. مسلّماً پيروزى از آن اين دسته است همان طورى كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) در حديث بالا بيان فرموده است.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
در خدمت برادران باش
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
امام صادق(عليه السلام) فرمود:

مَنْ كانَ فِى حاجَةِ أَخِيْةِ الْمُسْلِم كَانَ اللهُ فِى حَاجَتِهِ(1)

ترجمه

كسى كه در راه انجام حاجات و نيازمندى هاى برادران دينيش كوشش كند، خداوند در راه انجام حاجات او خواهد بود.

شرح كوتاه

مردم غالباً فكر مى كنند كه اگر به حلّ مشكلات ديگران بپردازند از پيشرفت در زندگى مى مانند، در حالى كه منطق اسلام غير از اين است، پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در حديث بالا مى فرمايد، تو در راه حلّ مشكلات مردم، و رفع نيازمندى هاى آنها بكوش، خداوندى كه قدرتش مافوق قدرت تو و همه قدرتهاست به تو كمك مى كند و مشكلات تو را حل مى نمايد. اين موضوع را با چشم خود ديده ايم كه افرادى كه به ديگران كمك مى كنند مشكلاتشان به طور عجيبى حل مى شود و اين يك موهبت الهى است.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
نه چاپلوسى نه حسد
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

الثَناءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الإِسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَالتَّقْصِيرُ مِنَ الإِسْتِحْقاقِ عَىُّ أَوْ حَسَدٌ(1)

ترجمه

مدح و تعريف بيش از استحقاق و شايستگى تملق است و كمتر از استحقاق يا ناتوانى در بيان است يا حسد.

شرح كوتاه

شك نيست كه بايد از افراد شايسته و صفات و اعمال نيكشان تقدير و تمجيد كرد و آنها را در راهى كه در پيش گرفته اند تشويق و دلگرم نمود ولى بايد اين كار درست به اندازه استحقاق افراد باشد وگرنه نتيجه هاى منفى و زيانبخشى به وجود مى آورد، اگر بيش از اندازه شايستگى باشد تملق و چاپلوسى است كه هم شخصيت گوينده را در هم مى شكند و هم طرف را گرفتار عجب و خودبينى مى كند، و اگر كمتر از شايستگى باشد، هم نيكان را دلسرد مى سازد و هم نشانه حسد يا عجز گوينده است.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
امام محمّد تقى (امام جواد)(عليه السلام) فرمود:

إِعْلَمْ أَنَّكَ لن تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ(1)

ترجمه

بدان كه از ديدگاه پروردگار بيرون نخواهى رفت اكنون ببين چگونه خواهى بود؟

شرح كوتاه

نخستين اثر ايمان به خداوند بزرگ، احساس يك مراقبت دائمى بر سر تا پا و درون و برون از ناحيه علم و آگاهى اوست، نه تنها هيچ نقطه اى از ديدگاه علم او بيرون نيست، بلكه مراقبين او از چهارسو، از همه جا، ما را احاطه كرده اند.

هر قدر پايه ايمان بالاتر برود احساس اين مراقبت، بيشتر و عميق تر مى گرد، تا آن جا كه انسان خود را به طور دائم در حضور او مى بيند، اين احساس بزرگترين وسيله اصلاح فرد و اجتماع، و زيباترين جلوه هاى ايمان است، كه احيا كردن آن به مهم ترين نابسامانى هاى اجتماعى سامان مى بخشد.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
پيغمبرگرامى اسلامى مى فرمايد:

إِعْدِلُوا بَيْنَ أَوْلادِكُمْ كَما تُحِبُّونَ أَنْ يَعْدِلُوا بَيْنَكُمْ(1)

ترجمه

در ميان فرزندان خود عدالت كنيد همان طور كه دوست مى داريد آنها در ميان شما عدالت كنند.

شرح كوتاه

يكى از اشتباهات بزرگ تبعيض در ميان فرزندان است، بعضى از مردم، براى فرزند بزرگ و به اصطلاح ارشد امتياز قائل مى شوند و بعضى براى كوچك ترين فرزند، و گاهى آنچنان در اين راه، افراط مى كنند كه هر چه از محبّت و مال و عواطف دارند در اختيار يكى از آنها قرار مى دهند و ديگران را بكلى محروم مى سازند، اين موضوع آتش كينه و حسد را دل آنها بر مى افروزد و در آينده نسبت به يكديگر دشمن و نسبت به پدر و مادر كينه جو، و حتى نسبت به اجتماع هم در مقام انتقام جويى بر مى آيند.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
امام حسين(عليه السلام) فرمود:

اَلنّاسُ عَبِيْدُ الدُّنْيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ ما دَرَّت بِهِ مَعايِشُهُمْ فَإِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيانُونَ!(1)

ترجمه

بسيارى از مردم بنده دنيا هستند و دين تنها بر زبان آنهاست، مادامى كه زندگى آنان در پرتو دين و روبراه است از آن حمايت مى كنند; ولى آن روز كه با حوادث سختى آزموده شوند، دينداران اندكند.

شرح كوتاه

دين و مذهب - آن هم مذهبى همچون اسلام - حافظ حقوق مردم جامعه و حامى منافع واقعى و عادلانه آنهاست، ولى گاهى دين مزاحم منافع شخصى و خصوصى افراد است; اين جاست كه «دينداران از مدعيان دين»، شناخته مى شوند، بسيارى از مردم كه به هر چيز از دريچه سود شخصى خود مى نگرد تا آن جا با دين همراهند كه حافظ حقوق شخصى آنها باشد، اما بر سر دو راهى ها كه دين از منافع خصوصى آنها جدا مى شود، بكلى آن را رها مى كنند و مصداق «نؤمن ببعض و نكفر ببعض» مى شوند; اما دينداران واقعى آنها هستند كه در هر حال به آن وفا دارند و دين وايمان خطوط اصلى زندگى آنها را ترسيم مى كند نه منافع شخصى.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
خردمند و بى خرد
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلعاقِلُ يَعْتَمِدُ عَلى عَمَلِهِ وَالْجاهِلُ يَعْتَمِدُ عَلَى أَمَلِهِ(1)

ترجمه

خردمند بر سعى و عمل خويش تكيه مى كند و بى خرد بر آرزوهاى خويش.

شرح كوتاه

خردمندان افرادى مثبت و حقيقت جو هستند لذا هميشه هدف هاى بلند خويش را در وجود خارجى جستجو مى كنند، و چون رسيدن به آنها بدون تلاش و سعى و كوشش ممكن نيست، همّت خويش را روى عمل خويش متمركز مى سازند، در حالى كه جاهلان بى خبر در دريايى از آرزوها و اوهام غوطه ورند و گمشده هاى خود را تنها در عالم خيال مى جويند، و چون دست يافتن به تخيّلات نيازى به كار و كوشش ندارد، گرايش هاى منفى در همه شئون زندگى آنها آشكار مى گردد، هميشه به انتظار پيروزى هاى خيالى در فردايى كه هنوز نيامده و شايد هيچ گاه نخواهد آمد دلخوشند، و بنابراين در زندگى تكيه گاهى جز آرزو ندارند.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی
لینک ثابت
عاشقان جانباز
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ أَصْحَابَ جَدِّىَ الْحُسَيِنْ لَمْ يَجِدُوا ألَمَ مَسِّ الْحَدِيْدِ(1)

ترجمه

ياران فداكار جدم امام حسين(عليه السلام) در زير ضربات شمشير و نيزه دشمن احساس درد نمى كردند!

شرح كوتاه

هنگامى كه علاقه انسان به يك هدف به مرحله عشق، آن هم عشقى سوزان، برسد تمام احساس او در همان نقطه متمركز مى شود، و به همين جهت هر ناراحتى براى او قابل تحمل است نه تنها قابل تحمل است بلكه احساس ناراحتى نمى كند، جايى كه زنان مصر با ديدن روى يوسف، در مسير يك عشق زود گذر مجازى، آنچنان از خود بى خبر شدند كه به جاى بريدن ميوه، دست هاى خود را بريدند چه جاى تعجب است كه عاشقان بى قرار راه خدا، و جانبازان راه حق و فضيلت، درد و رنج ضربات سنگين دشمن را احساس نكنند، بايد نخست عشق ورزيد، فداكارى و تحمل نتيجه حتمى آن است.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی
لینک ثابت
شهادت و پاكى
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:

إذا مُتَّ عَلَى طَهارَة تَكُونُ شَهِيْداً(1)

ترجمه

هنگامى كه پاك از دنيا بروى در زمره شهيدان خواهى بود.

شرح كوتاه

حديث فوق قسمتى از دستورهايى است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به يكى از ياران خود به نام «انس» مى دهد و به او مى فرمايد:

«اگر مى توانى شب و روز با وضو باشى اين چنين كن، زيرا گر در اين حال از دنيا بروى شهيد خواهى بود.»، گرچه معناى نخستين حديث، همان با وضو بودن است، اما حديث در ضمن اشاره به حقيقت مهم ترى دارد و آن پاك زيستن و پاك از جهان رفتن است، آنها كه دامانشان پاك، دل هايشان پاك، و زندگى و فكرى پاك دارند و اين چنين از جهان رخت بر مى بندند قطعاً در صف شهيدان خواهند بود كه شهادت منحصر به كشته شدن در ميدان جنگ نيست، احاديث ديگرى كه در منابع اهل بيت(عليهم السلام)وارد شده نيز اين حقيقت را تأكيد مى كند.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی
لینک ثابت
 

امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ اللهَ قَضَى قَضاءً حَتْماً أَلاّ يُنْعِمَ عَلَى الْعَبْدِ بِنِعْمَة فَيَسْلُبُها إيّاهُ حَتّى يُحْدِثَ الْعَبْدُ ذَنْباً يَسْتحِقُّ بِذلِك النَّقِمَةِ(1)

ترجمه

خداوند يك حكم قطعى كرده است كه نعمت هايى را كه به مردم داده از آنها نگيرد مگر اين كه گناهى مرتكب شوند كه موجب سلب آن نعمت گردد.

شرح كوتاه

نعمت هاى خدا بى پايان است، اما بى حساب نيست، بدون حساب به كسى نمى دهد و بى حساب از كسى نمى گيرد، هنگامى كه مردم جهان نعمت هاى او را وسيله غرور و فساد تبهكارى و ستم قرار دادند همان نعمت ها تبديل به عوامل بدبختى آنها مى گردد، نعمت آنها سلب، و بلا جاى آن را مى گيرد، صنايع و تكنولوژى آنها ويرانگر، و اجتماع آنها مايه نفاق، و توسعه زندگى آنها مايه ناراحتى، و حتى وسيله هاى سرعت عامل عقب ماندگى آنها مى گردد، چرا كه از نعمت ها سوء استفاده كردند!


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
پيغمبر گرامى اسلامى فرمود:

ما أَنْزَلَ اللهُ مِنْ داء إِلاَّ جَعَلَ لَهُ دَواء(1)

ترجمه

خداوند هيچ دردى نداد مگر اين كه دوايى بر آن آفريد.

شرح كوتاه

جهانى كه در آن زندگى مى كنيم مجموعه اى از عملها و عكس العمل هاست در كنار نيروى نفى كننده نيروى مثبت و سازنده اى وجود دارد كه بايد آن را پيدا كرد و از آن بهره گرفت، و ادامه حيات ما معلول همين تعادل نيروهاست، نه تنها هيچ بيمارى جسمى بدون درمان وجود ندارد، هيچ مشكل اجتماعى هم موجود نيست كه راه حلى براى آن نباشد، آنها كه مشكلات را لاينحل مى پندارند و به هر كار پيچيده برخورد مى كنند آن را درد بى درمان معرفى مى كنند از اين حقيقت غافلند كه اصولا درد بى درمان وجود ندارد.

بنابراين بايد با حوصله و پشتكار به ميدان حوادث سخت زندگى رفت و راه حل آنها را پيدا كرد.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
نشانه هاى ستمگر
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

لِلظّالِمِ ثَلاثُ عَلامات:

يَظْلِمُ مَنَ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ وَمَنْ دُوْنَهُ بِالْغَلَبَةِ

وَيُظاهِرُ الْقَوْمَ الْظَّلَمة(1)

ترجمه

ستمگر سه نشانه دارد: به آنها كه بالاتر از او هستند با مخالفت و نافرمانى ستم مى كند، و نسبت به آنها كه زير دست او قرار دارند از طريق قهر و غلبه ستم مى نمايد، و با ستمگران همكارى دارد.

شرح كوتاه

آن كس كه روح ستمگرى بر فكرش غلبه كند و تحت نفوذ اين روحيه پليد قرار گيرد، در هر مورد به شكلى خودنمايى مى نمايد: از انجام وظايف خود در برابر آنها كه پذيرش فرمان آنها لازم است سرپيچى مى كند، و در برابر زيردستان به قهر و غلبه و زور و قلدرى متوسل مى شود، و دوستان و هم رديفان و همكاران خود را از ميان ستمگران انتخاب مى نمايند، او در هر حال ستمگر است ولى در هر مورد به شكل مناسب آن مورد در مى آيد.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
تلاش عاجزان
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْغِيْبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ(1)

ترجمه

غيبت كردن آخرين تلاش افراد ناتوان است.

شرح كوتاه

درميان گناهان كبيره كمتر گناهى است كه همانند غيبت نشانه پستى و ضعف و زبونى و ناجوانمردى باشد.

آنها كه به مذمت و عيب جويى مردم در پشت سر مى نشينند و آبروى و حيثيت افراد را با افشاى عيوب پنهانى، كه غالب مردم به يكى از اين عيوب گرفتارند، مى برند، و آتش حسد و كينه خود را با اين وسيله فرو مى نشانند، افرادى ناتوان و فاقد شخصيتند كه حتى در مبارزه بى دليل و ظالمانه خود شهامت ندارند و تمام قدرتشان اين است كه از پشت خنجر بزنند.

در حديث آمده، آن كس كه غيبت مردم كند اگر توبه نمايد آخرين كسى است كه وارد بهشت مى شود و اگر نكند نخستين كسى است كه وارد دوزخ مى شود.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
من از آنها بيزارم
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) مى فرمايد:

لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشً مُسْلِماً أَوْ ضَرَّهُ أَوْما كَرَهُ(1)

ترجمه

آن كس كه تقلّب كند يا به مسلمانى زيان رساند يا به او نيرنگ زند از ما نيست.

شرح كوتاه

آنها كه خوشبختى خود را در بدبختى ديگران و سود خود را در زيان ديگران مى بينند نه يك انسان واقعى محسوب مى شوند و نه يك مسلمان حقيقى.

امتياز انسان از ساير جانداران در شخصيت اجتماعى اوست، و آن كس كه سود خود را در ضرر ديگران مى بيند فاقد شخصيت اجتماعى است.

زيان به افراد ديگر رسانيدن گاهى صريح و آشكار است و گاهى پنهانى از طريق تقلّب و يا خدعه و نيرنگ، به هر صورت باشد در اسلام ممنوع است، و امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) فرمود: من از مرتكبين اين اعمال بيگانه ام.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:

أَصْدَقُ كَلِمَة قالَتْها الْعَرَبُ كَلِمَةُ لُبَيْد:

ألا كُلُّ شَىء مَا خَلاَ الله باطِلُ *** وَكُلُّ نَعِيْم لا مَحَالَةَ زائلُ(1)

ترجمه

صحيح ترين و رساترين جمله اى كه عرب گفته است، گفتار «لبيد» (شاعر معروف) است آن جا كه مى گويد: «آگاه باشيد هرچيزى جز خدا باطل است و هر نعمتى بالاخره از دست خواهد رفت».

شرح كوتاه

توجه به فناى ثروت ها و مقام ها و زوال نعمت ها به انسان هشدار مى دهد كه هم در به دست آوردن آنها رعايت حق و عدالت را كند و هم در طرز مصرف آنها راه اعتدال پيش گيرد.

ابديّت و جاودانگى لباسى است كه تنها به قامت كبرياى او مى زيبد و راه نيافتن فنا و نيستى تنها مخصوص ذات پاك اوست.

در برابر هر صحنه اى از صحنه هاى زندگى مادى بايد به اين حقيقت توجّه داشت و مغرور نشد.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
حق و باطل
دوشنبه 14 آذر1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

إِنَّ الْحَقَّ ثَقِيْلٌ مَرِىءٌ، وَ إِنَّ الْباطِلَ حَفِيفٌ وَبِىْءٌ(1)

ترجمه

حق سنگين و مشكل اما گواراست، و باطل سبك و آسان و اما دردناك و خطرناك است.

شرح كوتاه

اما باطل بسيار آسان و گاهى بسيار لذيذ و شيرين، ولى اثرش مرگبار است; همچون يك غذاى لذيذ امام مسموم، هنوز از گلوى انسان فرو نرفته اثر ويرانگرى آن در قلب و معده و روده ها آشكار مى گردد; باطل نيز همانند اين غذا، سازمان هاى مختلف اجتماع را ويران مى سازد.


منبع : صدو پنجاه درس زندگی آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت

شنبه 5 آذر1390 | گمنام

مداحی های سال ۹۰ و ماقبل

http://www.aviny.com/Voice/Marsieh/moharam_01.aspx

لینک ثابت

زيارت عاشورا، پاداش بزرگ : صالح پسر عُقْبه، از ياران امام پنجم عليه‏السلام به نقل از پدرش مي‏گويد: امام باقر عليه‏السلام فرمود: «کسي که در روز عاشورا، از نزديک امام حسين عليه‏السلام را با چشم گريان زيارت کند، خداوند پاداش بزرگي به او مي‏دهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسي امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زيارت کند، تکليف او چيست؟» حضرت فرمود: «پيش از ظهر در جاي بلندي بايست و پس از اشاره به سوي مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرين کن. سپس دو رکعت نماز زيارت بخوان و هر چه مي‏تواني بر مصيبت امام گريه کن. خاندانت را نيز بر اين عمل ترغيب کن». آن‏گاه در پايان افزودند: «من ضمانت مي‏کنم هر کسي اين کار را انجام دهد، خداوند پاداش ياد شده را به او بدهد».

زيارت پيامبران

فردي به نام عَلْقَمه مي‏گويد: به امام باقر عليه‏السلام عرض کردم: «اگر قصد زيارت امام حسين عليه‏السلام را از دور يا نزديک داشتم، چگونه زيارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسي که سلام مي‏دهد، به سوي آن حضرت روي کن و با توجه و حضور قلب به آن سوي نگاه کن و پس از گفتن اللّه‏ اکبر اين‏گونه بخوان: السلام عليک يا ابا عبداللّه‏... (و متن زيارت عاشورا را به وي مي‏آموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آن‏گاه فرمودند: «فرشتگان نيز آن حضرت را اين‏گونه زيارت مي‏کنند و پاداش چنين زائري بسيار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا مي‏برد و نام او را در زمره همراهان امام حسين عليه‏السلام و شهيدان کربلا نگاشته، ثواب زيارت رسولان و پيامبران الهي را براي وي ثبت مي‏کند».

وعده خدا و پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم)

صفوان از ياران امام ششم مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام با اشاره به سوي قبر امام حسين عليه‏السلام ، اين زيارت ـ زيارت عاشورا ـ را خواند و پس از آن دو رکعت نماز گزارد. آن‏گاه فرمود: «هرگاه حاجت و گرفتاري‏اي داشتي، در هر جا که هستي، اين زيارت و دعاي پس از آن را بخوان و از خدا حاجتت را بخواه. بي‏ترديد خدا و پيامبر به وعده خويش عمل مي‏کنند و نيازمندي تو را برمي‏آورند».

زيارت عاشورا، حديث قدسي

محدّث نوري، از استادان مرحوم شيخ عباس قمي مي‏گويد: «در فضل و مقام زيارت عاشورا همين بس که از سِنخ ديگر زيارت‏ها نيست که به ظاهر از انشا و املاي معصومي باشد. هر چند از قلوب پاک ايشان چيزي جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بيرون نمي‏آيد، ولي اين زيارت از سنخ احاديث قُدسيه است که به همين ترتيب زيارت و لعن و سلام و دعا از خداي متعالي به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رسيده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز يا کمتر، در برآوردن حاجات و رسيدن به مقاصد و دفع دشمنان بي‏نظير است».

مداومت بر زيارت عاشورا

آيت اللّه‏ شبيري زنجاني، از مراجع تقليد مي‏گويد: «يکي از چشم‏هاي فرزند آقاي حاج سيد محمد بجنوردي بر اثر عارضه‏اي نابينا شده بود و به نظر پزشکان ـ حتي پزشکان خارج از کشور ـ به علت رشد آن عارضه، چشم ديگرش نيز نابينا مي‏شد. ولي آن شخص شفا يافت. يکي از بستگان وي، سيدالشهداء را در عالم رؤيا ديد که به وي فرمود: «ما به جهت اينکه او به زيارت عاشورا مداومت داشت، سلامتي چشم ديگرش را از خدا گرفتيم».

تنها زيارت عاشورا

يکي از بزرگان حوزه مي‏فرمايد: امام جماعت مسجد محمديه قم، جناب حجة‏الاسلام والمسلمين سيدحسين برقعي به من گفتند: «پس از سانحه‏اي که براي من روي داد، به فراموشي شگفت‏آوري دچار شدم؛ به گونه‏اي که تمامي اعضاي خانواده و فرزندان خويش را مي‏ديدم، ولي هيچ کدام از آنها را نمي‏شناختم. تنها چيزي را که فراموش نکرده بودم، زيارت عاشورا بود که آن را از حفظ مي‏خواندم».

اداي دِين

عالم متقي، مرحوم آيت اللّه‏ نجفي قوچاني (نويسنده کتاب سياحت غرب)، در زندگي‏نامه خود مي‏نويسد: «پدرم بسيار مقروض بود و بدهي‏اش پيوسته بيشتر مي‏شد. من بنا گذاشتم که چهل روز زيارت عاشورا بخوانم. بدين ترتيب، هر روز دو ساعت پيش از ظهر خواندن دعا را آغاز مي‏کردم و هنوز ظهر نشده بود که زيارت تمام مي‏شد. پس از چهل روز، نامه‏اي از پدرم دريافت کردم که خبر مسرت‏بخش اداي دِين خودش را براي من نگاشته بود. از آن پس، دل قوي داشتم و هر حاجت مهمي که برايم پيش مي‏آمد، به آستان مقدس حسيني عليه‏السلام روي مي‏آوردم و با قرائت چهل بار زيارت عاشورا نيازم برآورده مي‏شد».

آخرين ذکر، زيارت عاشورا

مرجع بزرگ، آيت اللّه‏ العظمي بهجت درباره زيارت عاشورا مي‏گويد: «مضمون زيارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است... در سندها آمده است که زيارت عاشورا از حديث‏هاي قُدسي است. براي همين، با وجود فراواني کارهاي علمي موجود نزد علما و اساتيدمان، آنان هميشه مراقب خواندن زيارت عاشورا بودند. مرحوم آيت اللّه‏ شيخ محمدحسين اصفهاني از خداوند متعالي مي‏خواست کلمات پاياني عمرش، زيارت عاشورا باشد، و پس از آن به سوي باري تعالي بشتابد. خداوند نيز دعاي وي را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زيارت عاشورا روحش به ملکوت اعلي شتافت و قرين رحمت گرديد».

هميشه با زيارت عاشورا

صاحبان بصيرت، هميشه به خواندن زيارت عاشورا توجه داشتند و آن را به ديگران نيز سفارش مي‏کردند. مرحوم شيخ رجبعلي خياط که حالات معنوي او مشهور خاص و عام است، در توسل به اهل بيت عليه‏السلام به زيارت عاشورا تأکيد فراواني داشت و مي‏فرمود: «در عالم معنا به من توصيه کرده‏اند که زيارت عاشورا بخوان». وي به ديگران نيز سفارش مي‏کرد: «تا زنده‏ايد زيارت عاشورا را از دست ندهيد».
http://www.aviny.com
لینک ثابت
قال الحسین(ع)! من اتانا لم یعدم خصله من اربع! آیه محکمه ، و قضیه عادله ، و اخا مستفادا، و مجالسه العلماء.
امام حسین(ع) فرمود: هر کس به نزد ما آید چهار خصلت را از دست نمی دهد، (و حداقل از چهار چیز بهره مند می گردد)
۱-نشانه های محکم و استوار می شنود ۲-از قضاوتی عادلانه برخوردار می گردد ۳-با برادری سودمند و پرفایده روبه رو خواهد شد ۴-اجر و پاداش مصاحبت و هم نشینی با علما و دانشمندان را خواهد برد.(۱)

۱- کشف الغمه، ج۲، ص ۸۰۲

http://shiaha.com

لینک ثابت
بهاى انسان
دوشنبه 23 آبان1390 | گمنام
اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمود:

إنَّهُ لَيْسَ لاَِ نْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تَبِيْعُوها إِلاَّ بِها.(1)

ترجمه

(آگاه باشيد) براى وجود شما بها و قيمتى جز سعادت جاويدان بهشت نيست و به غير اين بها آن را نفروشيد.

شرح كوتاه

معمولا اگر از كسى بپرسند سرمايه وجود و هستى خود را به چه مبلغ معامله مى كنى؟ ارزش و بهايى براى آن نمى تواند قائل شود.

در حالى كه اين سرمايه بزرگ را تدريجاً و روز به روز به بهاى ناچيزى مى فروشد، و گاه در پايان عمر مى بيند اين سرمايه عظيم را با يك خانه يا يك اتومبيل و يا ويلاى ييلاقى معاوضه كرده است، و تازه از آن هم بزودى جدا خواهد شد.

على(عليه السلام) مى فرمايد هيچ يك از سرمايه هاى مادى اين جهان نمى تواند با سرمايه عمر شما برابرى كند تنها متاعى كه مى تواند با آن برابرى كند خشنودى خدا، و تكامل انسانى و معنوى و سعادت ابدى و جاويدان است كه هر قدر در راه آن تلاش و كوشش و فداكارى كنيد بجاست.


1. نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 456.

۱۵۰ درس زندگی ایت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها وَلَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِها(1)

ترجمه

دنيا براى هدف ديگر آفريده شده، نه براى خودش .

شرح كوتاه

غالباً تفسير آيات و اخبارى كه از يك سو در مدح دنيا و وسايل مادى اين جهان وارد شده و آن را تجارتخانه يا مزرعه اولياى خدا معرفى كرده، با آيات و اخبارى كه در ذم آن وارد شده و آن را خطرناك و فريبنده و سرمايه غرور شمرده، بر افرادى مشكل مى شود.

ولى حديث بالا آنها را به روشنى تفسير مى كند كه اگر دنيا و وسايل مادى آنچنان كه خدا قرار داده، وسيله براى رسيدن به تكامل انسانى و بسط عدالت و داد و سعادت همه جانبه انسان ها باشد، ارزنده و دوست داشتنى است، اما اگر هدف نهايى و مطلوب با لذّات باشد و مايه طغيان و غرور و سركشى گردد، تنفرآميز و خطرناك خواهد بود.


1. از جلد 1 سفينة البحار.

۱۵۰ درس زندگی : آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
چند نشانه ايمان
دوشنبه 23 آبان1390 | گمنام
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْمُؤْمِنُ حَسَنُ الْمَعُوْنَةِ خَفِيْفُ الْمَؤُْنَةِ جَيِّدُ التَّدْبِيرِ لِمَعِيْشَتِهِ لا يَلْسَعُ مِنْ جُحْر مَرَّتَيْنِ(1)

ترجمه

آدم با ايمان كمك او پر ارزش، هزينه او كم، در زندگى با تدبير، و هرگز از يك سوراخ دوباره گزيده نمى شود (هيچ گاه از يك ناحيه دوبار غافلگير نخواهد شد.

شرح كوتاه

ايمان جلوه ها و نشانه هاى علمى و اخلاقى و اجتماعى دارد كه بدون اسم بى مسمايى بيش نيست، در حديث فوق به چهار نشانه آن اشاره شده است:

1- افراد با ايمان كمك هاى ارزنده اى در اختيار برادران مسلمان خود مى گذارند، چرا كه كمك هاى آنها با دلسوزى و اخلاص و آگاهى همراه است.

2- آنها زندگى پرخرج و تجملاتى كه براى تهيه وسايل آن آلوده همه گونه خلافكارى شوند ندارند.

3- آنها در امر زندگى و مخصوصاً امور اقتصادى با تدبير و هوشيارند.

4- آنها از هر حادثه اى فوراً درس عبرت مى گيرند و به همين دليل هرگز از يك ناحيه دو بار ضربت نمى خورند.


1. از كتاب سفينة البحار.

۱۵۰ درس زندگی : آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلتَّوْحِيْدُ أَنْ لا تَتَوَهْمَهُ وَالْعَدْلُ أنْ لا تَتَّهِمَهُ(1)

ترجمه

حقيقت توحيد خداوند اين است كه ذات او را به وهم و تصور خود محدود نسازى و ايمان به عدالت او در اين است كه در هيچ كار او را متهم ننمايى.

شرح كوتاه

به همان اندازه كه اصل وجود خداوند براى ما روشن و آشكار است و هر ذره اى از ذرات اين جهان دليل عظمت و قدرت و علم و توانايى اوست، به همان مقدار حقيقت ذات او بر ما پوشيده است زيرا او وجودى است نامحدود و چنان وجودى بالاتر از درك محدود ماست، بنابراين بايد ذات او را از هر چيز تصور مى كنيم بالاتر بدانيم و اين است حقيقت توحيد.

از طرفى در اين جهان حوادثى روى مى دهد كه گاهى اسرار آن بر ما پوشيده است، توجّه به عدالت خداوند به ما مى گويد كه اين حوادث همه روى حساب و قانون است، هرگونه سوءظن در اين قسمت با ايمان به عدالت و حكمت او سازگار نيست.


1. از نهج البلاغه، كلمات قصار.

۱۵۰ درس زندگی : آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

إنَّ الْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبُرِ الْحَدِيْدِ إنَّ زُبُرَ الْحَدِيْدِ إذأُ دْخِلَ النّارَ تَغَيَّرَوإنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْقُتِل ثُمَّ نُشِرَثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْقَلْبُهُ(1)

ترجمه

افراد با ايمان از قطعات آهن محكمترند چه اين كه:

آهن هنگامى كه وارد آتش شود تغيير مى كند; اما مؤمنان اگر كشته شوند و سپس زنده شوند و باز كشته شوند، تغييرى در روحيه آنها پيدا نمى شود.

شرح كوتاه

زندگى مجموعه اى است از مشكلات و مسائل پيچيده، كه افراد كم استقامت بزودى در برابر آن زانو مى زنند و از ميدان فرار مى كنند; اما آنها كه در پرتو ايمان، استقامت دارند به هيچ وجه در برابر انبوه مشكلات تسليم نمى گردند.

آنها مى دانند در راه اطاعت فرمان پروردگار، در راه پرهيز و دورى از گناه، و در راه سربلندى و عظمت، هميشه موانعى وجود دارد و رسيدن به اين افتخارات، نيازمند به خويشتن دارى و فداكارى و ايستادگى در برابر هوس هاى سركش و در برابر مشكلات ديگر است، لذا در دين از تلاش و كوشش نمى ايستند و از حوادث نمى هراسند.


1. از كتاب سفينة البحار، جلد 1، صفحه 37.

صدوپنجاه درس زندگی : آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت
همه روز محاسبه كن
دوشنبه 23 آبان1390 | گمنام
امام كاظم(عليه السلام) فرمود:

لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ كُلَّ يَوْم(1)

ترجمه

كسى كه همه روز به حساب خويشتن نرسد از ما نيست!

شرح كوتاه

پيشگيرى از زيان و كوشش براى سود بيشتر، در هيچ مؤسسه اى چه كوچك و چه بزرگ در اين جهان، بدون رسيدگى مستمر و محاسبه و بيلان ممكن نيست. و راستى حيرت آور است كه مردم در حساب سرمايه هاى مادى خود اين قدر دقيقند، و يا نسبت به كم و زياد شدن چند گرم وزن بدن خويش حساسيت دارند، اما گاهى در تمامى عمر حتى يك بار به حساب هاى انسانى و اخلاقى و معنوى خويش نمى رسند چه غفلت وحشتناكى!

ولى يك مسلمان مسئوول و بيدار كسى است كه به گفته امام كاظم(عليه السلام)در حديث فوق، همه روز بدون استثنا به حساب خويشتن رسيدگى مى كند. «ان عمل حسناً استزاد منه و ان عمل سيئاً استغفر الله منه; اگر كار نيكى كرده كوشش مى كند بيشتر كند و اگر كار بدى انجام داده از آن توبه مى نمايد».


1. از كتاب اقوال الائمه، جلد 1، صفحه 214.

صدوپنجاه درس زندگی : آیت الله مکارم شیرازی

لینک ثابت

 

 
نسخه برداری از کتابهای موجود در بخش زیر برای استفاده شخصی اشکالی ندارد
ولی هر گونه استفاده تجاری خواه در قالب نرم افزار یا چاپ کتاب منوط به اجازه از ناشر است.
 
 

1-

 رساله توضیح المسائل

 

  

2-

استفتائات جلد 1

  

3-

 استفتائات جلد 2

 

  

 

4-

استفتائات جلد 3  

  

  

 

5-

رساله احکام بانوان  

  

 

6-

رساله احکام پزشکی  

  

  

7-

 رساله احکام -پسران

 

 

 

8-

رساله احکام-دختران 

 

9-

 رساله احکام نوجوانان

 

 

 

10-

احکام عزاداری

 

 

11-

احکام خانواده در پرتو فقه اسلامى

 

 

 

12-

مناسک جامع حج

 

 

 

13-

 مناسک حج

 

 

 

14-

  مناسک عمره مفرده

 

 

 

برچسب :

رساله - توضیح المسائل آیت الله مکارم شیرازی - احکام جوانان  - احکام حج- احکام - استفتائات -

احکام عزاداری - رساله دختران و پسران

منبع http://www.makaremshirazi.org

لینک ثابت
نوحه گرى جاهليت
چهارشنبه 6 مهر1390 | گمنام
امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:

يكى از سخنان كوتاه پيامبر(عليه السلام) كه هيچ كس پيش از او نگفته، اين بود:

اَلنَّياحَةُ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِيَّةِ(1)

ترجمه

نوحه گرى از اعمال دوران جاهليت است (در برابر مشكلات نبايد ناله كرد بلكه بايد براى حل آنها بپاخاست).

 شرح كوتاه

   اين حديث كوتاه و پرمعنا، ظاهرى دارد و باطنى:

   ظاهر آن اشاره به اعمال بى رويه اى است كه در زمان جاهليت مرسوم بود; هنگامى كه كسى از دنيا مى رفت زنان نوحه گر دعوت مى كردند كه با آهنگ هاى مخصوص خود و اشعار پر از دورغ و فريب بر مرگ او نوحه سرايى كنند و يك عزاى ساختگى و قلابى برپا سازد. و اما معناى ديگرى كه شايد امام باقر(عليه السلام) نيز به آن اشاره مى كند اين است كه در برابر حوادث سخت و پيچيده و مشكلات زندگى فردى و اجتماعى نوحه گرى و ناله كردن بيهوده است و به هدر دادن نيروها و امكانات است; بايد با سر پنجه عقل و انديشه و با همّت و استقامت مداوم آنها را گشود و چاره جويى كرد.

یکصدو پنجاه درس زندگی نوشته آیت مکارم شیرازی مدظله العالی

لینک ثابت
اركان هدايت
چهارشنبه 6 مهر1390 | گمنام
امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:

اَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى ثَلاثِ خِصَال:

توفيقٌ مِنَ الله

وَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ

وَقَبُولٌ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ(1)

ترجمه

افراد با ايمان نيازمند به سه چيزند، توفيق پروردگار، و واعظى از درون جان و دل، و پذيرشى از اندرز دهندگان.

 شرح كوتاه

   در اين راه پرفراز و نشيبى كه انسان در زندگى در پيش دارد براى اين كه بتواند از خطرات بيشمارى كه سعادت او را تهديد مى كند رهايى يابد و موجودى مفيد و مؤثر در اجتماع گردد، در درجه اوّل نياز به يك ارتباط معنوى و روحانى به پروردگار دارد كه از ذات پاكش مدد گيرد، و سپس وجدانى بيدار و آگاه از درون او را موعظه كند و پس از آن گوش هايى شنوا كه از افكار، راهنمايى ها، اندرزها و مشورت هاى ديگران استفاده كند.

یکصدو پنجاه درس زندگی نوشته آیت مکارم شیرازی مدظله العالی

لینک ثابت
سرانجام جهل
چهارشنبه 6 مهر1390 | گمنام
امام نهم، امام جواد(عليه السلام) مى فرمايد:

مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْم أَفْسَدَ أَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحُ(1)

ترجمه

آن كس كه بدون علم و آگاهى عمل كند، بيش از آنچه اصلاح مى كند فساد خواهد كرد.

 شرح كوتاه

   زيان جهل و نادانى تنها به اين قسمت محدود نمى شود كه انسان به ارزش هاى واقعى زندگى و حيات نمى رسد، بلكه فساد و تبهكارى ناشى از ندانم كارى ها خطر بزرگترى است كه در انتظار عاملان بدون علم است.

   در اين موقع است كه شخص نادان مى خواهد به فرزند خود نيكى كند، او را به بدبختى مى كشاند، مى خواهد به اسلام خدمت كند آبروى دين و مذهب را مى برد، مى خواهد صلح و صفا در ميان مردم ايجاد كند، دامن به آتش اختلاف و نفاق مى زند، خلاصه خرابكارى و فساد او در هر زمينه بيش از اصلاح خواهد بود.

یکصدو پنجاه درس زندگی نوشته آیت مکارم شیرازی مدظله العالی

لینک ثابت
پاكيزه باش
چهارشنبه 6 مهر1390 | گمنام
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود:

أَفْوَاهُكُمْ مِنْ طُرُقِ رَبِّكُمْ فَأَحَبُّها إلى الله أَطْيَبُها رِيحْاً فَطَيَّبُوها بِما قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ(1)

ترجمه

دهان شما يكى از راه هاى خداست، محبوب ترين دهان در پيشگاه خدا آن است كه از همه خوشبوتر باشد، پس تا مى توانيد دهان خود را خوشبو نگاهداريد.

 شرح كوتاه

   اين حديث كه در آداب مسواك كردن در كتاب وسايل الشيعه نقل شده ظاهرى دارد و باطنى: ظاهر آن اين است كه انسان با دهان خود ذكر خدا مى گويد، آيات خدا مى خواند و نيايش به درگاه او مى كند بنابر اين بايد آن را پاك و خوشبو نگاهدارد.

   و باطن آن اين است كه دهان يكى از راه هاى پيوند با طرق الهى و بندگان اوست، هر قدر با گفتار خوب و پاكيزه و سخنان محبّت آميز خوشبو گردد و از زشت گويى و دشنام و ناسزا و دروغ و خشونت بر كنار باشد در پيشگاه خدا محبوب تر است.

یکصدو پنجاه درس زندگی نوشته آیت مکارم شیرازی مدظله العالی

لینک ثابت

مجموعه کتاب های چهل داستان و چهل حدیث چهارده معصوم بیان کننده ی داستان ها و احادیث پر ارزش آن چهارده معصوم می باشد که به ترتیب عبارتند از: حضرت محمد (ص)، حضرت فاطمه (س)،امام علی (ع)، امام حسن (ع)، امام حسین (ع)،امام زین العابدین (ع)، امام محمد باقر (ع)، امام جعفر صادق (ع)،امام موسی كاظم (ع)، امام رضا(ع)، امام محمد تقی (ع)، امام علی النقی (ع)، امام حسن عسگری (ع)، امام مهدی(عج)

فرمت کتاب: PDF
دانلود - 5.08 مگابایت

رمز فایل www.p30download.com

منبع : http://p30download.com

 

لینک ثابت

معجزه فکر

 دانلود رساله همراه شامل رساله نه تن از مراجع تقلید با فرمت جاوا جهت استفاده در گوشی های موبایل . . .



 

این مجموعه شامل رساله کامل آیت الله خمینی (ره) ، آیت الله خامنه ای ، آیت الله تبریزی (ره) ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله صانعی ، آیت الله صافی ، آیت الله اردبیلی ، آیت الله سیستانی و آیت الله فاضل لنکرانی در یک نرم افزار می باشد. فایل jar را روی گوشی خود انتقال دهید و اجرا کنید.

 دانلود

لینک ثابت
دانلود مجموعه ای بسیار زیبا از دعاهای مذهبی با فرمت MP3  و حجم کم و قابلیت اجرا روی کلیه گوشی های موبایل و کامپیوتر شامل :

الهم رزقنی توفیق طاعت

زیارت عاشورا

یا علی یا عظیم

الهی عظم البلا

دعای سحر

حجم فایل :۳٫۵ مگابایت

لینک دانلود : مستقیم

برچسب مطلب  

دعای صوتی و دعای مذهبی

منبع : shiaha.com

لینک ثابت

این نرم افزار به صورت مختصر و مفید به تمام نکات مربوط به نماز شب پرداخته شده است.

امکانات آن به شرح زیر می باشد :

کیفت نماز شب
ساده ترین راه خواندن نماز شب
احکام نماز شب
وقت نماز شب
فوائد و فضایل نماز شب
پرسش و پاسخ
نماز شب در قرآن
نماز شب در احادیث
نماز شب در اسک دین
معرفی کامل سایت اسک دین

کاری از اسک دین

با لینک مستقیم از سایت شیعه ها دریافت نمایید.

حجم فایل : ۳٫۰۷ مگابایت | لینک دانلود : مستقیم

برچسب مطلب
دانلود نرم افزار نماز شب, دانلود نرم افزار نماز شب برای رایانه, نرم افزار نماز شب, نرم افزار نماز شب برای رایانه

منبع : shiaha.com

لینک ثابت

حجم فایل : ۲۲۰ کیلوبایت | لینک دانلود : مستقیم

برچسب مطلب
دویست داستان از فضائل زینب, دویست داستان از فضائل زینب (س), دویست داستان از فضائل زینب (س) با فرمت جاوا

منبع : shiaha.com

لینک ثابت

روزی پیروان پیامبر نشسته‏اند.چون همیشه کنارخانه خدا، درحریم کعبه مقدس؛ مسجدالحرام اما دررواق بی‏پناهان… زیراخانه نیزدرتقسیم‏بندی قدرت ومکنت،جایگاههای مخصوص به خود راداردوبی‏کسان را اجازه نشستن درصدر مجالس و پایگاههای قرق – که مخصوص اشراف جاهلی است – نیست…
اگر قریش درحال حاضر نسبت به محمد وانجام کاراوباخونسردی نظاره می‏کند و خاموشانه در تمهید توطئه‏ای کارسازعلیه اواست،اما این بی‏کسان و گمراهانی راکه تنها به الله گرویده‏اند وبه تمامی بتهای زرین و سیمین سیصد وشصت گانه‏شان پشت کرده‏اند-هرجاکه بیایند-به موقع خودمطابق باشئون وحسب ومال ومنالشان خوب می‏مالندودک ودنده‏شان راخوردوخمیرمی‏کنندوتوده ‏ای خونین ومالین ازآنان به جای می‏گذارند

چنین روزی بی‏کسان و بی‏پناهان نوگرویده به محمد نشسته‏اند… نسیمی از بالای دامنه صبا در پرواز است و برپرده کعبه می‏آویزد..ناگاه درمیانشان کسی همچنان که به سوی دشمنان که آن دورترنشسته‏اندوغرق حماسه‏های جاهلی،ترنم اشعارهمیشگی،وتذکاروتکرارسبعه معلقه وقصه‏های اساطیری خویش،خوش‏اند اشاره‏ای می‏کندومی‏گوید:
- راستی این قریشیان تاکنون چیزی از قرآن، این گنجینه مجید و کتاب کریم و حمید ما شنیده‏اند؟ کسی به این پرسش این گونه پاسخ می‏دهد.
- نه تاکنون آشکارا هیچ چیز از کتاب حکیم ما نشنیده‏اند.
- اما در میان ما کیست که در برابرشان بایستد و قرآن را به بانگ بلند برایشان بخواند.
- هرکس چنین کاری کند می‏کشندش.
- من این کار را می‏کنم.
ناگاه تمامی‏شان سرهایشان را به سوی صاحب صدا می‏کنند. وی عبدالله بن مسعود است… مردی است جوان بسیار کوتاه قامت. نازک اندام. ریز جثه و نحیف و ضعیف…

حجم فایل : ۲۹۸ کیلوبایت | لینک دانلود : مستقیم

 برچسب مطلب

دانلود نرم افزار مبعث, دانلود نرم افزار پیامبر رستاخیز جانها با فرمت جاوا, نرم افزار مبعث, نرم افزار پیامبر رستاخیز جانها, نرم افزار پیامبر رستاخیز جانها با فرمت جاوا

منبع : shiaha.com

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " وبلاگ مذهبی " برای " گمنام " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم