الکل سفید پاک است یا نجس؟

سؤال: الکل سفید که برای تزریقات در درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها بهکار می‌رود پاک است یا خیر؟
حضرت آیت‌ا… خامنهای
اگر معلوم نیست در اصل از اقسام مایعات مست کننده باشد محکوم به طهارت است.
حضرت آیتا… تبریزی(ره)
محکوم به طهارت است.
حضرت آیت‌ا… فاضل لنکرانی(ره)
پاک است.
حضرت آیت‌ا… بهجت
اگر مسکر مایع‌‌بالا‌صاله است، نجس است.
حضرت آیت‌ا… صافی گلپایگانی
اگر در ترکیب آن الکل مست‌کننده نجس وجود داشته باشد نجس است و اگر مشکوک باشد، محکوم به طهارت است.
حضرت آیت‌ا… سیستانی
پاک است.
حضرت آیت‌ا… مکارم شیرازی

آری پاک است.

منبع:شیعه ها

ارزش ها و ضد ارزش ها در نهج البلاغه

پدید آورنده : محمدهادی سجادی ، صفحه 21

امیدواری به خداوند

در مشکلات و سختی ها باید به لطف و قدرت بی منتهای الهی توجه کرد و از آنها نهراسید. در این صورت، آدمی با توکل و روح امیدوار، بر همه مشکلات غلبه می کند. اما اگر تکیه گاه انسان غیرخدا باشد، به یقین سودی نمی برد. در این باره، آیت الله العظمی اراکی رحمه الله فرمود:

من به سفر حج که مشرف شدم، بسیار مشتاق بودم که حجرالاسود را استلام کنم. یک روز با جمعی از دوستان همراه، برای طواف رفتیم که شاید به کمک و یاری آنان، جمعیت قدری راه دهند و ما بتوانیم برای یک بار حجر را استلام کنیم. همین که با آن همراهان و یاوران به نزدیک حجر رسیدیم و نزدیک بود استلام کنیم، ناگهان یک فشار انبوه جمعیت، چنان ما را از آنجا به کنار زد که هر کدام به گوشه ای پرتاب شدیم. این، نتیجه نبریدن از غیرخدا و اعتماد و اتکایی بود که به آن همراهان داشتیم.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «لایَرْجُوَنَّ اَحَدٌ مِنْکُمْ اِلاّ رَبَّهُ؛ هیچ کس از شما به غیر از پروردگار خود، به کسی امیدوار نباشد».

باور همه اندیشمندان بر این است که امیدوار بودن، شرط اول در کسب موفقیت های بزرگ است. بدین ترتیب، با تقویت روح امیدواری، باید با هرگونه ناامیدی مبارزه کرد.

بنده شایسته خدا، نیازمندی ها را با حضرت حق در میان می گذارد و راه چاره را از او می خواهد. خداوند نیز به مصلحت خویش، او را از مشکلات می رهاند؛ آن گونه که حضرت یونس علیه السلام را در قعر دریا بر اثر توجه به خدا، از شکم ماهی نجات داد. (انبیا: 88)

پیام متن:

خداوند، تکیه گاهی مطمئن برای غلبه بر مشکلات.

واقع بینی و ترک آروزهای منفی

کسانی که واقع بین نیستند و منفی بافی می کنند یا به دنبال آرزوهای دراز هستند، از شخصیت پسندیده ای بهره مند نیستند. قضاوت های نادرست، آنان را در جامعه بی ارزش می کند و در میان دوستان بی اعتبار می گرداند. آدمی باید با کمک عقل و بینش صحیح خود، واقعیت ها را درک کند و آرزوهای منفی را از دل خود ریشه کن نماید؛ زیرا که آروزهای دست نیافتنی یا منفی، عقل و اندیشه فرد را ضعیف می سازد. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«وَ اَعْلَموُا أَنْ الاْءَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ؛ بدانید که آرزوهای خام و منفی، عقل را دچار غفلت می سازد».

آرزوهای دور و دراز در امور دنیوی، نه تنها انسان را محتاج دیگران می سازد، بلکه به تدریج معنویت از زندگی او گرفته می شود وچه بسا به پایین ترین مرتبه انسانی تنزل می یابد. آرزوی حکومت ری، عمرسعد را به سوی کربلا کشاند و سرانجام، دستش به خون حسین علیه السلام آلوده شد، به حکومت ری نرسید و روز قیامت نیز با ندای «یا وَیْلَتی لَیْتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلیلاً» (فرقان: 28) تأسف خواهد خورد که چرا با یزیدیان بیعت کرد. از علی علیه السلام ، در این باره روایت است:

«مَنْ أَطالَ الاْءَمَلَ أَساءَ الْعَمَلَ؛ کسی که آرزوهایش طولانی و منفی است، به اعمال زشت و ناروا دچار می شود».

پیام متن:

آروزی دراز، سبب فراموشی آدمی از خدا و نیز زشتی اعمال است.

اعتدال و میانه روی

اعتدال و میانه روی، یعنی واقعیت ها را همان گونه که هستند بپذیریم و به دیگران بگوییم و نیز در بیان سخنان، در قضاوت ها، در اخبار و گزارش های خود اشتباه نکنیم و به حقیقت آنها بپردازیم. آنان که از این ارزش اخلاقی بی بهره اند، در رفتار و کردارشان، نظم وبرنامه ای ندارند. به سرعت به چیزی دل می بندند و ناگهان بی دلیل از همان چیز متنفر می شوند. همچنین، در بیان دیده های خود زیاده روی می کنند. بنابراین، کندرو یا تندرو بودن در کارها، می تواند بزرگ ترین ضربه روحی را از نظر فردی و اجتماعی بر ما وارد سازد.

با میانه روی در هر کاری، زندگی مان به نظم خواهد شد و یقینا در رفتار و کردار خود بیشترین دقت را خواهیم کرد. امام علی علیه السلام هشدار می دهد: «لاتَری الْجاهِلَ اِلاّ مُفْرِطا أَوْ مُفَرِّطا؛ همیشه جاهل و نادان، یا افراط گراست، یا تفریط کننده».

در جای دیگر نیز در تبیین بیشتر این مسئله می فرماید:

ثَمَرةُ التَّفریطِ النَّدامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ.

ره آورد تفریط، پشیمانی و ثمره دوراندیشی، سلامت و رستگاری است.

زیاده روی در هر کاری، خسته کننده است و انسان را به تدریج دل سرد و از آن کار باز می دارد؛ همان گونه که تفریط و سستی، ناپسند است و سود و دوامی ندارد.

پیام متن:

رعایت اعتدال و میانه روی در رفتار و کردار و نکوهش افراط و تفریط، در نهج البلاغه.

خیرخواهی و احترام به دیگران

یکی از ارزش های والای اخلاقی این است که برای دیگران خیرخواه و مهربان باشیم. در حقیقت، اصلاح امور دیگران، از عبادت های پسندیده و ارزشمند به شمار می آید. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

صَلاحُ ذاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عامَّةِ الصَّلاةِ و الصِّیام.

اصلاح بین مردم، از یک سال نماز و روزه مستحبی با ارزش تر است.

یکی از راه های نفوذ در دل ها، احترام به اندیشه ها و نظرهای دیگران و پرهیز از هرگونه غرور و خودمحوری است. از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل است: «مَنْ استَبَدَّ بِرأْیِهِ هَلَکَ؛ هر کس که استبداد در رأی داشته باشد، هلاک می شود».

بسیاری از درگیری ها بر اثر خودخواهی و خودمحوری به وجود می آید. خداوند در قرآن مجید می فرماید: «خدا هیچ یک از خودخواهان و فخرفروشان را دوست ندارد». (حدید: 23)

مشورت کردن و احترام به آرای دیگران، در اسلام سفارش شده است. امام علی علیه السلام در توصیه به احترام به دیگران می فرماید: «هیچ پشتیبانی، بهتر و مطمئن تر از مشورت کردن نیست».

آن گاه که به شما احترام گذاشتند، به بهتر از آن پاسخ بده! هرگاه دستی برای نیکی به سوی تو دراز شد، به بیش از آن پاداش بده! در عین حال، در این گونه موارد، اجر فراوان برای کسی است که در احترام و نیکی پیش دستی کرده است.

پاسخ مناسب در برابر لطف، خدمت و احترام دیگران، در سیره رفتاری پیشوایان معصوم علیهم السلام رعایت می شد و اینان همواره نیکی مردم را به بهتر از آن جبران می کردند و این، همان سفارش قرآن مجید است که «وقتی کسی سلام کرد، به بهتر از آن و یا مساوی آن پاسخ گویید». (نساء: 86)

پیام متن:

اصلاح و گره گشایی بین مردم و پرهیز از هرگونه غرور و خودمحوری و احترام به آرا و افکار دیگران، از توصیه های اخلاقی امام علی علیه السلام .

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنی یکی از ارزش های پسندیده اخلاقی است که با آن می توان بر دل های دوست و دشمن راه یافت. آنانی را که با قهر و ناسازگاری با ما رفتار می کنند، با تواضع و خوشرویی، می شود به دوستی و مهربانی واداشت و رضایت و شادمانی را بر دل ها نشاند. امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ بالتَّواضُع تَتِمُّ النِّعْمَةُ؛ با فروتنی و خوشرویی، نعمت ها کامل می شود».

همچنین، فرموده است: «کسی که متواضع باشد، دوستانش فراوان خواهند بود».

در کنار این سفارش، حضرت مردم را به خطر تکبر و خودبزرگ بینی هشدار می دهد:

«خدا را خدا را؛ یعنی از خدا بترسید و از آینده زشت و شوم تکبر و خودبزرگ بینی بپرهیزید».

یکی از روش هایی که پیامبران به کمک آن جامعه را اصلاح کردند، به کارگیری تواضع در امر رسالت شان بود. خدای مهربان کسانی را که در برابرش خودخواهی کردند، از اوج عظمت به خاک ذلت نشانید. به ابلیس دستور داد که به آدم سجده کند، ولی او به سبب خودخواهی، از این کار سر باز زد و در نتیجه از بهشت رانده شد و تا روز قیامت به او لعن می شود.

نمرود علیه ابراهیم و دستور خدا قیام کرد و طومار حکومت او به اذن خداوند با یک پشه در هم پیچید. فرعون، با آن همه عظمت وقتی به مرض خودخواهی آلوده شد، با یارانش در میان آب غرق گردید.

پیام متن:

تواضع، راه نفوذ در دل ها و وسیله جذب دوستان و دشمنان.

عفو و گذشت

آیا انتظار نداریم که دیگران اشتباه های ما را نادیده بگیرند وما را ببخشند؟ یا به ما مهلت و فرصت برای بازسازی و جبران خطاهایمان بدهند؟ به طور مسلم، این خواسته همه ماست. بنابراین، نبایددر برابر اشتباه ها و لغزش های دیگران، انتقام جویی و مقابله به مثل کرد. در واقع، در زندگی اجتماعی، عفو و گذشت لازم است و با عمل به آن دل ها به هم نزدیک تر می شود و پاداش معنوی آن را نیز خداوند بزرگ عطا خواهد کرد. امام علی علیه السلام می فرماید: «فَاعْفوُا ألا تُحِبوُّنَ أَنْ یَغْفَرِ اللّهُ لَکُمْ؛ دیگران را عفو کنید، آیا دوست ندارید خدا شما را عفو کند».

خدای مهربان در قرآن مجید برای تقویت این اخلاق انسانی در جامعه چنین می فرماید:

بشتابید به سوی آمرزش خدا و بهشتی که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است و آماده شده برای پرهیزکاران؛ همان هایی که ثروت خویش را درهنگام آسایش وناراحتی، در راه خدا انفاق می کنند و غضب خویش را فرو می نشانند و از [خطاهای] مردم صرف نظر می کنند. خدا نیکوکاران را دوست می دارد.

آدمی برای اینکه زندگی اش را با آرامش روحی بگذراند، ناگزیر است از بسیاری ناراحتی های پیش آمده چشم بپوشد و از بازخواست دیگران صرف نظر کند. حضرت علی علیه السلام در توصیه ای می فرماید:

أَغْضِ عَلَی الْقَذَیَ وَ اِلا لَمْ تَرْض اَبَدا.

با خار و خاشاکی که درچشم است، چشم را فرو بند؛ وگرنه هیچ گاه در زندگی خوشحال نخواهی بود.

پیام متن:

1. عفو کردن دیگران، بخشش الهی را به دنبال دارد؛

2. آرامش روحی و رضایت الهی، در پرتو بخشش و عفو دیگران.

راستگویی و پرهیز از دروغ

همه انسان ها دوست دارند که مردم به آنان سخنان راست بگویند و خود نیز از دروغ و دروغگویی بیزارند. اگر دوست داریم که دیگران به حقیقت و راستی با ما سخن بگویند، ما هم باید تلاش کنیم تا به کسی دروغ نگوییم و همواره از روی صدق و درستی رفتار کنیم و با راستگویان هم کلام شویم. امام علی علیه السلام در سفارشی به مالک اشتر می فرماید: «وَ اَلْصِقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ؛ با پاکان و راستگویان هم نشین باش و با آنها معاشرت ودوستی کن».

در بخشی دیگر از نهج البلاغه، به زشتی و ضد ارزش بودن دروغ و دروغ پردازی اشاره کرده و فرموده است: «جانِبَا الْکِذْبَ فَاِّنَه مُجانِبٌ لِلایمان؛ از دروغ بپرهیزید، زیرا دروغ و دروغ گویی، با ایمان بیگانه است».

خداوند به انسان سخن گفتن آموخت و به او قدرت بیان داد و پس از یادآوری خلقت انسان، نعمت بیان و آموختن آن را یادآور شده است. این نعمت تا زمانی با ارزش است که صاحب آن با درایت و دقت آن را به کار گیرد و نیز به سود جامعه و آخرت انسان باشد. در غیر این صورت، آثار ناخوشایند آن متوجه انسان ها می شود.

با گزیدن مار و عقرب، انسانی از بین می رود، ولی چه بسا دروغ هایی که اجتماعی را از بیخ و بن نابود می سازد. با اشاره به این مضمون، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَللِّسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِّی عَنْهُ عَقَرَ؛ زبان درنده است. اگر او را رها کنی، می گزد».

پیام متن:

1. سفارش به هم نشینی با راستگویان و دوری از دروغگویان؛

2. توجه به آثار زیان بار فردی و اجتماعی دروغ.

ترک حسادت

بنابر اخلاق اسلامی، باید خیرخواه دیگران بود. آنچه را برای خود می پسندیم، برای دیگران نیز بپسندیم و از به سر بردن دیگران در نعمت و آسایش، احساس حسادت نکنیم؛ زیرا حسادت، مانند آتشی سوزان آدمی را بیمار می کند و می سوزاند. حضرت علی علیه السلام در پرهیز از این صفت زشت و ناپسند می فرماید:

وَلا تَحاسَدوا فَاِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الاْیمانَ کَما تَاْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ.

بر یکدیگر حسد نورزید؛ زیرا حسد مانند آتشی که چوب را بسوزاند، ایمان شما را نابود می کند.

در رهنمودی دیگر فرموده است: «صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ؛ تندرستی و سلامت بدن، از کمی حسادت ورزیدن است».

بیماری های روحی و اخلاقی، بر جسم نیز اثر می گذارد و ناراحتی های گوناگونی به وجود می آورد. حسادت که مرضی اخلاقی است، انسان را نگران و ناآرام می کند و به دنبال آن، ضعف اعصاب و دیگر مشکلات جسمی و روحی به سراغ انسان می آید. این، همان نکته ای است که حضرت علی علیه السلام در بیانی زیبا، از نقطه مقابل آن یاد می کند و می فرماید: «صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ؛ سلامتی بدن، از کمی حسد است».

پیام متن:

آسیب های حسادت، نه تنها روحی است، بلکه بر سلامت بدن نیز تأثیر می گذارد.

راز داری و حفظ آبروی دیگران

ما باید در برابر لغزش ها و اشتباه های دیگران، رازدار باشیم و آبروی مردم را حفظ کنیم و از این راه، جامعه خود را از هرگونه آلودگی به دروغ و پخش شایعات مشکل ساز پاک کنیم. رازداری، اصلی ارزشمند در روابط دوستانه و برادرانه است. حضرت علی علیه السلام درباره رازداری می فرماید:

فَاستُرُو العَوْرَةَ مااسْتَطَعْتَ یَسْتُرِ اللهُ مِنْکَ ما تُحِبُّ.

به هر مقدار که می توانی، لغزش ها و زشتی ها را پرده پوشی کن که خداوند نیز، لغزش ها و زشتی های تو را افشا نمی کند.

از آنجا که خود ما نیز دچار اشتباه و لغزش می شویم و زشتی و بدی در رفتار و کردار ما راه می یابد، شایسته نیست به عادت ناپسند غیبت و بازگو کردن زشتی های دیگران راضی شویم و سلامت وپاکی را از جامعه بگیریم. امیرمؤمنان علی علیه السلام در بیان این عیب می فرماید:

اَکْبَرُ الْعَیْبِ أَنْ تَعیبَ ما فیکَ مِثْلُهُ.

بزرگ ترین عیب آن است که به همان لغزش ها و زشتی هایی که در تو وجود دارد، دیگران را سرزنش کنی.

از سوی دیگر، خود انسان در پنهان نگه داشتن رازهای خویش نقش اساسی دارد. البته در بعضی از مسائل زندگی، از جمله در زمینه ایمان، کارهای خیر را می توان آشکار ساخت تا دیگران نیز به رعایت آنها تشویق شوند. با این حال، برخی دیگر از ناگفته های زندگی باید در نهانخانه دل و ذهن باقی بماند تا حرمت و احترام آدمی نیز درامان باشد. از حضرت علی علیه السلام در مورد لزوم افشا نکردن اسرار نقل است:

مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کانَتِ الْخِیرَةُ بِیَدِهِ.

کسی که راز خویش را پنهان داشت، سرنوشت خود را در دست دارد.

پیام متن:

1. راز داری، در صورت آگاهی از لغزش ها و اشتباه های دیگران؛

2. حفظ اسرار شخصی، با دوراندیشی خود فرد؛

3. پرهیز از بزرگ نمایی عیب های دیگران، در حالی که خود فرد نیز کم و بیش همان عیب را دارد.

صبر و بردباری

عامل اصلی موفقیت و رستگاری، بردباری است. انسان باید در برابر ناملایمات شکیبا و صبور باشد و سختی محرومیت ها را تحمل کند و در نتیجه، مشکلات اقتصادی و اجتماعی را با تحمل و بردباری، به خوشی ها و موفقیت تبدیل سازد. در حقیقت، هرگونه شتابزدگی و بی صبری ما را به سقوط می کشاند. حضرت علی علیه السلام در اهمیت صبر می فرماید:

وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَأِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمانِ کالرَّاْسِ مِنَ الْجَسَدِ.

بر شما باد که بردباری را در هر کاری پیشه کنید که صبر نسبت به ایمان، مانند سر است نسبت به تن آدمی.

بی گمان، هر کسی در زندگی خود به مشکلات و ناراحتی هایی گرفتار می شود. اگر انسان در این مواقع بی تابی کند، تمرکز فکر و عمل خود را از دست می دهد و خود را به راحتی می بازد و مشکلات بزرگ تر گریبان او را می گیرد. هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام در چاه بود، خداوند او را به خاطر صبرش نجات داد و به خانه عزیز مصر فرستاد، ولی آن گاه که از زندانی شدن که مقدمه ریاستش بود، اظهار ناراحتی کرد، خداوند وسایل آزادی اش را به تأخیر انداخت. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده است:

مَنْ عَظَّمَ صِغارَ الْمَصائِبِ اِبْتَلاهُ اللّهُ بِکِبارِها.

کسی که حوادث کوچک را بزرگ بشمارد، به مصیبت های بزرگ تر گرفتار می شود.

بردباری در برابر ناملایمات و تحمل مشکلات، نه تنها ثواب اخروی دارد، بلکه انسان را از نگرانی و ناراحتی دور می سازد. خداوند بندگان خویش را برای بخشیدن توفیق و امتیاز صبر می آزماید تا خود آنان نیز مقام خویش را درک کنند. در قرآن مجید آمده است: «ما شما را آزمایش می کنیم تا تلاش گران و بردباران شناخته شوند». (محمد: 31)

در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام می خوانیم:

الصَّبْرُ صَبْرانِ صَبْرٌ عَلی ما تَکْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمّا تُحِبُّ.

صبر دو نوع است: یک نوع در برابر ناملایمات و نوع دیگر صبر در برابر آنچه به آن تمایل داری.

دوام آوردن در برابر مریضی و فقر و بیچارگی، صبر است و پاداش دارد. صبر و تحمل در برابر شهرت، ثروت، ناموس مردم و خارج نشدن از مرز شرع، عفت است که سختی های این نوع صبر، بیشتراز نوع اول است و لغزش هایش نیز فراوان تر. پروردگار مهربان در قرآن می فرماید:

برای مردم، خوش گذارنی ها، زن، فرزند، پول های نقره وطلای فراوان، حیوانات زیبا و... جلوه داده می شود، اما اینها بازیچه دنیاست. (آل عمران: 14)

پیام متن:

1. صبر، کلید گشایش سختی هاست؛

2. صبر، وسیله آزمایش بندگان برای شناسایی تلاش گران و بردباران ایشان؛

3. صبر، بر دو نوع است: صبر در برابر ناملایمات و صبر در برابر میل ها.

حیا و خویشتن داری

حیا و خویشتن داری، از ارزشمندترین خصلت های انسانی و نیروی کنترل کننده اعمال آدمی است که او را از ارتکاب زشتی ها بازمی دارد. افراد بی حیا معمولاً ناسپاس و بی آبرو هستند و بی پروا دست به هرگونه کار زشت و ناپسندی می زنند و البته در میان جوامع انسانی، ارزش و احترامی ندارند. در مقابل، لباس حیا و عفت، پوشش خوبی در برابر زشتی هاست. حضرت علی علیه السلام در حدیثی فرموده است:

مَنْ کَساهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یَرَالنّاسُ عَیْبَهُ.

کسی که لباس حیا و عفت، او را بپوشاند، مردم عیب او را نخواهند دید.

ناگفته پیداست که حیا در مورد گناه و امور ناشایست لازم است و در بیان حق و آموزش مسائل دینی، حیا جایی ندارد و بی پرده و بدون ابهام باید سخن گفت و پرسید و آموخت.

پیام متن:

حیا، بازدارنده انسان از زشتی هاست.

خوش رویی و ترک شوخی زیاد

یکی از ارزش های اخلاقی، خوشرویی وحسن خلق است که همواره باید در رفتار اجتماعی آن را مراعات کنیم و در روابط خود با اعضای خانواده، با دوستان و با استاد و مربی، باید گشاده رو و خوش اخلاق باشیم. هیچ گاه در برخورد با آنان بدخلقی و بی احترامی نکنیم و بدانیم که یکی از راه های نفوذ در دل دیگران، خوش اخلاقی است. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلْقِ؛ برترین خویشاوندی و حسب و نسب، خوشرویی و حسن خلق است».

بنابر مفهوم این روایت، انسان های خوش اخلاق را همه دوست دارند و گویی همه، از خویشاوندان و آشنایان او به حساب می آیند.

البته باید بدانیم که خوش اخلاقی، با شوخی زیاد و سخنان بیهوده تفاوت دارد. سخنان بی جا، بسیاری از دوستی ها را به قهر و جدایی می کشاند و روابط گرم و صمیمی خانواده را از بین می برد. دل های فراوانی را می شکند و خاطر انسان های زیادی را می آزارد.

امام علی علیه السلام در توصیه ای برای ترک این رویه می فرماید:

ایّاکَ اَنْ تَذکُرَ مِنَ الکلام مایکون مُضحِکا.

از شوخی کردن و گفتن سخنان بی محتوا و بیهوده برحذر باش.

پس در عین خوش اخلاقی، باید از شوخی های بیهوده دوری کرد. اخلاق خوش، از نظر اسلام پسندیده است، ولی شوخی ناپسند، نفی شده است و بنابر سفارش اسلام باید از مسخره کردن دیگران بپرهیزیم.

پیام متن:

1. خوش اخلاقی مورد پسند و تأکید اسلام، ولی شوخی زیاد و سخنان بیهوده نکوهش شده است؛

2. پرهیز از استهزا و تمسخر دیگران برای خندیدن.

منیع: حوزه

برترى فاطمه زهرا(س) بر پيامبران پيشين دلالت بر عصمت ايشان

شكى نيست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله، در ميان تمام مخلوقات عالم، برترين آنان است و اگر نور پاك او نبود و وى قدم به هستى نمى‏گذاشت، بدون ترديد، خداوند متعال دگران را خلق نمى‏كرد. (1)

و از سوى ديگر در احاديثى كه از طريق عامه و خاصه نقل شده، پنج تن آل‏عبا، همگى نور واحد و در پيشگاه الهى به يك ميزان خواهند بود، (2) هر چند برترى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر ديگران مسلم است.

و در حديثى رسول خدا مى‏فرمايند: «من برترين انسان جهان براى اولين و آخرين هستم و بعد از من على عليه‏السلام برترين مخلوقات جهان است، بدانيد كه اول ما مثل آخر ما و آخر ما مثل اول ما مى‏باشد. (3)

و از سوى سوم از خود پيامبر خدا مى‏خوانيم كه مى‏فرمايند:
«حسن و حسين بهترين انسان روى زمين بعد از من و پدرشان مى‏باشند و مادرشان بهترين زن عالم است.» (4)
و در ساير سخنان پربار اهل‏بيت مى‏خوانيم كه خداوند انبيا را بر ديگران تفضيل داده و آنان را نيز در مراتب كمال و فضيلت يكسان نيافريده، بلكه چند نفر آنان كه به اولوالعزم معروفند، بر ساير سفيران آسمانى مقدم داشته و اهل‏بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام را نيز بر اين (انبيا اولوالعزم) برترى داده است. (5)

و بالاخره در يك روايتى از امام صادق عليه‏السلام آمده است: تمام پيامبران گذشته براى معرفت حقوق و ولايت ما مبعوث شده‏اند و موظف بوده‏اند ما را بر ديگران مقدم بدانند.(6)

اگر به دقت و بدون ذهنيت اين احاديث را مورد نظر قرار دهيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه انبياى الهى همگى معصوم بودند و اينكه على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام، بعد از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، از همه‏ى آنان برترند، بدون ترديد در تمام فضائل و از جمله‏ى در عصمت بر همه‏ى آنان تفوق دارند. (دقت فرماييد.)

از طرف ديگر در فصل ششم اين كتاب روايات متعددى را از طريق اهل سنت و تشيع ملاحظه فرموديد كه اگر على نبود، براى فاطمه عليهاالسلام كفو و همتايى پيدا نمى‏شد، خواه آدم و انسانهاى ديگر.
علما و دانشمندان بزرگ و محققين عاليقدر از اين حديثها نيز، تفوق و برترى على و فاطمه عليهم‏السلام را بر همه‏ى انسانها جز رسول خدا استفاده كرده‏اند. در اين صورت براى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فوق عصمت ثابت مى‏شود، زيرا به استناد اين حديثها، فاطمه عليهاالسلام برابر على است و چگونه مفروض است كه انسان عاقل، در دو تساوى يكى را بر ديگرى مقدم بدارد؟

گواهى ملائكه بر عصمت حضرت فاطمه(س)

از روايات متعددى استفاده مى‏شود كه جبرئيل و ساير ملائكه آسمانها، بر حضرت فاطمه عليهاالسلام نازل شده و با وى به مكالمه و مصاحبه پرداخته و در ضمن سخنان خود، در فضائل و مناقب آن بانوى گرامى، مطالبى مى‏گفتند كه عصمت آن بزرگوار از آنها ثابت مى‏شود؛ اينك به دو مورد اشاره مى‏كنيم:

قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: «... ابنتى فاطمه، و انها لسيده نسا العالمين فقيل: يا رسول‏اللَّه! اهى سيده نسا عالمها؟ فقال: ذاك لمريم بنت عمران، فاما ابنتى فاطمه فهى سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و انها لتقوم فى محرايها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين و ينادونها بمانادت به الملائكه مريم فيقولون يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. (6)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است. از او سئوال شد يا رسول‏اللَّه! سرور زنان زمان خودش؟ فرمودند: اين امتياز محدود، مربوط به حضرت مريم است، ولى دخترم فاطمه برترين زن عالميان از اولين و آخرين است. او هنگامى كه در محراب عبادتش قرار مى‏گيرد، هفتاد هزار ملائكه از مقربين درگاه الهى بر او سلام و درود مى‏فرستند و او را مخاطب قرار مى‏دهند، با آن جمله‏اى كه مريم را مخاطب قرار داده بودند، و چنين مى‏گويند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر تمام زنان عالميان برترى داده است.

و حضرت صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند:
انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السما فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران فتقول: يا فاطمه! ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين. فتحدثهم و يحدثونها فقالت ذات ليله: اليست المفضله على نسا العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: ان مريم كانت سيده نسا عالمها و ان اللَّه عزوجل جعلك سيده نسا، عالمك و عالمها و سيده نسا الاولين و الاخرين. (7)
از اين جهت يكى از نامهاى فاطمه «محدثه» بود، كه ملائكه به حضور او مى‏آمدند و مانند مريم با وى سخن مى‏گفتند، از جمله روزى به او گفتند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزيده و تو را بر زنان ديگر جهان برترى داده، هم سخنان او را گوش مى‏دادند و هم به وى سخن مى‏گفتند.
فاطمه از ملائكه پرسيد: مگر طبق آيه‏ى چهل و دو سوره‏ى آل‏عمران، مريم برترين زن جهان نيست؟ ملائكه گفتند: مريم سرور زنان زمان خود بود، ولكن تو سرور زنان معاصر و اولين و آخرين و حتى سرور زنان عصر مريمى.

اين دو حديث كه به عنوان نمونه انتخاب گرديد، فاطمه عليهاالسلام را سرور زنان جهان، برگزيده‏ى خدا، همنشين و همصحبت ملائكه و جبرئيل- كه مقربان درگاه الهى- بودند، ناميده است. در اين صورت مى‏توان به عصمت زهرا عليهاالسلام ترديد كرد؟!

 پي نوشت ها

1ـ لولاك كما خلقت الافلاك و لو لا على لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما. (عوالم، ج 11 ص 25 و 26).
2ـ على (ع)مى‏فرمايند: رسول خدا به منزل ما آمدند، در حالى كه من در خواب بودم، او بعد از مذاكره با دخترش به او فرمودند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد.» يعنى من و تو (دخترم) و اين حسن و حسين و اينكه خوابيده (على) در يك مكان و منزله مى‏باشيم. (فرائد السمطين، ج 2، ص 28 ش 367).
3ـ بحار، ج 26، ص 316، ح 79: انا سيد الاولين و الاخرين و انت يا على! سيدالخلائق بعدى، اولنا كاخرنا و آخرنا كاولنا.
4ـ بحار 26، ص 272 و، ح 14: الحسن و الحسين خير اهل‏الارض بعدى و بعد ابيها و امهما افضل نسا اهل‏الارض.
5ـ بحارالانوار، ج 26، ص 199، ح 11، عن الصادق (ع): ان اللَّه فضل انلى العزم من الرسل بالعلم على الانبيا و ورثنا علمهم و فضلنا عليهم فى فضلهم...
6ـ اصول كافى، ج 1، ص 437، ح 4: ما من نبى جا قط الا بمعرفه حقنا و تفضيلنا على من سوانا.
7ـ عوالم، ج 11، ص 99.
8ـ بحار، ج 43، ص 78، ح 65.

منبع:آوینی

ولایت فقیه در اندیشه روح الله

پدید آورنده : اشرف آشوری ، صفحه

1 - خیال می کنند که اگر حکومت فقیه باشد، حکومت دیکتاتوری است و اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، دیگر هر که می خواهد باشد. اگر شمر هم باشد این آقایان اشکالی به آن ندارند فقط فقیه را بهش اشکال دارند. اشکال هم برای این است که از اسلام می ترسند. (1)

2 - اینهایی که می گویند; «دیکتاتوری »، اسلام را نمی فهمند چی هست. فقیه اسلام را نمی دانند، خیال می کنند ما هر فقیه، هر فقیه هرچه فاسد باشد، این حکومت، فقیه اگر پایش را این طور بگذارد. اگر یک گناه صغیره هم بکند، از لایت ساقط است. (2)

3 - ما می خواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد، نگذارد نخست وزیر دیکتاوری کند، نگذارد رئیس مثلا لشگر دیکتاتوری بکند، ... نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم. (3)

4 - این که در قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از اینها در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای اینکه خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنن، یک مقداری کوتاه آمدند اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شئون ولایت فقیه هست نه همه شئون ولایت فقیه. (4)

5 - از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است، به آن شرایطی که اسلام قرار داده است هیچ کس ضرر نمی بیند; یعنی آن اوصافی که در ولی است، در فقیه است که به آن اوصاف خدا او را ولی امر قرار داده است و اسلام او را ولی امر قرار داده است، با آن اوصاف که نمی شود که یک پایش را کنار یک قدر غلط بگذارد، اگر یک کلمه دروغ بگوید، یک کلمه، یک قدم برخلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد. (5)

6 - با همین ماده ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده ، این استبداد را جلویش را می گیرند. آنهایی که مخالف با اساس بودند، می گفتند که: «این استبداد می آورد.» ... فقیه مستبد نمی شود، فقیهی که این اوصاف را دارد، عادل است. (6)

7 - بهترین اصل در قانون اساسی این «اصل ولایت فقیه » است و غفلت دارند بعضی از آن. یک اصلی است که اصل یک مملکت را اصلاح می کند. این یک اصل شریفی است که اگر چنانچه انشاءالله تحقق پیدا بکند، همه امور ملت اصلاح می شود. (7)

8 - اشخاصی که کاندیدا می شوند برای ریاست جمهوری شما توجه کنید و کسی که از همه متعهدتر باشد نه غربی باشد نه غربزده باشد. نه شرق زده باشد ... اعتقاد به قوانین اسلام دارد و در مقابل قانون اساسی خاضع است و اصل صد و دهم ظاهرا که راجع به ولایت فقیه است متعقد است و وفادار نسبت به او یک همچو شخصی را شماها خودتان انتخاب کنید. (8)

9 - قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک وتعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند. (9)

10 - مگر شما می توانید که مجلس خبرگانی که ملت با آن آراء زیاد آن مجلس را درست کرده، با یک کلمه ای که شما می گویید: «ما می گوییم که منحل باشد.» مگر با این حرف ها، شما می توانید، مگر شما قابل آدم هستید «اگر چنانچه ولایت فقیه بشود، دیگر همه قدرتها دست فقیه می آید» پس بنابراین عزا باید بگیرید. (10)

11 - در اسلام قانون حکومت می کند. پیغمبر اکرم(ص) هم تابع قانون بود، قانون الهی ... ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور ... ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه طرفدار دیکتاتوری. (11)

12 - اسلام اطاعت فقیه را واجب دانسته است و من امر می کنم به شما که اطاعت کنید از مافوق های خود و حفظ نظام را بکنید. (12)

13 - اگر رئیس جمهور، باید با تصویب فقیه باشد ... نمی گذارد این رئیس جمهور یک کار خطا بکند، اینها این را نمی خواهند، اینها اگر یک رئیس جمهور غربی باشد، همه اختیارات دستش بدهند، هیچ مضایقه ای ندارند و اشکالی نمی کنند. (13)

ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک وتعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است و اینها از ولایت رسول الله هم می ترسند.

14 - غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کسی حکومت نیست; نه فقیه و نه غیر فقیه. همه تحت قانون عمل می کنند. مجری قانون هستند همه، هم فقیه و هم غیر فقیه همه مجری قانونند. فقیه ناظر بر این است که اینها اجرای قانون بکنند، خلاف نکنند نه اینکه می خواهد خودش یک حکومتی بکند. (14)

15 - ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است. (15)

16 - یکی از چیزهایی که مترتب بر ولایت فقیه است و مع الاسف این روشنفکرهای ما نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. یکی اش هم تحدید این امور است. مالکیت را در عین حال که شارع مقدس محترم شمرده است، لکن ولی امر می تواند همین مالکیت محدودی که ببیند خلاف مصالح مسلمین و اسلام است، همین مالکیت مشروع را محدودش کند به یک حد معینی و با حکم فقیه از او مصادره بشود. (16)

17 - یکی از اموری که توطئه در آن هست این است که ... دست می گذارند روی ولایت فقیه. اول دست آنجا می گذارند برای اینکه این، یک طرح اسلامی است و آنها از اسلامی می ترسند. (17)

18 - آنقدر به ولایت فقیه اثر مترقی بار است که در سایر این موارد که شما ملاحظه می کنید، معلوم نیست مثل آنجا باشد. یک نفر آدمی که همه جهات «اخلاقیش و دینی اش و ملی بودنش و علم و عملش » ثابت است، پیش ملت و خود ملت این را تعیین می کنند، این، نظارت می کند بر این که مبادا خیانت بشود... (18)

19 - پیغمبر اکرم که از دنیا می خواست تشریف ببرد، تعیین جانشین و جانشین ها را تا زمان غیبت کرد. تا ائمه هدی بودند آنها بودند و بعد فقها. آنهایی که معتقدند، آنهایی که اسلام شناسند، آنهایی که زهد دارند، زاهدند. آنهایی که اعراض از دنیا دارند، آنهایی که توجه به زرق و برق دنیا ندارند و آنهایی که دلسوز برای ملت، آنهایی که ملت را مثل فرزندان خودشان می دانند، آنها را تعیین کردند برای پاسداری از این امت. (19)

20 - آن فقیهی که برای امت تعیین شده است و امام امت قرار داده شده است، آن است که می خواهد ... همه را به زیر بیرق اسلام و حکومت قانون بیاورد. (20)

21 - من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد. (21)

22 - نگویید: «ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه، اسلام تباه می شود.» این معنایش تکذیب ائمه است، تکذیب اسلام است و شما «من حیث لا یشعر» این حرف را می زنید; بیایید دنبال ملت که همه با هم به جمهوری اسلامی رای داده اند. (22)

23 - اگر چنانچه ولایت فقیه در کار نباشد... طاغوت است. یا خدا یا طاغوت یا خداست یا طاغوت، اگر به امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است. اطاعت او، اطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه او، وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. (23)

24 - آقایان بعضی شان می گویند: «مساله ولایت فقیه یک مساله تشریفاتی باشد مضایقه نداریم اما اگر بخواهد ولی دخالت بکند، در امور، نه ما آن را قبول نداریم حتما باید کسی از غرب بیاید. ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده، او دخالت بکند.» اگر متوجه به لازم این معنا باشند، مرتد می شوند; لکن متوجه نیستند. (24)

25 - شما فرض بکنید که [ولایت فقیه] یک فاجعه است ما فرض می کنیم که فاجعه است، ملت می خواهد، شما چه می گویید؟ این فاجعه ولایت فقیه را - شما می گویید. - این فاجعه را ملت ما می خواهند، شما چه می گویید؟ بیایید سؤال بکنیم. به رفراندم می گذاریم که آقا ولایت فقیه را - آقایان می فرمایند فاجعه است. - شما می خواهید یا نمی خواهید؟ بروید آری اش را چقدر نه اش چقدر ... (25)

26 - من باید یک تنبه دیگری هم بدهم و آن اینکه من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است ملت باید از او اتباع کند. یک حکومت عادی نیست یک حکومت شرعی است. (26)

27 - در معانی الاخبار شیخ صدوق و کتاب «فقیه » که یکی از بزرگترین کتابهای شیعه است از امیرالمؤمنین نقل می کند: «... پیغمبر گفت: خدایا! رحمت کن جانشین های مرا. پرسیدند: کیانند جانشین های شما؟ گفت: آنهایی که پس از من می آیند و حدیث و سنت مرا روایت می کنند.» پس معلوم شد آنهایی که روایت سنت و حدیث پیغمبر می کنند جانشین پیغمبرند و هرچه برای پیغمبر از لازم بودن اطاعت و ولایت و حکومت ثابت است، برای آنها هم ثابت است. (27)

28 - مقبوله عمر بن حنظله ... در این روایت مجتهد را حاکم قرار داده و رد او را رد امام و رد امام را رد خدا و رد خدا را در حد شرک به خدا دانسته. (28)

29 - روایت تحف العقول از سیدالشهداء ... از این روایت ظاهر می شود اجراء همه امور به دست علماء شریعت است که امین بر حلال و حرامند. (29)

30 - از سوی معصومان علیهم السلام برای فقیهان ولایت ثابت است، در هر آنچه که برای خود آنان ولایت ثابت بوده است از آن جهت که آنان سلطان بر امت بوده اند اگر موردی را بخواهیم از این قاعده کلی خارج کنیم نیاز به دلیلی داریم که بر ویژگی آن به امام معصوم علیه السلام دلالت کند... (30)

31 - البته فضایل حضرت رسول اکرم(ص) بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر علیه السلام از همه بیشتر است لکن زیادی فضایل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی دهد. (31)

32 - همان اختیارات و ولایتی که حضرت رسول و دیگر ائمه صلوات الله علیهم در تدارک سپاه و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است. (32)

33 - اختیارهایی که از جهت ولایت و سلطنت برای پیامبر و امام ثابت شده برای فقیه نیز ثابت است ولی اگر اختیارهایی که از سوی دیگر داشته باشد که مربوط به ریاست و شئون اجتماعی آنان نباشد، این گونه ولایت را برای فقیه نمی توان ثابت کرد. بنابراین اگر گفتیم معصوم علیه السلام اختیار دارد همسر کسی را طلاق دهد و یا مال شخصی را بفروشد و یا از او بگیرد بدون آن که مصلحتی عمومی در آن باشد، این گونه ولایت برای فقیه ثابت نیست. (33)

34 - برای هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها، همان مقام ائمه علیهم السلام و رسول اکرم(ص) است زیرا اینجا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از وظیفه است، ولایت یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس. (34)

35 - ممکن است در این که می گوییم حکومت حق فقهای عادل است، اشکال شود که فقها توانایی اداره سیاسی و نظامی کشور و مانند آن را ندارند ولی این اشکال وارد نیست زیرا اداره کشور در هر حکومتی با همکاری و شرکت شمار زیادی از خبرگان و کارشناسان انجام می گیرد و همه حاکمان و رؤسای جمهور از گذشته تا هم اکنون - مگر گروهی اندک از آنان - آشنا به فن سیاست و رهبری و امور نظامی نبودند، بلکه امور حکومتی به دست متخصصان هر فن اداره می شود... (35)

36 - فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسانی و اجتماع از گهواره تا گور است. (36)

37 - اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند، تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است. (37)

38 - [رئیس مجلس خبرگان درباره شرایط رهبر از امام پرسید، فرمود:] من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست; مجتهد عادل مورد تایید خبرگان سراسر کشور کفایت می کند. (38)

39 - اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد، این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست بگیرد. (39)

40 - پاسداری از نظام و مرزبانی از حدود اسلام و پیش گیری از انحراف جوانان از اسلام و خنثی سازی تبلیغات دشمنان علیه اسلام و مانند آن از روشن ترین مصادیق امور حسبیه است که دستیابی به آنها بدون تشکیل حکومت عادلانه اسلامی ممکن نیست. بنابراین صرف نظر از دلیلهای ولایت فقیه از این زاویه نیز فقهای عادل مقدم هستند. (40)

پی نوشت ها:

3 تا 1 - صحفیه نور، ج 11، ص 38

6 تا 4 - ص 133.

7 - ص 134.

8 - ص 152.

9 - ج 10، ص 27.

10 - ص 28.

11 - ص 29.

12 - ص 44.

13 و 14 - ص 53.

15 - ص 78.

16 - ص 138.

17 و 18 - ص 155.

19 و 20 - ص 174.

21 و 22 - ج 9، ص 170.

23 - ص 251.

24 - ص 252.

25 - ص 253.

26 - ج 5، ص 31.

27 تا29 - کشف الاسرار، امام خمینی، ص 188، نشر ظفر.

30 - کتاب البیع، امام خمینی، ج 2، ص 488، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.

31 و 32 - ولایت فقیه، امام خمینی، ص 40، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.

33 - کتاب البیع، ج 2، ص 489.

34 - ولایت فقیه، ص 40.

35 - کتاب البیع، ج 2، ص 498.

36 - صحفیه نور، ج 21، ص 98.

37 - ص 149.

38 - ج 2، ص 129.

39 - ج 21، ص 47.

40 - کتاب البیع، ج 2، ص 497.

منبع: حوزه

سرنوشت آتشبار فاسقان در قیامت/ کلمه "فسق" به چه معناست؟

خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: فاسقان سزاوار آتش دوزخند، زیرا سخن حق و وعده الهی را نسبت به قیامت و عذاب بدکاران با آن که همراه با دلیل و برهان بود از روی تکبر و خودپسندی انکار کردند، و در برابر حقایق از عقل خدادادی استفاده نکردند.

در بسیاری از آیات قرآن کریم و نیز در روایات فراوانی به بیان سرنوشت فاسقان در قیامت پرداخته است که نمونه هایی از آن را می آوریم.

وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ کُلَّمَا أَرَادُوا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبُونَ وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ‏(سوره سجده آیات 20-21)؛ و اما کسانی که فاسق بودند جایگاهشان آتش است، هر گاه بخواهند از آن درآیند، آنان را به آن بر می گردانند و به آنان گویند: عذاب آتشی که همواره آن را انکار می کردید بچشید. و هر آینه عذاب نزدیک تر را که (عذاب دنیاست) و غیر از عذاب بزرگتر است به آن می چشانیم، باشد که از فسق خود باز گردند.

این دو آیه شریفه دارای نکات بسیار مهمی است که به آنها اشاره می شود:

- عرب، خروج خرما از پوستش را "فسق" می گوید، و قرآن به همین مناسبت انسانی را که از مدار طاعت و عبادت و حدود انسانیت و آدمیت خارج  شده فاسق می نامد. فاسق در همه امور باطنی و اعمال و حرکات ظاهری ضد مومن است.

- فاسق بیرون از حوزه ایمان  و خارج از دایره طاعت و عبادت و درستی و راستی به سر می برد، و دست در دست هر ابلیس و شیطان و مفسد و اغواگری می گذارد، و بدون توجه و آگاهی، دنیا و آخرتش را بر باد می دهد، و سرمایه وجودش را ضایع و تباه می کند. از انجام واجبات و ترک محرمات روی می گرداند و گامی به سوی انبیا و امامان و قرآن بر نمی دارد. از آشنایی با حقایق می گریزد و جز شکم و لذت خواهی هم چون شکم پرستی و لذت خواهی چارپایان نمی شناسد و با این روش و منش فاسقانه که تا لحظه مرگش ادامه می دهد زمینه ورود به آتش دوزخ را برای خود به دست خود فراهم می آورد.

- فاسق چون به قیامت وارد شود جایگاهی جز آتش نخواهد یافت، چنان که در دنیا هرگاه از گناهی فارغ می شد دوباره با فراهم شدن شرایط به آن گناه باز می گشت، در قیامت هم هر بار که بخواهد از دوزخ درآید به آن بازش می گردانند و به او می گویند: ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبُونَ ‏(سجده آیه 20)؛ عذا ذاب آتشی را که همواره انکار می کردی بچش!!

- جاذبه درون و کشش باطن نسبت به حق که گاهی از آن به عنوان فطرت یاد می شود، وقتی تقویت شود عشق به کمال در سراسر وجود انسان جلوه می کند، و زمینه رسیدن به کمال را به کمک عبادت و طاعت و ایمان و اخلاص فراهم می آورد. جلوه کامل این کشش در قیامت ظهور می کند و آنجاست که میل مومن به لقای حق و بهشت عنبر سرشت او را به دیدار وجه رب و رسیدن به بهشت یاری می دهد. ولی شخص فاسق چون فطرت و جاذبه باطنی خود را در دنیا با لبه تیز شمشیر گناه نابود کرده، در قیامت نمی تواند او را برای رسیدن به لقای معنوی و بهشت ابدی کمک دهد می خواهد که از دوزخ درآید، ولی قدرت و توانی در باطن و ظاهر او نیست که به او کمک دهد تا از عذاب رهایی یابد.

- فاسقان سزاوار آتش دوزخند، زیرا سخن حق و وعده الهی را نسبت به قیامت و عذاب بدکاران با آن که همراه با دلیل و برهان بود از روی تکبر و خودپسندی انکار کردند، و در برابر حقایق از عقل خدادادی استفاده نکردند، بلکه همواره هوا و هوس خود را میدان‏دار زندگی قرار دادند و بلا و مصیبتی غیر قابل درمان به سرخود آوردند.

فاصله زیاد بین مومن و فاسق

با توجه به آیات شریفه و نکات دقیق آن به این نکته دست می یابیم که چه فرقی عمیقی و تفاوتی سنگین میان فاسقان و مومنان وجود دارد؟ وقتی با تامل نظر می شود و با دقت بررسی می گردد این نتیجه را نشان می دهد که میان مومن و فاسق در هیچ زمینه ای برابری وجود ندارد!

فاسقان چنان خود را پایبند امور مادی می کنند و به شئون ظاهری و بی پایه روی می آورند که گویی جز آنچه آنان می بینند چیزی وجود ندارد. بر اساس این دید غلط و اندیشه نادرست که با هر حقیقتی  به جنگ بر می خیزند، و در برابر دعوت پیامبران می ایستد و از پذیرفتن حق تکبر می کنند و علاوه بر این به مسخره کردن حقایق می پردازند. أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا یَسْتَوُونَ. (سوره سجده آیه 18)

منبع:خبرگزاری مهر

دلایل ظاهری و باطنی ازدواج پیامبر با خدیجه


دلایل ظاهری و باطنی ازدواج پیامبر با خدیجه

مهدی پیشوایی در کتاب تاریخ اسلام درباره نحوه آشنایی پیامبر اکرم(ص) با حضرت خدیجه(س) و مراسم ازدواج آن‌ها این چنین می‌نویسد:

 چگونه خدیجه(س) شیفته محمد(ص) شد

خدیجه  دختر خویلد  زنی تجارت پیشه، با شرافت و ثروتمند بود، افرادی را برای بازرگانی می گماشت و سرمایه‌ای را برای تجارت در اختیارشان قرار می داد و مزدی به آنان می پرداخت، وقتی محمد(ص) به بیست و پنج سالگی رسید،‌ ابوطالب به او گفت: من تهیدست شده‌ام و روزگار سخت شده است، اکنون کاروانی از قریش رهسپار شام می‌شود، کاش تو هم نزد خدیجه که مردانی را برای تجارت می فرستد، می‌رفتی و کار تجارت او را به عهده می‌گرفتی.

از سوی دیگر، خدیجه از راستگویی، امانت و اخلاق پسندیده محمد(ص) آگاهی یافت و در پی او فرستاد که: اگر کار تجارت مرا عهده‌دار شوی، بیش از دیگران به تو می‌پردازم و غلام خویش میسره را نیز برای دستیاریت می‌فرستم. حضرت محمد(ص) این پیشنهاد را پذیرفت و همراه میسره رهسپار شام شد، در این سفر بیش از سفرهای گذشته سود عایدشان شد.

میسره در این سفر از حضرت محمد(ص) کراماتی مشاهده کرد که او را به حیرت انداخت، در این سفر راهب از پیامبری او در آینده بشارت داد، همچنین میسره محمد را دید که بر سر تجارت،‌ با شخصی اختلاف پیدا کرد، آن مرد گفت: به لات و عزی سوگند یاد کن تا سخنت را بپذیرم، او پاسخ داد: در عمرم هرگز به لات و عزی سوگند یاد نکرده‌ام، میسره در بازگشت از سفر،‌ کرامات محمد(ص) آنچه را مشاهده کرده بود، برای خدیجه بازگو کرد.

خدیجه بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود، او در اثر امتیازات اخلاقی و اجتماعی متعددی که داشت، در زمان جاهلیت،‌ طاهره و سیده قریش نامیده می شد، بنابر مشهور، او قبلاً دو بار ازدواج کرده و همسرانش درگذشته بودند، بزرگان قریش همه علاقه‌مند به ازدواج با او بودند، مردان نامداری همچون عقبة بن ابی‌معیط، ابوجهل و ابوسفیان از او خواستگاری کرده بودند و او موافقت نکرده بود.

از سوی دیگر، خدیجه با محمد(ص) خویشاوند بود و نسب هر دو در قصی به هم می‌رسید، او اطلاعاتی از آینده درخشان محمد(ص) داشت و علاقه‌مند به ازدواج با او بود.

خدیجه به محمد(ص) پیشنهاد ازدواج کرد و محمد(ص) با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یک جمع خانوادگی ازدواج صورت گرفت، بنا بر قول مشهور در این هنگام خدیجه ۴۰ سال و حضرت محمد(ص) ۲۵ سال داشت.

دلایل ظاهری و باطنی ازدواج پیامبر با خدیجه به روایت آیت‌الله سبحانی

آیت‌الله جعفر سبحانی در کتاب «فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام» درباره علل ظاهری و باطنی این ازدواج این چنین بیان می‌کند:

مردان مادی که همه چیز را از دریچه مادیگری مطالعه می‌کنند، پیش خود چنین تصور می‌کنند که چون خدیجه ثروتمند و تجارت پیشه بود، برای امور تجارتی خود، به یک مرد امین بیش از هر چیزی نیازمند بود، از این لحاظ، با محمد(ص) ازدواج کرد و محمد نیز از وضع زندگی آبرومندانه او آگاه بود، با اینکه توافق سنی نداشتند؛ تقاضای او را پذیرفت .

ولی آنچه را تاریخ نشان می‌دهد، این است که محرک خدیجه برای ازدواج با امین قریش، یک سلسله جهات معنوی بود، نه جنبه‌های مادی، اینک شواهد ما:

۱- هنگامی که از میسره، سرگذشت سفر جوان قریش را می‌پرسد؛ او کراماتی را که در طول این سفر از او دیده بود و آنچه را از راهب شام شنیده بود، برای او نقل می‌کند، خدیجه شوق مفرطی که سرچشمه آن علاقه به معنویت محمد(ص) بود در خود احساس می‌کند و بی‌اختیار به او می‌گوید: میسره! کافی است، علاقه مرا به محمد؛ دو چندان کردی، برو من تو و همسرت را آزاد کردم و دویست درهم و دو اسب و لباس گرانبهایی در اختیار تو می‌گذارم.

سپس آنچه را از میسره شنیده بود، برای «ورقة بن نوفل» که دانای عرب بود، نقل می‌کند، او می‌گوید: صاحب این کرامات پیامبر عربی است.

۲- روزی خدیجه در خانه خود نشسته بود و دور او را کنیزان و غلامان گرفته بودند، یکی از دانشمندان یهود نیز در آن محفل بود، اتفاقاً جوان قریش از کنار منزل آن‌ها گذشت و چشم دانشمند یهود به پیامبر افتاد، فوراً از خدیجه درخواست کرد که از محمد تقاضا کند، از مقصد خود منصرف شود و چند دقیقه در این مجلس شرکت کند.

رسول گرامی(ص) تقاضای دانای یهود را که مبنی بر نشان دادن علایم نبوت در بدن او بود پذیرفت، در این هنگام خدیجه رو به دانشمند یهودی کرد و گفت: هرگاه عموهای او از تفتیش و کنجکاوی تو آگاه گردند، عکس‌‌العمل بدی نشان می‌دهند، زیرا آنان از گروه یهود به برادرزاده خود هراسانند، در این موقع، دانای یهود گفت: مگر می‌شود به محمد کسی صدمه‌ای برساند! در صورتی که دست تقدیر، او را برای ختم نبوت و ارشاد مردم پرورش داده است، خدیجه گفت: از کجا می‌گویی که او حایز چنین مقام می‌شود؟ وی گفت: من علایم پیامبر آخرالزمان را در تورات خوانده‌ام و از نشانه‌های او این است که پدر و مادر او می‌میرند و جد و عموی وی از او حمایت می‌کنند و از  قریش زنی را انتخاب می‌کند که سیده قریش است، سپس اشاره به خدیجه کرد و گفت: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد.

خواب حضرت خدیجه(س) و تعبیر جالب آن

۳- ورقه، عموی خدیجه، از دانایان عرب بود و اطلاعات فراوانی درباره کتب عهدین داشت و مکرر می‌گفت که مردی از میان قریش، از طرف خدا برای هدایت مردم بر انگیخته می‌شود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را می‌گیرد و چون خدیجه، ثروتمندترین زنان قریش بود؛ از این لحاظ گاه و بیگاه به خدیجه می‌گفت: روزی فرا رسد که تو با شریفترین مرد روی زمین وصلت می‌کنی!

۴- خدیجه شبی در خواب دید: خورشید بالای مکه چرخ خورد و کم کم پایین آمد و در خانه او فرود آمد، خواب خود را برای ورقه نقل کرد، وی چنین تعبیر کرد: با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم‌گیر خواهد شد.

اینها جریان‌هایی است که بعضی از مورخان نقل کرده‌اند و در بسیاری از کتب تاریخی نیز ثبت شده است.

آیت‌ الله سبحانی

منبع:شیعه

بررسی امامت حضرت مهدی (عج) در خردسالی

پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین محمد محمدی اشتهاردی ، صفحه 20

حضرت امام مهدی (عج) مصلح کل، دوازدهمین پیشوای شیعیان، یگانه فرزند حضرت امام حسن عسکری (ع) است که در روز پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به دیدار جهان گشود . آن حضرت در پنج سالگی به مقام امامت رسید . در میان امامان معصوم (ع) سه امام در خردسالی به امامت رسیدند: امام جواد (ع) در هفت سالگی، امام هادی (ع) در نه سالگی و حضرت مهدی (عج) در پنج سالگی .

از این رو، از همان عصر امامت امام رضا (ع) به بعد، این سؤال مطرح شد که با توجه به مقام بسیار ارجمند امامت، چگونه انسانی در خردسالی به امامت می رسد؟ چرا که دوران شکوفایی رشد و عقل در مردان، به طور معمول از پانزده سالگی شروع و در چهل سالگی به تکامل می رسد . و نظر به این که این مساله در مورد امامان (ع) نخستین بار در مورد حضرت جواد (ع) رخ داد، در آن عصر، از جنجالی ترین مسائل روز بود .

حضرت رضا (ع) قبل از امامت امام جواد (ع) به بیان پاسخ این سؤال می پرداختند، و با روشن گری و آگاهی بخشی، اذهان را روشن می ساختند .

گاهی این مساله به گونه های دیگر، در نزد بستگان امامان (ع) مطرح می شد، و آنها نیز به پاسخ آن می پرداختند; به عنوان نمونه محدث خبیر کلینی از محمد بن حسن بن عماد روایت می کند که گفت: من در حضور علی بن جعفر (عموی بزرگوار حضرت رضا (ع)) در مسجدالنبی نشسته بودم، دو سال بود که در مسجد رسول خدا (ص) به درس او می رفتم و از محضرش مستفیض می شدم، یک روز ناگاه دیدم حضرت جواد (ع) در خردسالی در مسجدالنبی (ص) به نزد علی بن جعفر (ع) آمد، علی بن جعفر (ع) تا آن حضرت را دید، شتابان برخاست و با پای برهنه و بدون ردا به سوی حضرت جواد (ع) رفت و دست او را بوسید و به او احترام شایان نمود، حضرت جواد (ع) به او فرمود: «ای عمو، بنشین خدا تو را رحمت کند» . علی بن جعفر گفت: ای آقای من چگونه بنشینم با این که تو ایستاده ای؟ هنگامی که علی بن جعفر به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش کردند و به او گفتند: «تو عموی پدر حضرت جواد (ع) هستی، در عین حال با این سن و سال، این گونه در برابر حضرت جواد (ع) که خردسال است فروتنی می کنی و دستش را می بوسی و آن همه احترام شایان می نمایی؟» علی بن جعفر (ع) گفت: ساکت باشید . آن گاه محاسن خود را به دست گرفت و گفت:

«اذا کان الله عزوجل لم یؤهل هذا الشیبة و اهل هذا الفتی و وضعه حیث وضعه، انکر فضله، نعوذ بالله مما تقولون بل انا له عبد; اگر خداوند صاحب این ریش سفید را شایسته (امامت) ندانست، و این نوجوان را سزاوار دانست، و به او چنان مقامی داد، آیا من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه به خدا از سخن ناروای شما . من غلام و برده او هستم و او مولای من است » . (1)

پاسخ های امام رضا (ع) و امام جواد (ع)

عده ای در مورد امامت حضرت جواد (ع) در خردسالی، از حضرت رضا (ع) سؤال کردند، آن حضرت به آنها که به قرآن معتقد بودند، ماجرای نبوت حضرت عیسی (ع) را در خردسالی به عنوان شاهد ذکر کرد، در این مورد دو روایت را از فرهنگ روایی خود ذکر می کنیم:

1 - صفوان بن یحیی می گوید: به حضرت رضا (ع) عرض کردم; قبل از تولد حضرت جواد (ع) در مورد جانشین شما می پرسیدیم، می فرمودید خداوند پسری را به من عنایت می کند . اکنون خداوند حضرت جواد (ع) را به شما داده است، و چشم های ما را به وجود او روشن نموده است، خداوند آن روز را که شما از دنیا بروید برای ما نیاورد، ولی اگر حادثه ای رخ داد، به چه کسی رجوع کنیم؟ (امام بعد از شما کیست؟) حضرت رضا (ع) به پسرش حضرت جواد (ع) که در مقابلش ایستاده بود اشاره کرد و فرمود: «به این مراجعه کنید» .

عرض کردم فدایت گردم، این پسر سه سال دارد؟ فرمود: «و ما یضره من ذلک، فقد قام عیسی بالحجة و هو ابن ثلاث سنین; چه مانعی دارد! عیسی سه ساله بود که به حجت قیام کرد (و نبوت خود را آشکار نمود)» .

2 - خیرانی می گوید: پدرم گفت در خراسان، در محضر حضرت رضا (ع) بودم، شخصی از آن حضرت پرسید: «اگر برای شما پیشامدی رخ داد، پس از شما امام مردم کیست؟» امام رضا (ع) در پاسخ فرمود: «پسرم ابوجعفر (حضرت جواد) است » . گویی پرسش کننده از شنیدن این پاسخ - از این رو که حضرت جواد (ع) کودک بود و حدود هفت سال داشت - قانع نشد، حضرت رضا (ع) به او فرمود: «خداوند حضرت عیسی (ع) را در کمتر از سن ابوجعفر (حضرت جواد) به عنوان پیامبر شریعت تازه ای برگزید . (2) بنابراین، چه مانعی دارد که همان خدا ابوجعفر را در خردسالی به امامت برساند» . توضیح این که: در آیه 30 سوره مریم به این مطلب تصریح شده که حضرت عیسی (ع) در گهواره با بیان گویا چنین گفت: «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا; من بنده خدایم، او کتاب آسمانی به من عنایت فرموده و مرا پیامبر قرار داده است .»

بنابراین، وقتی حضرت عیسی در گهواره برای ابلاغ شریعت تازه به مقام پیامبری برسد، چه اشکالی دارد که به اراده خداوند، حضرت جواد (ع) در هفت سالگی، به مقام رهبری، آن هم در مورد شریعت پیامبر اسلام (ص) که بیش از دو قرن از آغاز آن با داشتن چندین رهبر می گذرد، برسد .

مساله امامت حضرت جواد (ع) در خردسالی، در عصر امامت حضرت جواد (ع) نیز مطرح بود، حتی این مساله را از خود آن حضرت می پرسیدند . گفته اند شخصی همین سؤال را به صورت اعتراض از آن حضرت پرسید، او در پاسخ فرمود: خداوند به داود (ع) وحی کرد تا پسرش سلیمان را که در آن وقت کودک و چوپان بود، جانشین خود سازد، دانشمندان و عابدان بنی اسرائیل، آن را نپذیرفتند، و گفتند سلیمان خردسال است . خداوند با نشان دادن اعجازی، شایستگی سلیمان را آشکار ساخت، و همین امر موجب شد که عالمان و عابدان بنی اسرائیل نزد داود (ع) آمدند، و جانشینی سلیمان را پذیرفتند . (3)

در موردی دیگر، امام جواد (ع) در پاسخ اعتراض کنندگان، این آیه را خواند: «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی; بگو این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنم » . (4)

آن گاه امام جواد (ع) فرمود: «سوگند به خدا در آغاز بعثت، جز علی (ع) از پیامبر (ص) پیروی نکرد، با این که او در آن وقت نه سال داشت، من نیز اکنون نه سال دارم » . (5)

استدلال امام جواد (ع) به ایمان آوردن حضرت علی (ع) در نه سالگی بر این اساس است که حضرت علی (ع) در این سن و سال، پیرو کامل پیامبر (ص) بود، و شایستگی کسب ایمان کامل را پیدا کرد، با توجه به این که بر اساس روایات شیعه و اهل تسنن، پیامبر (ص) در آغاز بعثت، در مجلسی که خویشانش را دعوت کرده بود، و در میان آنها تنها علی (ع) ایمان خود را آشکار ساخت، پیامبر (ص) در همان مجلس علی (ع) را جانشین خود معرفی نمود . (6) همه این گفتار در مورد امامت حضرت مهدی (عج) در نج سالگی نیز مطرح است، بلکه امامت حضرت جواد (ع) در هفت سالگی، و حضرت هادی در نه سالگی، مقدمه ای برای پذیرش امامت حضرت مهدی (عج) در پنج سالگی بود، تا یک نوع آمادگی به وجود آید و مردم امامت حضرت مهدی (عج) در خردسالگی را بپذیرند .

تحلیل و بررسی

در مورد پاسخ این سؤال که چگونه انسان خرد سال به مقام امامت می رسد، ما دو راه در پیش داریم:

1 - به آنان که به خدای قادر و حکیم معتقدند، می گوییم: چه مانعی دارد خداوند با آن قدرت و حکمت مطلقه ای که دارد، براساس مصالحی، شخصی را در خردسالی به مقام نبوت یا امامت برساند، چنان که مطابق قرآن، خداوند حضرت عیسی و یحیی (ع) را در دوران کودکی به مقام نبوت رسانید; و به استناد قرآن عیسی (ع) در گهواره سخن گفت و فرمود: «من بنده خدایم، خداوند به من کتاب آسمانی داد و مرا پیامبر نمود» . (7) و خداوند در مورد یحیی (ع) فرمود: «یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا; (8) ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوت بگیر، و ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم » .

امام جواد (ع) برای یکی از یاران خود به نام علی بن اسباط، به همین آیه استدلال کرد، و پس از ذکر آیه فرمود: «خداوند کاری را که در مساله امامت کرده; همانند کاری است که در مساله نبوت کرده است، همان گونه که ممکن است خداوند حکمت را در چهل سالگی به انسانی بدهد، ممکن است که حکمت را در کودکی به انسانی دیگر عطا فرماید» . (9)

2 - در طول تاریخ دیده شده است که برخی از کودکان رشد فکری فوق العاده ای داشته اند، گاه افرادی در سنین کم تر از ده سال، نابغه شده اند و از رشد و عقل و درک ممتاز و استثنایی برخوردار بوده اند، این موضوع بیان گر آن است که شایستگی مقام های ارجمند، مانند مقام امامت برای بعضی از کودکان محال نیست که آن را غیر ممکن سازد، در این زمینه نمونه های فراوان وجود دارد، که برای تقریب اذهان به ذکر سه نمونه زیر می پردازیم .

نمونه های استثنایی از خردسالان نابغه

در حالات حسین بن عبد الله بن سینا معروف به شیخ الرئیس ابوعلی سینا، (373 - 427 ه . ق) نقل کرده اند که خود در شرح حال خود گفت: «در ده سالگی آن قدر از علوم مختلف را فرا گرفتم که مردم بخارا از استعداد سرشار من، شگفت زده شده بودند، در دوازده سالگی بر مسند فتوا نشستم، و در شانزده سالگی کتاب قانون را در علم طب نوشتم، و بیماری نوح بن منصور رئیس ولت سامانی را که همه اطباء از درمانش عاجز شده بودند، درمان نمودم . او به این خاطر، امکانات فرهنگی بسیار در اختیارم گذاشت، شب و روز به بررسی و مطالعه پرداختم . هنگامی که به بیست و چهار سالگی رسیدم، همه علوم جهان را می دانستم و چنین می اندیشیدم که علم و دانشی وجود ندارد که من به آن دست نیافته باشم » . (10)

نمونه دیگر، یکی از دانشمندان غرب به نام «توماس یونگ » است، که در دو سالگی خواندن و نوشتن را می دانست، و در شت سالگی به تنهایی به آموختن ریاضیات پرداخت، و به امتیازات استثنایی و اعجاب انگیزی دست یافت . (11)

نمونه دیگر که در عصر حاضر رخ داده و بسیار عجیب است و پاسخ به سؤال فوق را به طور عینی و گویا تبیین می کند، مربوط به کودکی به نام آقای سید محمد حسین طباطبائی، فرزند حجة الاسلام آقای سید محمد مهدی طباطبائی، ساکن قم است، آقای سید محمد حسین طباطبائی استعداد و حافظه فوق العاده و استثنایی دارد، مصاحبه با این کودک چندین بار از تلویزیون پخش شده است، و بسیاری از مردم چهره او را دیده اند . این کودک که اکنون حدود 9 سال دارد، و در حوزه علمیه قم به تحصیل دروس مقدماتی حوزوی مشغول است . در پنج و نیم سالگی حافظ همه قرآن شد، جالب این که علاوه بر حفظ قرآن، آن چنان بر آیات قرآن و معانی آیات مسلط است، که اگر ترجمه آیه ای را برای او بخوانیم، او متن آیه را تلاوت می کند، و ترجمه هر آیه از آیات قرآن را می داند، از همه مهم تر این که انس عمیق او با آیات قرآن به گونه ای است که پرسش هایی که از او می شود، با آیات قرآن، به آنها پاسخ می دهد . در فروردین سال 1376 (ذیحجه 1417 ه . ق) در سفر حج، وزیر کشور عربستان سعودی با همراهانش به دیدار او آمدند، به مناسبت این که او کودک است، اسباب بازی برای او آورده بودند و به او اهدا کردند، و از او پرسش هایی کردند که او با آیات قرآن به همه آن پرسشها پاسخ داد، پرسش های آنها چنین بود:

1 - «آیا از وسایل اسباب بازی که برای تو آورده ایم خوشنود شدی؟»

او در پاسخ، این آیه را خواند: «فما آتانی الله خیر مما آتاکم بل انتم بهدیتکم تفرحون; آنچه خدا به من داده بهتر است از آن چه به شما داده است، بلکه شما هستید که به هدیه هایتان خوشنود می شوید» . (12)

2 - آیا پیراهن عربی بهتر است یا پیراهن ایرانی؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «و لباس التقوی ذلک خیر; لباس پرهیزکاری برای شما بهتر است » . (13)

3 - آیا خوشنودی که در کشور ما بمانی و مهمان ما باشی؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «حتی یاذن لی ابی; تا پدرم به من اجازه دهد» . (14)

و در موردی دیگر، از ایشان پرسیده شد:

4 - می خواهی از این خانه فعلی که در آن سکونت داری به جای دیگری بروی، و برای پدرت خانه بخریم، نظر شما چیست؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «انا هیهنا قاعدون; ما همین جا نشسته ایم » . (15)

5 - از او شخصی سؤال کرد: «آیا می خواهی پسر من شوی؟»

او در پاسخ، این آیه را خواند: «و والد و ما ولد; سوگند به پدر و فرزندش » . (16)

اشاره به این که هر کسی فرزند پدر خویش است .

6 - از او سؤال شد، آیا بازی را دوست داری؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «و لا تنس نصیبک من الدنیا; بهره ات را از دنیا فراموش نکن » . (17)

7 - آیا کودکان همسال تو، به تو آزار نمی رسانند؟

او در پاسخ این آیه را خواند: «فبئس القرین; پس چه بد همنشینی بودی » ؟ (18) اشاره به این که همنشین بد موجب آزار است، و گاهی بعضی از کودکان مرا آزار می دهند .

8 - آیا هیچ گاه از پدرت کتک خورده ای؟

او در پاسخ این آیه را خواند: «قالوا بلی; گفتند آری » . (19) اشاره به این که آری کتک خورده ام .

9 - آیا هیچ گاه پدرت با تو دعوا کرده است، سپس تو را ببخشد؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «و اذا ما غضبوا هم یغفرون; مؤمنان هنگامی که خشمگین شوند، عفو می کنند» . (20) اشاره به این که آری پدرم به من خشم کرده و مرا بخشیده است .

10 - تو این همه فضل و کمال، استعداد و حافظه را در این سن و سال از کجا آورده ای؟

او در پاسخ، این آیه را خواند: «یؤتی الحکمة من یشاء و من یؤتی الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا; خداوند دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می دهد، و به هر کس دانش داده شود، به او خیر فراوانی داده شده است » . (21) اشاره به این که این فضل و کمال از طرف خداست که به من داده شده است .

نتیجه این که: وقتی یک کودک عادی در خردسالی به لطف خدا دارای چنین موهبت و امتیاز فوق العاده شد، نباید تعجب کرد که چگونه حضرت مهدی (عج) در دوران کودکی به مقام امامت رسیده اند، چنین موضوعی محال نیست، و به اذن الهی به سبب مصالحی به بعضی از افراد داده می شود .

با توجه به این که از نظر علمی ثابت شده است که هرگاه عوامل طول عمر و ادامه زندگی شناخته شود و به آن عمل گردد، انسان می تواند، صدها برابر عمر طبیعی کنونی عمر کند، چنانکه این موضوع در مورد گیاهان و حیوانات، آزمایش شده و نتیجه آن مثبت بوده است . به عنوان مثال: زیست شناسان در مورد طول عمر ملکه زنبوران عسل که چندین برابر عمر طبیعی زنبوران دیگر است به این نتیجه رسیده اند که طول عمر رابطه نزدیکی با طرز تغذیه و شرایط اقلیمی دارد، و راز طول عمر ملکه زنبوران عسل این است که ژله مخصوصی که زنبوران کارگر، برای تغذیه ملکه فراهم می کنند، موجب افزایش عمر چندان برابر او شده است . (22) تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

پی نوشت ها:

1) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 322 .

2) همان .

3) اقتباس از همان، ص 383 .

4) یوسف (12) آیه 108 .

5) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 384 .

6) قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج 4، ص 62 (به نقل از مدارک متعدد اهل تسنن) .

7) مریم (19) آیه 30 .

8) مریم (19) آیه 12 - مطابق مفهوم بعضی از روایات، منظور از حکم در آیه بالا، مقام نبوت است (اصول کافی، ج 1، ص 382) .

9) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 494 .

10) محدث قمی، الکنی والالقاب، ج 1، ص 320 و 321 .

11) پی یر روسو، تاریخ علوم ، ص 432 .

12) نمل (27) آیه 36 - این پاسخ در قرآن در مورد پاسخ حضرت سلیمان (ع) به ماموران بلقیس (ملکه سبا) است در آن هنگام که از جانب آن ملکه هدایایی برای سلیمان (ع) آورده بودند .

13) اعراف (7) آیه 26 .

14) یوسف (12) آیه 80 .

15) مائده (5) آیه 24 .

16) بلد (90) آیه 3 .

17) قصص (28) آیه 77 .

18) زخرف (43) آیه 38 .

19) تغابن (64) آیه 7 .

20) شوری (42) آیه 37 .

21) بقره (2) آیه 269 .

22) آیت الله ناصر مکارم، مهدی انقلابی بزرگ، ص 225 و 226 .

منبع:حوزه

نظر مراجع تقلید درباره خرید و فروش امتیاز وام

آیات عظام خامنه ای، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، نوری همدانی و سبحانی در پاسخ به استفتائی نظر خود را پیرامون خرید و فروش و واگذاری حق امتیاز وام بانکی اعلام کردند.

متن استفتاء و پاسخ های مراجع عظام تقلید بدین شرح است :

بسم‌الله الرحمن الرحیم

پس از عرض سلام به استحضار می‌رساند: شخصی مبلغ یکصد میلیون‌ تومان در بانک، سپرده‌گذاری می‌نماید و پس از گذشت چند ماه به اندازه همان مبلغ سپرده، امتیاز وام قرض‌الحسنه به او تعلق می‌گیرد که طبق قانون بانک مذکور قابل انتقال به شخص ثالث است و این شخص حق امتیاز وام یکصد میلیونی خود را در ازای مبلغی به شخص ثالث واگذار می‌نمایند. حال سوال این است که آیا واگذاری حق امتیاز وام در ازای مبلغ معین حرام و ربا می‌باشد؟

با کمال تشکر و آرزوی توفیقات روز افزودن

پاسخ مقام معظم رهبری

بسمه تعالی

در فرض مرقوم، واگذاری امتیاز با مراعات مقرارت مربوطه در برابر دریافت وجه، مانع ندارد.

دفتر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (بخش استفتائات)

پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی

بسمه تعالی

چنانچه این کار با مقررات بانکی که وام می‌دهد، مخالفت نداشته باشد، اشکالی ندارد.

همیشه موفق باشید

پاسخ آیت الله العظمی وحید خراسانی

بسمه تعالی

علیکم سلام
چنانچه وام ربوی نباشد واگذاری حق امتیاز وام به عقد صلح در ازای مبلغ معین، اگر مخالف با قانون وام دهنده نباشد، اشکالی ندارد. والله العالم

پاسخ آیت الله العظمی نوری همدانی

بسمه تعالی

سلام علیکم

اگر واگذاری حق امتیاز وام به دیگری برخلاف مقررات حکومت اسلامی نباشد، اشکال ندارد.

پاسخ آیت الله العظمی سبحانی

بسمه‌تعالی
اگر شخص ثالث پس از انتقال حق وام به او خود مستقیما بدهکار بانک می‌شود، واگذاری حق وام در ازای مبلغی به او اشکال ندارد.  لازم به ذکر است که این در صورتی است که اصل وام مشروع باشد و در آن ربا نباشد. والله العالم

منبع:شیعه ها

مبطلات روزه استفتائات از رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای حفظه الله

س ۷۵۸: من در روز ماه رمضان به علّت اغواى شیطان تصمیم گرفتم روزه‏ام را باطل کنم لکن قبل از این که عملى که روزه را باطل مى‏کند انجام دهم، از تصمیم خود منصرف شدم حکم روزه‏ام چیست؟ و اگر این امر در روزه غیر ماه رمضان پیش آید چه حکمى دارد؟

ج : در روزه ماه رمضان اگر در اثناى روز از نیت روزه گرفتن بر گردد به‌طورى که قصد ادامه روزه نداشته باشد، روزه‏اش باطل مى‏شود و قصد دوباره او براى ادامه روزه فایده ندارد، البته تا اذان مغرب باید از کارى که روزه را باطل مى‌کند خوددارى کند. امّا اگر دچار تردید شود به این معنى که هنوز تصمیم نگرفته است روزه را باطل کند، یا تصمیم بگیرد کارى را که موجب باطل شدن روزه است صورت دهد و هنوز آن را انجام نداده در این دو صورت صحّت‏ روزه او محل اشکال است و احتیاط واجب آن است که روزه را تمام کند و بعداً هم آن را قضا نماید. هر روزه واجب معیّن دیگر ـ مانند نذر معیّن و امثال آن ـ نیز داراى همین حکم است.

س ۷۵۹: آیا اگر از دهان شخص روزه دار خون بیاید، روزه‏اش باطل مى‏شود؟

ج : روزه به سبب آن باطل نمى‏شود، ولى واجب است که از رسیدن خون به حلق جلوگیرى کند.

س ۷۶۰: حکم استعمال دخانیات مانند سیگار در حال روزه چیست؟

ج : احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از دودهاى انواع دخانیات و نیز مواد مخدّرى که از راه بینى یا زیر زبان جذب مى‏شود خوددارى کند.

س ۷۶۱: آیا ماده «ناس» که از توتون و غیر آن ساخته مى‏شود و براى چند دقیقه زیر زبان گذاشته شده و سپس از دهان بیرون انداخته مى‏شود، مبطل روزه است یا خیر؟

ج : اگر آب دهان مخلوط به ماده «ناس» را فرو ببرد، موجب بطلان روزه‏اش مى‏شود.

س ۷۶۲: نوعى داروى طبى براى اشخاص مبتلا به تنگى نفس شدید وجود دارد که عبارت است از یک قوطى که در آن مایع فشرده شده وجود دارد و با فشار دادن آن داروى مایع بصورت پودر گاز از طریق دهان وارد ریه شخص بیمار شده و موجب تسکین حال وى مى‏گردد. گاهى بیمار مجبور مى‏شود در یک روز چندین بار از آن استفاده کند، آیا با وجود استفاده از این دارو، روزه گرفتن جایز است؟ با توجه به اینکه بدون استفاده از آن روزه گرفتن غیرممکن و یا بسیار سخت خواهد بود.

ج : اگر ماده مذکور هواى فشرده همراه با دارویى هرچند به‌صورت گاز یا پودر باشد و وارد حلق شود، صحّت‏ روزه محل اشکال است و در صورتى که روزه گرفتن بدون استعمال آن، ممکن نیست یا مشقّت دارد، جایز است از آن استفاده کند، لکن احتیاط آن است که مبطل دیگرى انجام ندهد و در صورت تمکّن (بدون استفاده از آن) روزه‏ها را قضا نماید.

س ۷۶۳: من در بیشتر روزها آب دهانم با خونى که از لثه‏هایم مى‏آید مخلوط مى‏شود و گاهى نمى‏دانم آب دهانى که فرو مى‏برم همراه با خون است یا خیر؟ روزه‏ام با این حال چه حکمى دارد؟ امیدوارم مرا راهنمایى فرمایید.

ج : اگر خون لثه در آب دهان مستهلک شود، محکوم به طهارت است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست، و همچنین در صورت شک در همراه بودن آب دهان با خون، فرو بردن آن اشکال ندارد و به صحّت‏ روزه ضرر نمى‏زند.

س ۷۶۴: در یکى از روزهاى ماه رمضان روزه گرفتم ولى دندان‌هایم را مسواک نزدم، و بدون اینکه باقى‌مانده غذاهاى لابلاى دندانها را عمداً ببلعم، خودبخود بلعیده شده است. آیا قضاى روزه آن روز بر من واجب است؟

ج : اگر علم به وجود باقى‌مانده غذا در بین دندانهایتان و یا علم به رسیدن آن به حلق نداشته‏اید و فرو رفتن آن هم عمدى و با التفات نبوده، قضاى روزه بر شما واجب نیست.

س ۷۶۵: از لثه شخص روزه‏دارى خون زیادى خارج مى‏شود، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟ آیا براى او ریختن آب با ظرف بر سرش جایز است؟

ج : با خروج خون از لثه تا آن را فرو نبرده است، روزه باطل نمى‏شود. همچنین ریختن آب بر روى سر توسط ظرف و مانند آن به صحّت‏ روزه ضرر نمى‏رساند.

س ۷۶۶: داروهاى مخصوصى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى زنان وجود دارد (شیافهاى روغنى) که در داخل بدن گذاشته مى‏شود، آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه مى‏شود؟

ج : استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمى‏ رساند.

س ۷۶۸: آیا خوردن قرص فشار خون در حال روزه جایز است یا خیر؟

ج : اگر خوردن آن در ماه رمضان براى درمان فشار خون ضرورى باشد، اشکال ندارد، ولى با خوردن آن روزه باطل مى‏شود.

س ۷۶۹: اگر من و بعضى از مردم بر این عقیده باشیم که بر استفاده از قرصها جهت مداوا عنوان خوردن و آشامیدن صدق نمى‏کند، آیا عمل به آن جایز است و به روزه‏ام ضرر نمى‏زند؟

ج : خوردن قرص روزه را باطل مى‏کند.

منبع :shiaha.com

حفظ پاکدامنى در شرایط فعلى

سؤال: جوانها مى پرسند: در شرایط فعلى، که فساد همه جا را فرا گرفته، و مظاهر آن در همه جا دیده مى شود، و اسباب و مقدّمات گناه براحتى فراهم است، آیا امکان حفظ پاکدامنى وجود دارد؟ آیا در این شرایط مى توان حتّى نگاه را هم کنترل کرد؟ آیا در این اوضاع و احوال، خداوند آلودگى به این گونه گناهان را نمى بخشد؟
پاسخ: بدون شک امکان پاکدامنى در عصر ما نیز وجود دارد، مشروط بر این که دو حرکت در جامعه شروع شود:
الف ـ عوامل و زمینه هاى تحریک تا آنجا که ممکن است برچیده شود، و جوانها به سراغ آن نروند. اگر جوانان به تماشاى فیلمهاى آلوده ننشینند، و به عکسهاى مبتذل نگاه نکنند، و کتابها و مجلاّت و رمانهاى عشقى انحرافگر را مطالعه ننمایند، و نگاههایشان را کنترل کنند، و در مجالس آلوده به گناه (مخصوصاً گناهان شهوت آلود) شرکت نکنند، و از مناظر و صحنه هاى تحریک کننده اجتناب ورزند، و از دوستان ناباب دورى گزینند، و هر روز مقدارى ورزش کنند، بدون شک قادر بر حفظ پاکدامنى خویش خواهند بود; امّا اگر جوانى بخواهد به همه این امور آلوده شود، و در عین حال پاکدامن باشد، روشن است که موفّق نخواهد شد.
این که اسلام، پیروانش را از شرکت در مجالس گناه بر حذر مى دارد، هر چند آلوده گناه نشوند و فقط تماشاگر باشند; از شرکت در مجلس قمار و شراب نهى مى کند، هر چند شراب ننوشند و قمار نکنند; براى همین جهت است که با وجود این زمینه ها، قادر بر مبارزه با نفس نخواهند بود و تدریجاً آلوده آن گناهان مى گردد. یکى از عوامل مهمّ بالا رفتن آمار طلاق در جامعه ما، وجود همین زمینه ها و عوامل تحریک است. زن و شوهرى که به تماشاى فیلمهاى مستهجن مى نشینند و آن صحنه هاى شرم آور را نظاره مى کنند، سطح توقّعشان از یکدیگر بالا مى رود و قطعاً همسر نمى تواند مانند هنرپیشه چنان فیلم هایى عمل کند، و همین امر موجب دلسردى او، و زمینه طلاق در دراز مدّت مى شود!
نتیجه این که: اوّلین وظیفه متصدّیان جامعه، جلوگیرى از عوامل تحریک و برچیدن زمینه هاى فساد، و نخستین وظیفه جوانان پاکدامن، اجتناب و دورى از این عوامل و زمینه ها است. جالب این که اجتناب از زمینه هاى گناه آن قدر مهم است که شخصى همچون حضرت یوسف پیامبر(علیه السلام)، که داراى مقام عصمت است، نیز براى حفظ پاکدامنى خود از آن استفاده مى نماید. وى هنگامى که مشاهده مى کند زلیخا نیّت شومى در سر دارد، و خود را آماده گناه بزرگى کرده، و قصدش را صریحاً به زبان آورده، در اوّلین قدم سعى کرد از مجلس معصیت دور شود. بدین جهت به سمت درِ اطاق فرار کرد. زلیخا که در آتش شهوت مى سوخت و به هیچ چیز جز ارضاى هوس شیطانى خویش نمى اندیشید، دوان دوان به تعقیب یوسف پرداخت. تا این که به نزدیک او رسید و پیراهن یوسف را از پشت گرفت، تا شاید او را باز گرداند. امّا یوسف به فرار ادامه داد و به سوى در گریخت. در این کشاکش پیراهن یوسف پاره شد. به ناگاه عزیز مصر، شوهر زلیخا، در را باز کرد، و در آستانه در ظاهر شد و آن صحنه وحشتناک را ملاحظه کرد.
زلیخا که خود را در این ماجرا ناکام و شکست خورده دید، بى انصافى را به آخر رساند و براى تبرئه خویش و متّهم کردن حضرت یوسف (که به خواسته اش تن نداده بود) خطاب به شوهرش گفت:
«مَا جَزاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءاً إِلاَّ أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِیمٌ(1); کیفر کسى که بخواهد نسبت به اهلِ تو خیانت کند، جز زندان و یا عذاب دردناک، چه خواهد بود؟!»
یوسف پاکدامن در دفاع از خویش گفت:
«او مرا به اصرار به سوى خود دعوت کرد! و من هرگز قصد خیانت به ناموس تو را نداشته ام.»
اینجا بود که خداوند به کمک یوسف آمد و کودک شیرخوار، که در گهواره ناظر این گفتگوها بود، به اذن خداوند به سخن آمد، و خطاب به شوهر زلیخا گفت:
«اگر پیراهن یوسف از پیش پاره شده، همسرت راست مى گوید، و اگر پیراهنش از پشت دریده شده، همسرت دروغ مى گوید و حق با یوسف است!»
کودک شیرخوار با استدلال و منطق، عزیز مصر را راهنمایى کرد; به گونه اى که جاى هیچ شک و شبهه اى باقى نماند. عزیز مصر، که دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، و همسرش گناهکار است، خطاب به همسرش گفت:
«این، از مکر و حیله شما زنان است. اى زن! از گناهت استغفار کن که کار بدى کرده اى.»
و به یوسف گفت: «اى یوسف! از این موضوع صرفنظر کن، و این راز را برملا ننما، که آبروى خانوادگى ما بر باد مى رود... .»
خلاصه این که، از آلودگى محیط و مکانهایى که زمینه گناه فراهم است، باید فرار کرد، هر چند همچون حضرت یوسف(علیه السلام)، در درجه اى عالى از ایمان باشیم.
این راهى است که به بسیارى از جوانان توصیه کرده ایم، و آنها که عمل کرده اند، و نتیجه گرفته اند.
ب ـ بر همه لازم است که امکان ازدواج آسان را براى جوانان فراهم کنند; از چشم هم چشمى ها، تشریفات کمرشکن، مهریّه هاى سنگین، مجالس جشن پر خرج، پیش شرطهاى نامعقول و مانند آن، به خاطر رضاى خدا و نجات فرزندانشان صرفنظر کنند; تا آنها به راحتى بتوانند زندگى مشترک ساده اى را آغاز کنند.
بدون شک اگر سطح انتطارات و توقّعات پایین،و تشریفات در حدّ وسع و قدرت جوانان باشد، جلوى بسیارى از مفاسد گرفته مى شود. و این امکان پذیر است. کسانى که، به هر شکل، به سنگین شدن بار ازدواج و سخت تر شدن شرایط آن کمک مى کنند، شریک گناهان جوانانى هستند که به خاطر این تشریفات کمر شکن، قادر بر ازدواج نیستند و آلوده اعمال منافى عفّت مى شوند!
چرا که هر کس سنّت سیّئه اى را پایه گذارى کند، در گناه کسانى که به آن سنّت عمل مى کنند شریک و سهیم خواهد بود، بدون آن که از گناه آنان چیزى کاسته شود!(2)
آرى، با تحقّق این دو امر، امکان پاکدامنى در عصر فساد و فحشاء نیز وجود خواهد داشت.


1 . سوره یوسف، آیه 25.
2 . بحارالانوار، جلد 2، صفحه 24، حدیث 75.


بر گرفته از سایت آیت الله مکارم شیرازی حفظه الله

makarem.ir

استمناء :

1ـ از امام صادق (علیه السلام) درباره استمناء سوال شد. حضرت فرمود: «گناه بزرگی است و خداوند در قرآن از آن نهی کرده است و کسی که این کار را انجام دهد همانند کسی است که با خود نکاح کرده است و اگر من بدانم کسی این کار را انجام داده با او غذا نمی خورم» سائل پرسید: یابن رسول الله از کتاب خدا حکم این موضوع را برایم بیان کن. حضرت فرمود: «فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون» (مومنون/7) کسی که به جز ازدواج راه دیگری بپیماید آنان از دشمنی کنندگان ]با خویشتن[ هستند. در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: «خداوند روز قیامت با سه دسته سخن نمی گوید و به آنان نظر رحمت نکرده و آنان را پاک نمی گرداند و عذاب دردناکی در انتظار آنان است. یکی از آنها کسی است که با خود نکاح (استمناء) کند».


 امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) :«اَفْضَلُ الْعِبادةِ اَلْعِفافُ(1)»

امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند: «مَا عُبِدَاللّهُ بِشىء اَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج; هیچ عبادتى در پیشگاه خداوند، برتر از عفّت در برابر شکم و مسایل جنسى نیست»(2)

در روایت دیگرى از آن حضرت ـ که تفسیرى بر روایت سابق است ـ آمده است که مردى خدمت امام(علیه السلام) عرض کرد: اعمال و طاعات من ضعیف و روزه ام کم است; ولى امیدوارم که هرگز مال حرامى نخورده ام. امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «اَىُّ الاِجْتَهَادِ اَفْضَلُ مِنْ عِفَّةِ بِطْن وَ فَرْج; کدام تلاش در راه اطاعت خدا، برتر از عفّت در مقابل شکم و مسایل جنسى است».(3)

امام على بن ابیطالب (علیه السلام) در این رابطه مى فرمایند: «اِذا اَرَادَ اللّهُ بِعَبْد خَیراً اَعَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ; هنگامى که خداوند خیر و خوبى براى بنده اش بخواهد; به او توفیق مى دهد که در برابر شکم و شهوت پرستى عفّت پیدا کند».(4)

در حدیث دیگرى که مفضّل از امام صادق (علیه السلام)، در توصیف شیعیان واقعى نقل شده، آن حضرت چنین مى فرمایند: «اِنَّمَا شِیعَةُ جَعْفَر مَنْ عَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ وَ اشْتَدَّ جَهَادَهُ وَ عَمَلُهُ لِخَالِقِهِ وَ رَجَاءُ ثَوابِهُ وَ خَافَ عِقَابَهُ فَاِذَا رَأَیْتَ اُولئکَ فَاُولئکَ شِیعَةُ جَعْفر; پیروان حقیقى جعفر بن محمد، کسانى هستند که در برابر شکم پرستى و بى بند و بارى جنسى، عفت و (در راه بندگى خدا) تلاش و کوشش فراوان دارند; به ثواب او امیدوارند و از عقاب او بیمناک. (به همین دلیل، پیوسته، در راه حق حرکت مى کنند. هرگاه کسى را با این صفات ببینى) آنها پیروان و شیعیان جعفر بن محمد(علیه السلام) مى باشند».(5)

امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرمایند:«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ شُجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ اَنْفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ; ارزش هر کس به اندازه همّت او و صداقت هر کس به اندازه شخصیت او و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بى اعتنایى او به ارزشهاى مادى و عفّت هر کس به اندازه غیرت اوست».(6)

پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در این روایت ضمن بیان این که: «سه چیز است که بر امّتم از آن سه بیمناکم» سوّمین آنها را «شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ; شکم پرستى و شهوت پرستى جنسى»(7) مى دانند.

1- اصول کافى، جلد 2، صفحه 79.

2- اصول کافى، جلد 2، صفحه 79.

3- همان مدرک.

4- غررالحکم، حدیث 4114.

5- وسایل الشیعه، جلد 11، صفحه 199.

6- نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمه 47.

7- اصول کافى، جلد 2، صفحه 79.


یک کتاب مفید در این زمینه کتاب مشکلات جنسی جوانان نوشته ایت الله مکارم شیرازی است که می توانید از لینک زیر دریافت نمایید

دانلود کتاب

و همچنین لینک زیر

لینک


استفتاءات حضرت آیت الله مکارم شیرازی مدظله العالی

قرائت آیة الکرسی به جای سوره [قرائت رکعت اول و دوم]
 آیا اشکال دارد آیة الکرسی را در نماز خواند؟ مثلا بعد از سوره حمد.
 جواب :
بهتر است یک سوره کامل بخواند.

قرائت آیة الکرسی در سجده [ذکر رکوع و سجود]
 آیا می توان در نماز چهار رکعتی آخر سجده بعد از آیه سجده آیة الکرسی خواند؟
 جواب :
در سجده و قنوت اشکالی ندارد.

کسی که به تشهد یا سلام نماز رسیده [اقتدا در حال تشهد آخر نماز]
 اگر ما به نماز جماعت زمانی برسیم که آن ها تشهد و سلام می خواهند بگویند ما باید چکار کنیم؟
 جواب :
می توانید اقتدا کنید و به حالت نیم خیز (تجافی) بنشینید و تشهد را بخوانید ولی سلام ندهید و پس از سلام آخر امام جماعت برخیزید و رکعت اول نماز را ادامه دهید.

درخواست اجرة المثل در قبال استفاده از خانه ای که مهریه زن است [مهریه]
 اینجانب سه دانگ آپارتمان را به نام همسرم بابت مهریه در پنج سال پیش انتقال داده ام. اکنون همسرم بدون هیچ دلیل شرعی و قانونی به همراه فرزند مشترک منزل را ترک کرده و تقاضای اجرت المثل اجور معوقه برای قدرالسهم منزل مشترک (سه دانگ دیگر نیز به نام اینجانب می باشد) را کرده است. آیا تقاضای ایشان با توجه به مشترک بودن آپارتمان موصوف که در آن زندگی می کنیم شرعی و قانونی می باشد؟
جواب : 
در صورتی که ظاهر عمل او این بوده است که اجازه داده تبرعاً از محل مزبور استفاده کنند نمی تواند اجرة المثل بگیرد ولی اگر چنین نبوده گرفتن اجرة المثل جایز است.

نرسیدن به رکوع امام در رکعت های دیگر [احکام جماعت]
 در مساله 1252 رساله آیت الله مکارم شیرازی آمده است که در رکعت های دیگر نماز غیر از رکعت اول نیز باید ماموم خود را به رکوع امام برساند وگرنه جماعت او اشکال دارد. سوال من این است که اگر ماموم به اندازه یک رکوع عقب افتاد (مثلا او در رکعت دوم بود و مشغول خواندن حمد و امام در رکوع رکعت سوم و قبل از آنکه ماموم به رکوع رود امام سر از رکوع برداشت) آیا جماعت ماموم خود به خود به فرادا تبدیل می شود یا کلاً نماز او باطل است و باید آن را قضا نماید؟
 جواب :
در فرض سوال، نماز را با جماعت تمام می کند و بنابراحتیاط واجب اعاده می نماید.

اقامت یک یا دو روز در هفته در وطن حکمی [وطن حکمى]
 اگر اقامت شخص در جایی به حدی بود که آنجا در حکم وطنش قرار گرفت (مثلا یک سال یا بیشتر هفته ای سه روز برای تحصیل در آن جا اقامت داشت) سپس اقامتش کمتر شد مثلا در سال دوم یا سوم هفته ای یک یا دو روز را در آن جا اقامت داشت یا در تابستان یا ایام امتحانات پایانی فقط برای امتحان یا تسویه حساب به آن جا می رود، در این دوره جدید (اقامت کمتر) ملاک قصر یا اتمام نماز چیست که گاهی از جمله در بعضی از همین مثال ها حکم به قصر و گاهی (و در بعضی دیگر) کم به اتمام می شود؟
 جواب :
در فرض سوال، نماز و روزه او قصر است.

حکم ارشاد جاهل به حکم یا موضوع [احکام امر به معروف و نهى از منکر]
 آیا ارشاد جاهل در موارد جهل به حکم واجب و در موارد جهل به موضوع جایز یا مستحب است؟
 جواب :
در موارد جهل به حکم واجب است و در جهل به موضوع لازم نیست مگر اینکه موضوع خطرناکی باشد.

ارتباط نفقه با تمکین [تمکین]
 آیا درست است که اگر شوهر نفقه در شأن همسرش را تامین نکند چه عمداً و چه به خاطر فقر و ... زن مادامی که زن اوست باید تمکین داشته باشد؟
 جواب :
پرداختن نفقه وظیفه ای است و تمکین وظیفه ای دیگر و تمکین مشروط به پرداخت نفقه نیست ولی زن می تواند به حاکم شرع مراجعه کرده و حقوق خود را استیفا کند یا جدا شود.

 
امتناع شریک از فسخ شراکت [احکام شرکت]
 دو نفر در سال 1376 متفقاً اقدام به اجاره و خرید ششدانگ سرقفلی یک باب مغازه می نمایند که پس از چند سال همکاری و ادامه شراکت دچار نزاع و اختلاف گردیده اند، حال با توجه به اینکه ادامه وضعیت اشاعه متعذر است راهکار شرعی جهت قلع ماده نزاع کدام است؟ با در نظر گرفتن اینکه احد از شرکا حاضر به خرید سهم دیگری و یا فروش سهم خود است اما دیگری کلاً از خرید یا فروش امتناع می کند.
 جواب :
در اینجا به حاکم شرع مراجعه می کنند و او دستور می دهد که یا مجموع را بفروشند و در میان آن ها تقسیم کنند یا احدی سهم دیگری را مطابق قیمت روز بردارد و از هم جدا شوند و اگر خود ملک قابل جداسازی باشد سهم هر کدام را حاکم شرع جدا می کند.

 
رعایت شرایط شرعی در ازدواج با اهل کتاب [شرایط عقد موقت]
 آیا در ازدواج موقت با زبان اهل کتاب با توجه به اینکه دارای احکام دینی متفاوتی می باشند لازم است شرایطی که در ازدواج موقت با زنان مسلمان رعایت آن ها لازم است مثلا اینکه آن زن اهل رابطه نامشروع نباشد رعایت شود؟ زیرا طبق نظر حضرتعالی در مورد زن مسلمان در صورتی که آن زن اهل زنا بوده لازم است که ابتدا توبه کند لکن بر اساس احکام اهل کتاب ممکن است این توبه کردن موضوعیت نداشته باشد.
 جواب :
ازدواج با زنان معروف به فحشا جایز نیست ولی رعایت دیگر شرایط شرعی از طرف آن ها واجب نمی باشد.
.

غیبت کفار غیر محارب [غیبت]
 
با توجه به اینکه آیه شریفه «وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» (حجرات/12) شامل حال کفار نمی شود، آیا غیبت کفار غیر محارب جایز است؟
جواب :
 آیه شریفه شامل کفار نمی شود وی نفی غیر هم نمی کند و از روایات عام و دلیل محفوظ بودن عِرض افرادی که جانشان و مالشان محفوظ است به دست می آید که غیبت کفار غیر حربی جایز نیست.

چند استفتا از آیت الله نوری همدانی

پرسش :
سلام آیا عقد موقت با دختر باکره به شرط عدم دخول بدون اذن پدر مجاز است؟ با تشکر التماس دعا

پاسخ :
عقد دختر باكره بدون اذن پدر دختر جايز نمي باشد.

پرسش :
تا چه زماني مي توان از مجتهد مرده تقليد كرد.
پاسخ :
تقليد از ميت ابتداءً جايز نيست اما كسي كه مدتي مقلّد مرجعي بوده ، بعد از فوت آن مرجع مي تواند با اجازه مجتهد زنده در تقليد او باقي بماند و اگر يقين به اعلميّت مجتهد زنده نمود بايد از زنده تقليد نمايد و باقي ماندن بر ميّت غير اعلم جايز نيست.

پرسش :
حکم شبیه سازی انسان در دو مورد زیر چیست: 1. برای موارد پزشکی 2. در کل

پاسخ :
اشكال دارد مگر اين كه اعمال انجام شده با موازين شرعي تطبيق نمايد.

پرسش :
ربا چیست؟
پاسخ :
اگر پولی به عنوان قرض به فردی داده شود و قرار بر این باشد که مبلغی اضافه گرفته شود اين ربا و حرام است.همچنین اگر جنسی مانند گندم، برنج، خرما و مانند اینها که به صورت وزن یا کیل معامله می شود مورد معامله قرار بگیردو مقدار یکی بیشتر از ديگري باشد اين نیز ربا است.برای آگاهی بیشتر به مسأله 2067 توضیح المسائل مراجعه نمائید

http://www.noorihamedani.com

 

چند استفتا جدید از آیت الله مکارم شیرازی

- خواندن سوره قبل از حمد در نماز
شخصى طىّ سالیان متمادى، بر اثر ندانستن مسأله، سوره را قبل از حمد خوانده است. آیا نمازهایى که به شکل فوق خوانده قضا دارد؟
در صورتى که جاهل مقصّر باشد باید قضا کند; ولى اگر دسترسى به فراگرفتن مسأله نداشته، یا اصلا احتمال بطلان نمى داده، قضا ندارد.
2- عدم اجبار قرائت سوره توحید در نماز
آیا سوره توحید (قل هو الله)در یکی از دو رکعت به صورت اجبار به عنوان سوره دوم باید تلاوت گردد؟
خیر، اجباری نیست.
3- خواندن سوره حمد به نیت دعا در نماز
در هنگام خواندن سوره حمد در نمازهای یومیه با توجه به اینکه معنی سوره حمد یک مقدار حالت دعایی دارد و این را می دانم که اگر کسی سوره حمد را با نیت دعا بخواند نمازش باطل است حال سوال اینجانب این است که چگونه می توان به معنی توجه کرد و حالت دعا برای انسان پیش نیاید؟
خواندن سوره حمد به نیت دعا بوسیله قرآن نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه موافق احتیاط است.
4- خواندن تسبحات به جای حمد و سوره
اگر به رکعت دوم نماز جماعت رسیدیم و اقتدا کردیم باید در رکعت دوم خودمان که برابر با رکعت سوم امام و نمازگزاران است حمد و سوره بخوانیم. حالا اگر سهوا بجای حمد و سوره در رکعت دوم جماعتمان تسبیحات اربعه بخوانیم نماز ما چه حکمی دارد؟
در صورتیکه بعد از رکوع متوجه شود نماز صحیح است.
5- گفتن «أعوذ بالله» در رکعت دوم
آیا گفتن «أعوذ بالله» در رکعت دوم قبل از حمد اشکال دارد؟
به قصد قربت مطلقه مانعی ندارد.
6- گفتن «بسم الله» به نیت یک سوره و خواندن سوره دیگر
اگر در نمازی به قصد شروع سوره «بسم الله» بگوییم و پس از گفتن آن سوره مد نظر برای خواندن را عوض کنیم، آیا باید «بسم الله» دیگر بگوییم یا با همان، سوره دیگر را می توانیم بخوانیم؟
نیازی به تکرار «بسم الله الرحمن الرحیم» نیست.
7- قرائت سوره های مختلف در نمازها
در تحریرالوسیله‌ی امام خمینی آمده است که «یستحب قراءة عم یتسائلون أو هل أتى أو الغاشیة أو القیامة و أشباهها فى صلاة الصبح ، و قراءة سبح اسم أو الشمس فى الظهر و إذا جاء نصر الله و ألهکم التکاثر فى العصر و المغرب ،...، کما أنه یستحب فى کل صلاة قراءة سورة القدر فى الاولى و التوحید فى الثانیة»
سؤال این است که:
۱- نظر شما هم همین است؟ سوره‌های مستحب در نمازهای مختلف همین‌هاست؟
۲- این سوره‌ها برای رکعت اول نمازهاست، و رکعت دوم سوره توحید مستحب است؟ یا در هر دو رکعت این سوره‌ها مستحب است؟ مثلا در نماز ظهر مستحب است در رکعت اول یکی از سوره‌های اعلی و شمس و در رکعت دوم سوره توحید خوانده شود؛ یا در هر دو رکعت مستحب است یکی از سوره‌های اعلی و شمس خوانده شود؟
۳- برای نماز صبح گفته شده خواندن سوره‌های نبأ، انسان، غاشیه، قیامت یا اشباه (نظایر) آن مستحب است. منظور از سوره‌های شبیه به آن‌ها (اشباه) چیست؟
بر طبق فتوای ما، خواندن این سوره ها به قصد رجاء در این نمازها اجر و پاداش دارد و می تواند بعضی را در رکعت اول و بعضی را در رکعت دوم به جا آورد و اشباه و نظایر آن سوره هایی است که از نظر مقدار هم اندازه آنها باشند.
8- علم به اشتباه در انتخاب سوره در نماز نافله
چنانچه در حین نماز نافله مغرب پس از حمد، سوره توحید خوانده شود و شخص در حین خواندن سوره توحید (و یا پس از اتمام آن) متوجه اشتباه خود در انتخاب سوره گردد، چه باید بکند؟
آن سوره را رها می کند و سوره مورد نظر را شروع می کند.
9- تغییر سوره بعد از قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم»
با توجه به اینکه در نمازها می توان در بین خواندن سوره (البته تا جایی که می دانم به غیر از سوره های حمد و قدر) آن را عوض کرد. آیا می توان مثلاً اگر ما نیت سوره «کافرون» را کرده ایم و فقط «بسم الله الرحمن الرحیم» را گفته ایم نیت را عوض کرده و با همان بسم الله سوره ی دیگری را خواند و یا باید بسم الله را هم برای سوره ی دوم از اول خواند؟
با همان «بسم الله الرحمن الرحیم» می تواند سوره ی دیگری را بخواند.
10- کسی که به جای حمد سوره ی دیگری می خوانده
چند سالی است که در خواندن نماز به علت این که فکر می کردم خواندن سوره ی حمد در نماز مستحب است به جای حمد، سوره ای دیگر می خواندم و اخیراً متوجه شده ام که واجب است. آیا نمازم باطل است؟ وظیفه ی من چیست؟
چنانچه در یادگیری مسئله کوتاهی کرده اید باید به مرور به طوری که دچار مشقت نشوید، نمازها را قضا کنید.
11- قرائت آیة الکرسی به جای سوره
آیا اشکال دارد آیة الکرسی را در نماز خواند؟ مثلا بعد از سوره حمد.
بهتر است یک سوره کامل بخواند.

استفتاء آیت الله خامنه ای درباره دریافت اجاره‌ بها

استفتاء زیر درباره اجاره خانه در قسمت استفتائات جدید سایت مقام معظم رهبری منتشر شده است.

پرسش: به پیشنهاد مستأجر، اجاره یکسال بطور یکجا و در پایان زمان اجاره طى یک چک پرداخت مى‌شود. آیا اگر مبلغ چک، بیش از مجموع اجاره‌هاى ماهانه باشد چنین کارى وجاهت شرعى دارد یا نه؟

جواب: اگر از اول وجه اجاره را ـ به ملاحظه اینکه نسیه یکساله است ـ بیشتر از مقدار وجه اجاره نقد، در عقد اجاره تعیین کنند اشکال ندارد ولى افزودن مبلغى بر اجاره قراردادى در عقد اجاره به حساب مدت تأخیر، ربا و حرام است.

http://shiaha.com

نظر برخی مراجع درباره خوردن حیوانات آبزی

حیوانات آبزی بخشی از زنجیره غذایی جوامع بشری را تشکیل می‌دهد. با توجه به این که خوردن و استفاده از این حیوانات در دیدگاه شرع مقدس دارای شرایط و احکام ویژه خود می‌باشد، بخشی از نظرات مراجع تقلید در این خصوص را بخوانید.

نظر آیت الله العظمی سیستانی

سؤال: اگر فلس با چشم مسلح فقط دیده شود حکم صیدشان چیست ؟

اگر فلس بر آن صدق کند عرفا کافى است .

سؤال: آیا به تور انداختن ماهى در آب براى حلیت کافى است یا خروج از آب لازم است ؟

اگر ماهى در تور بمیرد حلال است .

نظر آیت الله العظمی وحید

سؤال:‌ آیا خوردن بعضی انواع ماهی‌هایی که شک داریم که فلس دارند یا نه جایز است؟

اگر در اینکه این نوع ماهی فلس دارد شک داشته باشید باید بنا را براین بگذارید که خوردن آن حرام است.

خوردن ماهی که شخص غیر مسلمان آن را از آب گرفته

سئوال: آیا خوردن ماهی‌هایی که شخص کافر آن را از آب گرفته و نام خدا را بر زبان نبرده و در رستوران یا مغازه‌های افراد غیر مسلمان به فروش می‌رسد جایز است؟

کسی که ماهی را صید می‌کند لازم نیست مسلمان باشد و در موقع گرفتن آن نام خدا را ببرد ولی مسلمان باید گرفتن آن را دیده باشد یا از راه دیگر یقین پیدا کند یا حجت شرعیه داشته باشد که زنده از آب گرفته شده یا در تور، در آب مرده باشد؛ و اگر این ماهی در دست کافری باشد که از دست مسلمان نگرفته باشد اگرچه بگوید آن‌را زنده گرفته‌ام حرام می‌باشد، مگر اینکه بیّنه یا شخص ثقه‌ای که ظنّ بر خلاف گفتة او نباشد، خبر دهد که او را زنده گرفته است.

نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

سؤال: متخصّصین علم جانورشناسى مى گویند: در دریاهاى جنوبى کشور نوعى خرچنگ دراز به نام شاه میگو و در آبهاى شیرین مرداب انزلى و رودخانه هاى وابسته به آن و بعضى دیگر از آبهاى شیرین داخلى نوعى خرچنگ دراز به نام خرچنگ آب شیرین زندگى مى کند که شباهت ساختمانى بسیار زیادى با میگو دارد، از لحاظ ساختمان ظاهرى «شاه میگو» و «خرچنگ آب شیرین» تفاوت فاحشى با خرچنگ معروف که داراى بدنى گرد و پهن است و در کنار دریا و یا رودخانه ها زندگى مى کند دارد، آیا اینها حلال هستند یا حرام؟

پاسخ: حکم در این جا تابع صدق موضوع در نظر عرف است، اگر به آن، خرچنگ (سرطان) گفته شود حرام است و اگر صدق روبیان (میگو) بر آن کند حلال است، براى تشخیص این موضوع مى توانید به صیّادان مراجعه کنید.

خوردن لابستر

سئوال: از آنجا که تشخیص فلس دار بودن یا میگو بودن برای مردم عادی ساده نمی باشد لطفا حکم خوردن لابستر (LABSTER) را بفرمایید ؟

خوردن لابستر اشکال دارد.

گوشت ماهی خاویار

سئوال: گوشت خاویار چه حکمی دارد؟

اگر فلس دارد، استفاده از آن اشکالی ندارد.

حلال بودن خاویار ماهی های فلس دار

سئوال:‌ آیا خاویار مطلقاً حلال است یا فقط خاویار برخی از ماهی ها حلال است؟

خاویار ماهی هایی که فلس دارند حلال است.

نظر آیت الله‌العظمی مظاهری

از حیوانات دریایى فقط میگو و ماهى فلس‏دار حلال است و سایر حیوانات آبى از قبیل نهنگ و خرچنگ و قورباغه و امثال اینها حرام مى‏باشد.

http://shiaha.com

درباره تیمم

قبول داریم که وضوء از نظر بهداشتی کاری معقول و برای شادابی و طراوت روح و سلامتی بدن بسیار موثر است. اما دست‌ها را به خاک سراسر آلوده زدن و بعد آنها را به صورت و چشم‌ها

مالیدن از جهت بهداشتی کار غیر معقولی به نظر می‌رسد. اسلام که به نظافت و بهداشت اهمیت می‌دهد، چرا تیمم را جایز می‌داند؟

۱- خود تیمم یکی از عبادات محسوب می‌شود، زیرا انسان پیشانی خود را که شریف‌ترین عضو بدن او است با دستی که بر خاک زده، لمس می‌کند تا فروتنی و تواضع خویش را در پیشگاه حضرت حق آشکار سازد. همان طوری که در سجده نماز این عمل انجام می‌شود.

در واقع شخصی که تیمّم می‌کند، می‌گوید خدایا! پیشانی من و همچنین دست‌های من در برابر تو تا آخرین درجه خاضع و متواضع‌اند. بنابراین تیمم در پرورش روح تواضع و عبودیت و شکرگزاری در بندگان اثر مثبت می‌گذارد.

۲- اسلام استفاده از خاک را در تیمم برای نماز در صورت اضطرار و نبودن آب و عدم امکان وضوء جبیره تجویز کرده است. بر همین اساس امام رضا علیه السلام فرمود: ” انّ التیمم غسل المضطرّ و وضوء ”

تیمّم به جای غسل و وضوء در انسان مضطر و کسی که چاره‌ای ندارد می‌باشد. (۱)

۳- اسلام هر خاکی را برای تیمم جایز نمی‌داند، لذا خداوند حکیم می‌فرماید: “… فتیمموا ضعیداً طیباً… ”
(اگر دسترسی به آب نداشته باشید) در این موقع با خاک پاکیزه‌ای تیمم کنید.(۲)

قرآن کریم می‌فرماید: تیمم روی خاک ( یا چیزهای دیگری که روی سطح زمین قرار گرفته) انجام گیرد. زیرا خاک‌هایی که در سطح زمین‌اند در معرض تابش آفتاب هستند و مملو از هوا و باکتری‌های میکروب‌کش است. اگر تیمم در چنین خاکی پاکیزه انجام شود، نه تنها مضرّ نیست، بلکه آثار مذکور را هم خواهد داشت.

در همین مورد امام صادق علیه السلام فرمود: ” نهی امیرالمومنین علیه السلام ان یتیمم الرّجل بتراب من اثر الطرّیق ”
امیرالمومنین علیه السلام از تیمم کردن به روی خاک های آلوده که در جاده ها است، نهی فرمود. (۳)

۴- همانطوری که اشاره شد، امروز ثابت شده که خاک به خاطر داشتن باکتری‌های فراوان می‌تواند آلودگی‌ها را از بین ببرد. این باکتری‌ها که کار آنها تجزیه کردن مواد آلی و از بین بردن انواع عفونت‌ها است، معمولاً در سطح زمین و اعماق کم که از هوا و نور آفتاب بهتر می‌توانند استفاده کنند، فراوانند. به همین دلیل هنگامی که لاشه‌های حیوانان و یا بدن انسان پس از مردن زیر خاک دفن شود، و همچنین مواد آلوده گوناگون که روی زمین‌ها می‌باشد، در مدت نسبتاً کوتاهی تجزیه شده و بر اثر حمله باکتری‌ها کانون عفونت از هم متلاشی می‌شود.

اگر این خاصیت در خاک نبود، کره زمین در مدت کوتاهی مبدل به یک کانون عفونت می‌شد. اصولاً خاک خاصیتی شبیه مواد (آنتی بیوتیک) دارد و تأثیر آن در کشتن میکروب‌ها فوق‌العاده زیاد است.

۵- خاک درمانی و بهبود بعضی امراض را با خاک در دنیا معمول بوده است. از جمله “جالینوس ” بیماری‌های دیسانتری(۴)، بواسیر و برخی امراض گوارشی و نیز “دیوسکورید ” پزشک مخصوص نرن، سوختگی‌ها، باد سرخ، نقرس. (۵) و مسمومیت‌های مخصوص گزیدن حیوانات را به خاک درمانی توصیه می‌کردند.

در کشور خودمان زنبور زدگی را با خاک و یا سرکه و یا آب انگور درمان می‌کردند. در همین اواخر “ادلف ژوست ” خاک درمانی را معمول می‌داشت و “پروفسور ژولیوس استامف ” مبتلایان به وبا را با خاک رس درمان می‌کرد و دادن خاک رس در بیماری‌های پوستی، دیسانتری و حصبه از کارهای اوست.

به علاوه عناصر موجود در خاک هر کدام برای درمان نوعی از بیماری است. چنانچه سیلیس در درمان مرض سل و تصلب شرائین، آهک در درمان استخوان‌بندی و منیزیم در درمان سرطان موثر بوده است. حتی بعضی از حیوانات مانند موش با خوراندن گل رس درمان شده‌اند و به عقیده ” دکتر شال ” گل رس در درمان برخی. بیماری ها اثر خوبی دارد.(۶)

۶- تیممی که اسلام جایز دانسته، مالیدن خاک به چشم و صورت نیست، بلکه مس دست به پیشانی است. حتی بهتر است بعد از زدن دو دست روی خاک، دست‌ها را بتکانند تا گردها بریزد.

۷- در تیمم لازم نیست خاک باشد، می‌توان روی سنگ هم تیمم کرد

http://shiaha.com

نظر یکی از مراجع درباره استفاده از ماهواره

آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی در درس خارج فقه خود، نظرشان را درباره استفاده از ماهواره‌هایی که فقط شبکه‌های داخلی را می‌گیرد، بیان داشتند.

این مرجع تقلید صبح امروز در درس خارج خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، اظهار داشتند: عده‌ای مطرح می‌کنند که شما می‌گویید مردم به سراغ ماهواره نروند، ولی در مملکت ما ماهواره‌هایی آمده است که فقط شبکه‌های داخلی را گرفته و شبکه‌های خارجی را نمی‌گیرد، در پاسخ به این سوال باید گفت اگر چنین ماهواره‌هایی باشد که فقط شبکه‌های سالم را گرفته و شبکه‌های ناسالم را نمی‌گیرد، این اشکال ندارد، ماهواره‌ای اشکال دارد که می‌تواند همه چیز را با هم بگیرد و باعث فساد جوانان و خانواه‌ها شود.

http://shiaha.com

فاصله در صف اول نماز جماعت

سوال : بنده یکروز در مسجد در صف اول جماعت ایستادم در حالی که کنار من به اندازه ی ۲ نفر خالی بود.به دلیل اینکه کنارم ستون بود و عده ای ساک و کفش خود را آنجا گذاشته بودند.
آیا نماز من درست بوده؟ چون نباید بین مامومین حایل باشد.

پاسخ : نماز شما اشکالی نداشته مشروط بر اینکه امام را می دیده اید .

آیت الله مکارم شیرازی

http://shiaha.com

حکم شرط بندی برای فوتبال

گاهی ایمیل‌های مختلفی از سوی سایت‌ها، به آدرس الکترونیکی افراد ارسال می شود که یکی از این ایمیل‌ها، پیش بینی نتایج بازی‌های فوتبال است.

این سایت‌ها مدعی‌اند در قبال پیش بینی‌های درست،جایزه در نظر گرفته و حضور شما در این مسابقات با پرداخت حق عضویت امکان پذیر است؛ آنچه که ذهن آدمی را درگیر می کند، عدم جلوگیری فعالیت‌های سایت مربوطه در زمینه”پیش‌بینی نتایج مسابقات فوتبال” است. حکم فقهی این مساله را از مراجع عظام تقلید سوال نمودیم که می توانید پاسخ آن را ببینید.

سوال : برخی از سایت‌ها در قبال برد و باخت بازی‌های فوتبال به افراد عضو در صورت پرداخت حق عضویت، پول پرداخت می کند. گفتنی است برخی از این سایت‌ها مدعی هستند قسمتی از هزینه‌های دریافتی را در راه کمک‌های مالی به تیم های ورزشی هزینه می کنند. دریافت هزینه در قبال حدس زدن برد و باخت این تیم‌ها و پرداخت حق عضویت در این سایت‌ها چه حکمی دارد؟

حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب: در فرض سوال جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: اگر ملزم باشد که پولی پرداخت کنید یا براساس شرط باشد جایز نیست.

حضرت آیت الله سیستانی: در مورد پیش بینی نتایج فوتبال و مسابقات ورزشی، در صورتیکه از شرکت کنندگان پولى بگیرند و به قید قرعه از محل پول هاى دریافتى جوایزى به برندگان بپردازند، این کار حرام است.

همچنین ۲ تن از مجتهدین و مدرسین حوزه علمیه این گونه پاسخ داده‌اند:

آیت الله علوی گرگانی: اگر عضویت و دریافت پول بخاطر پیش بینی مسابقات باشد جایزه و دریافت هزینه جایز نیست.

آیت الله محمد جواد طباطبایی علوی بروجردی: این صورت از شرط بندی که مرقوم فرموده‌اید مانند همه صور شرط در مسابقات که در دنیا معمول است که شخص در عوض ارایه وجهی، اگر طرف خاص برنده شد مبلغی را دریافت می کند، مانند شرط بندی‌ها در بازی و مسابقه ای که خود انسان در آن شرکت دارد، وجه شرعی ندارد و از صور قمار محسوب می شود.

http://shiaha.com

دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره رایت سی دی

حضرت آیت الله جوادی آملی رایت سی دی قفل شکسته را در صورت همانندی رایت و تالیف، مشروط به رضایت پدیدآورنده آن می‌داند.
حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی در پاسخ به استفتاءات، نظر فقهی خود درباره رایت سی دی قفل شکسته، نماز ظهر جمعه، سود بانکی و افتتاح حساب برای شرکت در قرعه کشی را اعلام کرد.

متن استفتاء و پاسخ حضرت آیت الله جوادی آملی بدین شرح است.

درباره رایت CDهای قفل‌شکسته و استفاده از آن، نظر حضرت‌عالی چیست؟
اگر رایت نظیر تألیف، حقِ مخصوصِ پدیدآورنده آن است، استفاده از آن، مشروط به رضایت صاحب حق است.

افتتاح حساب پس‌انداز قرض‌الحسنه در بانک به قصد شرکت در قرعه‌کشی چه حُکمی دارد؟
جایز است.

پرداخت سود توسط بانک بابت سپرده‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت چه حُکمی دارد؟
ضمناً تشخیص صوری بودن قراردادهای موجود در بانک‌ها چگونه است؟ با توجه به اینکه بین اهل فن اختلاف است که آیا قراردادها جنبه کاغذبازی دارد یا قرارداد واقعی می‌باشد؟
در صورتی که برابر عقود اسلامی باشد، حلال است.

نظر حضرت‌عالی‌ درباره سودی‌ که بانک‌ها می‌‌دهند، چیست؟
اگر به عنوان مضاربه یا جایزه باشد، اشکالی‌ ندارد.

آیا بعد از نماز جمعه و عصر، خواندن مجدّد نماز ظهر و عصر و یا تنها عصر لازم است؟ در چه صورت عمل به استحباب کفایت می‌کند؟
نماز جمعه وظیفه نماز ظهر روز جمعه است. اعاده ظهر یا عصر، [هیچ‌یک] لازم نیست.

http://shiaha.com

نظر آیت الله صافی پیرامون طلسم و جادو

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در جواب استفتائی پیرامون طلسم و جادو نظر خود را اعلام کردند.

بسمه تعالی

محضر مبارک مرجع معظم تقلید شیعیان حضرت آیت الله صافی گلپایگانی‌مدظله‌العالی

با سلام و احترام. اینجانب چند ماه پیش با شخصی که مدعی ارتباط با جن‌ها بود آشنا شدم. ایشان با ادعای این که مشکلات بنده در زندگی بخاطر طلسمی است که من شده‌ام، ‌دعایی به من تعلیم داد و تعهد کرد که طلسم مرا بشکند. وی با خواندن اذکار و اورادی، و نیز توسل به شیطان و مدح او، ادعا کرد که طلسم مرا شکسته است. سؤال بنده این است که آیا طلسم و جادو حقیقت دارد؟ و چنانچه حقیقت ندارد و صرف ادعا است، ‌معاشرت و ادامه ارتباط با چنین اشخاصی چه حکمی دارد؟ با تشکر

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمة‌الله

اگر سحر و جادو اصلی داشته باشد، فعلاً کسانی‌که مدعی هستند صرف ادعا است و کسی طلسم و جادو نمی‌شود و مؤمن نباید به این چیزها اعتنا کند.

توجه داشته باشید در معاشرت و همنشینی که در ساختن شخصیت انسان بسیار مؤثر است، باید دقت کامل شود که با اشخاصی معاشرت کنید از معاشرت با آنها بهره‌های روحانی و معنوی ببرید. مجالست با حضرات علماء اعلام و اهل تقوی و پارسائی و مردمان آزموده و سالخورده و با تجربه و با سابقه در اسلام موجب رشد عقل و دین و ایمان می‌شود، چنان‌که همنشینی با کسانی که انحرافات فکری دارند بسیار بسیار مضرّ است و خطر آن برای روح و معنویات انسان از سمّ کاری بیشتر است.

باید از حضور در مجالس چنین اشخاصی و جلسه‌هایی به شدت پرهیز نمود و به عکس مجالس وعظ و سخنرانی‌های مذهبی و محضر علماء و محافل دعا و تلاوت قرآن و ذکر مناقب و فضائل اهل بیت علیهم السلام را غنیمت شمرد؛ و مؤمن باید اجابت ادعیه خود را با توسل به دامان اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از خدای سبحان طلب نماید. انشاء الله موفق باشید.

۱۵ رجب المرجب۱۴۳۲

حکم فقهی سیگار کشیدن برای روزه‌دار

حکم سیگار در رابطه با روزه

برخی افراد سیگاری در ماه رمضان با دستاویز اینکه “دود را به حلق نمی‌رسانم “مصرف دخانیات را ادامه می دهند، در همین رابطه نظر مراجع عظام را در مورد استعمال سیگار و قرار گرفتن در کنار افرادی که سیگار می‌کشند را حین روزه‌داری جویا شدیم.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در بخش استفتائات جدید در پاسخ به سؤال ” آیا کسى که معتاد به سیگار است و باید در روز حتماً چند سیگار بکشد مى‌تواند روزه بگیرد و روزه او صحیح است؟ آمده: بنابر احتیاط واجب روزه‌دار باید از دود‌هاى انواع دخانیات خوددارى نماید و در صورت اضطرار وجوب روزه ساقط نیست.

نمایندگی دفتر پاسخگویی به سؤالات آیت الله نوری همدانی در پاسخ به این سؤال خبرنگار مهر که اگر روزه دار درکنار کسی که درحال استعمال دخانیات است نشسته باشد روزه اش باطل می شود گفت: اگر دود وارد حلق روزه دار نشود روزه وی صحیح است.

وی در رابطه با ادعای افرادی که در ماه رمضان سیگار می کشند و اظهار می دارند که دود را وارد حلق خود نمی کنند و روزه آها صحیح است گفت: این افراد تنها توجیهی برای خود ساخته اند، سیگار کشیدن از مبطلات روزه است.

نمایندگی دفتر پاسخگویی به سؤالات شرعی آیت الله جعفر سبحانی نیز در پاسخ به سؤال خبرنگار مهر در رابطه با نشستن روزه دار در کنار فردی که درحال سیگار کشیدن است عنوان کرد: اگر دود به حلق روزه دار راه نیابد، روزه وی صحیح خواهد بود.

در رساله آیت الله حسین وحید خراسانی که در پایگاه اینترنتی این مرجع تقلید منتشر شده در رابطه با این پرسش که آیا سیگار روزه را باطل می کند آمده است: بنابراحتیاط واجب روزه را باطل می کند ولی اگر کسی این کار را انجام داد واجب است در بقیه روز از مفطرات (چیزهایی که روزه را باطل می کند) پرهیز کرده و قضا و کفاره بنابر احتیاط بر او واجب می شود.

http://shiaha.com

حدود شرعی حجاب و مرز محرم و نامحرم در خانواده‌ها

حدود شرعی حجاب و مرز محرم و نامحرم در خانواده‌ها

اشاره: پدیده بدحجابی از یک سو و رعایت‌نکردن مرز میان محرم و نامحرم از سوی دیگر، باعث شده متاسفانه بسیاری از مجالس و محافل شادی و جشن‌های عروسی و بازدیدهای خانوادگی حتی محافل معنوی، مانند«برگشت زائران بیت‌الله الحرام و عتبات عالیات» مجالس آنان به علت رعایت‌نکردن حدود شرعی و عدم آگاهی از مسائل مربوط به محرم و نامحرم، به گناه آلوده گردد.

نظر به اهمیت رعایت موازین شرعی از سوی جامعه و آحاد مردم نظرات فقهی جمعی از مراجع تقلید در این خصوص و نیز نحوه حضور بانوان در اجتماع را تقدیم می‌کند.

*بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص  حجاب برتر

«به نظر ما، بحثهایى که در باب پوشش زن مى‏شود، بحثهاى خوبى است؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثى در زمینه‏هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطى است. نه این‏که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى‏گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ى ملى ماست؛ هیچ اشکالى هم ندارد؛ هیچ منافاتى با هیچ نوع تحرکى هم در زن ندارد. اگر واقعاً بناى تحرک و کار اجتماعى و کار سیاسى و کار فکرى باشد، لباس رسمى زن مى‏تواند چادر باشد و – همان‏طور که عرض کردم – چادر بهترین نوع حجاب است.

البته مى‏توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‏جا هم بایستى آن مرز را پیدا کرد. بعضی‌ها از چادر فرار مى‏کنند، به خاطر این‏که هجوم تبلیغاتى غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار مى‏کنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‏آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‏دهد!

* چند سئوال فقهی از مقام معظم رهبری

س: آیا براى زنان پوشیدن لباس‌هاى تنگى که برجستگیهاى بدن آنان را نشان مى‏دهد و یا پوشیدن لباس‌هاى بدن نما و عریان در عروسیها و مانند آن جایز است؟

ج: اگر از نگاه مردان اجنبى و ترتّب مفسده در امان و محفوظ باشند، اشکال ندارد در غیر این صورت جایز نیست.

س: نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم و بدون پوشش چه حکمى دارد؟ نگاه‌کردن به‌صورت زن در تلویزیون چه حکمى دارد؟ آیا بین زن مسلمان و غیرمسلمان و بین پخش آن به‌طور مستقیم و یا غیر مستقیم تفاوتى وجود دارد؟

ج: نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاه‌کردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنا بر این اگر نگاه از روى لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصویر هم متعلّق به زن مسلمانى که بیننده آن را مى‏شناسد نباشد، اشکال ندارد و بنا بر احتیاط واجب نباید به تصویر زن نامحرم که به‌طور مستقیم از تلویزیون پخش مى‏شود، نگاه کرد ولى در پخش غیرمستقیم تلویزیونى اگر ریبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاه‌کردن اشکال ندارد.

س: آیا جایز است زن در جشن‏هاى عروسى بدون اجازه شوهرش عکس بیندازد؟ و بر فرض جواز، آیا مراعات حجاب کامل در آن واجب است؟

ج: اصل عکس گرفتن منوط به اجازه شوهر نیست، ولى اگر احتمال بدهد که اجنبى عکس او را ببیند و عدم رعایت حجاب کامل منجر به مفسده‏اى شود، مراعات آن واجب است.

س: آیا جایز است حجاب و لباس زن به‌گونه‏اى باشد که توجه دیگران را بخود جلب کند و یا باعث تهییج شهوت شود، مثلاً طورى چادر سر کند که توجه دیگران را به خود جلب کند و یا پارچه و رنگ جوراب را به‌گونه‏اى انتخاب کند که شهوت برانگیز باشد؟

ج: پوشیدن چیزى که از جهت رنگ یا شکل و یا نحوه پوشیدن باعث جلب توجه اجنبى شود و موجب فساد و ارتکاب حرام گردد، جایز نیست.

آیت الله العظمی  سیستانی

سؤال: نحوه پوشش با چادر و یا مانتو چگونه باید باشد؟

پاسخ: زن باید لباسى بپوشد که زینت نباشد و گرنه مانند هر زینتى دیگر باید پوشانده شود، همچنین لباس نباید موجب فریفته شدن مردان و جلب توجه آنان شود .

سؤال: در صورتی که زن در محیطی امن و مطمئن بخواهد نماز بخواند که هیچ نا محرمی وجود ندارد آیا برای نماز نیاز به حجاب دارد؟

پاسخ: پوشش در هنگام نماز ولو نامحرمی نباشد لازم است.

سؤال: عده ای از زنان با حجاب مسلمان، عادت کرده اند که چانه و قسمتی از زیر چانه را باز می گذارند، امّا گردن را می پوشانند. آیا چنین کاری جایز است؟ و چه اندازه ای از صورت را می توان باز گذاشت و آیا گوشها را هم می توان بیرون گذاشت؟

پاسخ: صورت شامل دو گوش نمی شود، پس پوشاندن آنها واجب است، امّا چانه و مقدار اندکی از زیر چانه، در حکم صورت می باشد.

سئوال: زنی که روی خود را نمی‌گیرد، می‌تواند موهای صورت و ابروان را بردارد و پودر طبیعی و سبک به صورت بزند؟

پاسخ: برداشتن موی صورت، و باریک کردن ابروان، مانع از بازگذاشتن رو نمی شود به شرط آنکه از وقوع در حرام، ایمن باشد و بازگذاشتن صورت به انگیزه نگاه نامحرمان، نباشد امّا پس از به کار بردن پودر و وسایل آرایشی، پوشاندن صورت واجب است.

آیت الله العظمی وحید

*حدود شرعی حجاب بانوان

سوال: حدود شرعی حجابی که بانوان باید مراعات نمایند چیست؟

زن باید موی و بدن خود را از نامحرم بپوشاند، اما پوشاندن صورت و دستها تا مچ واجب نیست، مگر در صورتی که زن قصد نشان دادن داشته باشد و مرد هم به قصد لذت نظر می کند، و همچنین است بنابر احتیاط واجب در صورتی که می داند بیننده به قصد لذت نگاه می کند، هر چند زن قصد نشان دادن نداشته باشد. و پوشاندن سر و موی از پسر نابالغ واجب نیست مگر در صورتی که موجب هیجان شهوت آن پسر باشد که بنابر احتیاط واجب بپوشاند، و این حکم فی نفسه هست و اگر آرایش شده و زینت شده باشد چه در دست و چه در صورت لازم است بپوشاند.

*صیغه خواهر و برادری

سوال: دختر و پسری که می خواهند باهم محرم شوند و به این جهت قصد دارند صیغه خواهر و برادری بخوانند، آیا چنین صیغه ای وجود دارد؟ و کیفیت آن چگونه است؟

صیغه خواهر و برادری که موجب محرمیّت باشد در اسلام نیست، و یکی از آثار عقد ازدواج چه موقت و چه دائم محرمیت بین زوج و زوجه است، منتهی با شرایط آن که یکی از این شرایط، بنابر احتیاط واجب، اذن پدر دختر است اگر دختر باکره باشد.

*پوشاندن روی پا

سوال: آیا پوشاندن روی پا (انگشتان و محل مسح) بر زنان واجب است؟

پوشاندن روی پا مطلقا واجب است.

آیت الله العظمی مکارم

الگوی مناسب برای لباس پوشیدن چیست؟

حجاب اسلامی، پوشش بدن با لباس غیر زینتی و غیر چسبان بإستثنای گردی صورت و دستها تا مچ می باشد، هر چند چادر حجاب برتر است.

* ضروری بودن مسأله حجاب

آیا حجاب ضروری دین است و انکار حجاب باعث کفر می شود ؟

آری حجاب از ضروریات دین است و اگر کسی علم به ضروری بودن آن داشته باشد و آنرا انکار کند کافر می شود.

* وجوب حجاب ظاهری

آیا حجاب در زمان پیغمبر (ص) اجباری بوده؟ مثل حکومت جمهوری اسلامی

حجاب از واجبات است و انجام همه واجبات حداقل در ظاهر الزامی است.

آیت الله العظمی صافی

سؤال: آیا رعایت حجاب در مقابل پسر خاله و پسر عمو لازم است، اگر چه مسن‎تر از خودم و جای پدرم باشند؟

پسر عمه، پسر خاله، پسر دایی و پسر عمو همه نامحرم هستند و رعایت حجاب در برابر آن‎ها واجب و ترک آن گناه است؛ و بالا بودن سن آنان موجب تغییر حکم نیست.

سؤال: آیا صحبت با نامحرم در محیط خلوت و به مدت طولانی جایز است؟

اگر محیط خلوتی باشد که دیگری نتواند به آن وارد شود بودن دو نامحرم در آن مکان، حرام است، و در غیر آنجا هم اگر صحبتهای شهوانی باشد، یا مفسده دیگری بر آن مترتب شود، جایز نیست.

سؤال: در خانواده ما رسم است که در میهمانی‎ها همه بستگان با یکدیگر دست می‎دهند. دست‌دادن بدون‌قصد لذت چه صورت دارد؟

دست دادن با نامحرم، اگر چه از بستگان نزدیک مثل پسر دایی و پسر عمو باشند، حتی بدون قصد لذت هم جایز نیست. لازم است آن‎ها را با احکام شرعی آشنا سازید.

سؤال: آیا پوشیدن لباس تنگ و کوتاه برای خانم‎ها جایز است؟

لباس خانم‎ها در مقابل نامحرم، باید اولاً بدن را بپوشاند و ثانیاً بنحوی نباشد که موجب تحریک نامحرم گردد، و برجستگی‎های بدن در آن ظاهر باشد.

سؤال: لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم چه حکمی دارد؟

لبخند زدن و هر کاری که در معرض تهییج نامحرم است، جایز نیست، و در حدیث آمده که هزار سال حبس در آخرت مجازات یک کلمه شوخی با نامحرم است.

آیت الله العظمی مظاهری

* پوشیدن لباسهای رنگارنگ برای زنان

سوال: با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی ایران و تاثیر روحی متفاوت رنگ ها ، آیا زنان ایرانی همانند زنان دیگر کشورهای اسلامی می توانند با حفظ مرزهای حجاب و تمکین عرف، از رنگ های غیر پوشش مشکی استفاده کنند ؟ استفاده از رنگ های مختلف در پوشش و حجاب چه جایگاهی در شرع مقدس دارد؟

جواب: اگر رنگ جلب نظر نکند و با عفت زن سازگار باشد اشکال ندارد، ولی مراعات عرف را نمودن بسیار بجاست بلکه لازم است و از قرآن استفاده می شود که اسلام برای زن، چادر را می خواهد که بهترین لباس برای شخصیت و عفاف زن است.

* احترام به بدحجابان

سوال:  احترام‌ تشویق‌گونه‌ به‌ متجاهرین‌ به‌ فسق‌، مثل‌ احترام‌ به‌ زنان‌ بدحجاب‌ چه‌ صورتی‌ دارد؟

جواب: حرام‌ است‌.

* ارتباط دختر و پسر دانشجو تحت عنوان درس

سوال: ارتباط‌های‌ دانشجویان‌ دختر و پسر در محیط‌های‌ دانشگاه‌ تحت‌ عنوان‌ ارتباط‌ درسی‌، و همچنین‌ شرکت‌ در اردوهای‌ مختلط‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟

جواب : جایز نیست.

* دوران نامزدی

سوال: در بعضی‌ از خانواده‌ها رایج‌ شده‌ که‌ قبل‌ از اجرای‌ صیغه عقد، داماد (غیر از رفت‌ و آمدهای‌ متعارف‌ که‌ برای‌ خواستگاری‌ هست‌) رفت‌ و آمدهائی‌ با دختر دارد که‌ در این‌ رفت‌ و آمدها با هم‌ گفتگو و نشست‌ و برخاست‌ کرده‌ یا با هم‌ از منزل‌ بیرون‌ می‌روند، و یا این‌ که‌ دختر و پسر قبل‌ از این‌ که‌ والدین‌ اطّلاع‌ یابند به‌ اصطلاح‌ خودشان‌ با شوهر آینده‌شان‌ در مورد زندگی‌ آینده‌ ساعت‌ها با هم‌ گفتگو دارند، آیا این‌ روابط‌ جایز است‌ یا خیر؟

جواب : جایز نیست‌.

* صحبت دختر و پسر

سوال:  صحبت‌ کردن‌ دختر و پسر نامحرم‌ در این‌ دوره‌ و وضعیّت‌ جامعه‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟

جواب: اگر به‌ عنوان‌ دوست‌ یابی‌ باشد حرام‌ است‌ و اگر احتمال‌ مفسده‌ داشته‌ باشد حرام‌ و اگر بدآموزی‌ داشته‌ باشد حرام‌ و الاّ اشکال‌ ندارد.

* نگاه به زنانی که تاتو کرده اند

سؤال: اخیراً برخى از بانوان نسبت به ابرو یا دور لب، عملیّات تاتو انجام مى دهند، (پر رنگ کردن دور ابرو و لب با خال کوبى) آیا این عمل زینت حساب می شود و پوشاندن آن واجب است؟ نگاه کردن به تاتو چه حکمی دارد؟

جواب: نگاه حرام است و پوشانیدن واجب است.

آیت الله العظمی نوری همدانی

س: آیا در حجاب اسلامی، باید زیرچانه زن پوشیده باشد؟

ج: بلی باید بپوشاند.

س : چگونگی پوشش وحجاب زن در مقابل پسربچه غیرممیّز را مرقوم فرمائید؟

ج: در فرض سؤال، وظیفه‌ای ندارد ولی بهتر است قسمتهایی که جزء عورت به حساب می‌آید، بپوشاند.

س :آیا بیرون گذاشتن «مو» به مقدار کم، اشکال ندارد؟

ج: برای بانوان اشکان دارد.

س: چادر نازک که سایه موها در مقابل نور، از پشت آن پیداست، از نظر حجاب مشروعیت دارد یا خیر؟ و نیز نماز خواند با این چادر چگونه است؟

ج: در فرض مذکور اشکال دارد.

http://shiaha.com

دلیل حرام بودن طلا برای مردان

دلیل حرام بودن طلا برای مردان

از جمله ضررهایی که می توان برای استفاده طلا برای مردان برشمرد عبارتند از: از نظر پزشکی، طلا روی گلبول های قرمر خون مردان اثر سوئی دارد و سیستم ایمنی بدن آنان را دچار اشکال می کند. وقتی طلا با پوست تماس پیدا می کند، یون های آن وارد بدن می شوند. این یون ها در مردان در کبد جمع و همان جا متوقف می شوند و موجب اختلال می شوند.

با وجود اتفاق نظر مراجع در حرام بودن استفاده از طلا برای مردان، استفاده از این فلز در بین آقایان رو به افزایش است، تأملی در مضرات استفاده از طلا برای مردان، گواهی برای اثبات علت حرام شمردن آن برای مردان در دین مبین اسلام است .

طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Au، لاتین aurum و عدد اتمی ۷۹ وجود دارد.

طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش‌خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.

طلا از واژه سانسکریت Jval گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از ۲۶۰۰ قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.

محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است
طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند.

یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است. فلز طلا به عنوان زیبا ترین، قابل انعطاف ترین و چکش خوارترین فلز جهان شناخته شده است. اگر کل طلای پالایش شده در جهان را چکش کاری کرده و گردهم جمع کنیم به یک مکعب یکپارچه با هر ضلع به طول ۲۰ متری تبدیل می شود. طلای بومی هشت تا ده درصد نقره دارد. این مقدار می تواند کم و زیاد شود و برای همین طلا با رنگهای مختلف به وجود می آید.

هرچه مقدار نقره بیشتر شود رنگ طلا سفیدتر و جرم ویژه آن کمتر می شود. آلیاژهای مختلفی چون مس، آهن و آلومینیوم با طلا ترکیب می شود و رنگهایی چون قرمز، سبز و ارغوانی را به وجود می آورد.

بیشترین مصرف طلا در ضرب سکه و جواهرات است و برای مبادلات پولی استفاده می شود. به علت هدایت الکتریکی خوب و مقاومت خود در برابر فرسایش و سایر ویژگیهای این فلز، طلا به عنوان مهمترین فلز در صنایع پیشرفته (High-tech) مورد استفاده قرار می گیرد. همانند نقره که با جیوه مخلوط می شود و برای پرکردن دندان استفاده می شود ترکیب طلا و جیوه نیز می تواند ماده محکمی برای مصرف دندانپزشکی فراهم کند.

در جدیدترین استفاده طلا از نانومواد طلا، نمک طلا است که در مقیاس نانومتریک است که برای مصارف بیولوژیکی و پزشکی استفاده می شود و در درمان سرطانها و بیماریهای کبدی کاربرد دارد. از نمکهای خاص طلا برای درمان رماتیسم مفصلی استفاده می کنند. طلا به عنوان یک منعکس کننده خوب برای نور است، از این رو از طلا یا ورقه های بسیار نازک آن به عنوان محافظ سطح بسیاری از ماهواره ها استفاده می کنند. چرا که ماهواره ها در برابر نورهای مادون قرمز ماورای بنفش و نورستارگان تحت تأثیر قرار گرفته و می تواند در برنامه ها اختلال ایجاد کند کشیدن یک سطح نازک از طلا می تواند به انعکاس این نور کمک کند.

بدن انسان طوری است که فلز طلا و همینطور نقره و پلاتین را جذب نمی کند به این معنا که ترکیبات طلا چندان سمی نیست اما براساس گزارشهای منتشر شده ۵۰ درصد بیماران ورم مفاصل که با داروهای ایزوتوپ طلا درمان شده اند دچار آسیبهای کلی بر کبد شده اند این تحقیق تنها در حد گزارش بوده و تا کنون مستنداتی در این رابطه ارائه نشده است.
http://shiaha.com

مني :

مني حيواني كه خون جهنده دارد نجس است خواه حرام گوشت باشد يا حلال گوشت.

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

مردار :

مردار حيواني كه خون جهنده دارد نجس است چه خودش مرده باشد يا به غير دستوري كه در شرع معين شده آن را كشته باشند. و ماهي چون خون جهنده ندارد اگر چه در آب هم بميرد پاك است

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

خون :

پوست سرخ رنگي كه بعد از شستن زخم يا هنگام بهبودي روي زخم ظاهر مي شود پاك است مگر اين كه يقين حاصل شود خون در آن است

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

خون :

زرد آبه اي كه گاه موقع خراشيدگي پوست يا در اطراف زخم پيدا مي شود چنانچه معلوم نباشدخون است يا با خون مخلوط شده پاك است

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

خون :

خوني كه از لثه يا جاي ديگر دهان بيرون مي آيد نجس است و خوردن آن حرام است

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

خون:

خوني كه هنگام دوشيدن شير در آن ديده مي شود نجس است و شير را هم نجس مي كند .

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

خون :

هرگاه حيوان حلال گوشت را مطابق دستور شرع سر ببرند و خون آن به مقدار معمول بيرون آن آيد خوني كه در بدنش باقي مي ماند پاك است مگر اين كه سر حيوان را در جاي بلند قرار دهند و خون به بدن حيوان بر گردد و اگر به علت نفس كشيدن خون برگردد احتياط واجب اجتناب است .

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

خون :

خوني كه در تخم مرغ است بنا بر احتيات واجب نجس است و خوردن آن نيز حرام است ولي اگر در ميان پرده رقيقي است و آن پرده پاره نشده بقيه اجزاء آن پاك است .

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

خون :

خون انسان و هر حيواني كه خون جهنده دارد نجس است ولي خون حيواناتي كه خون جهنده ندارند مانند ماهي و مار و همچنين خون پشه پاك است .

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)

 

بول و غائط :

بول و غائط انسان و هر حيوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد يعني اگر رگ آن را ببرند خون از آن به سرعت جاري مي شود نجس است و فضله حيوانات كوچك مثل پشه و مگس ومانند آن ها پاك است. بنابراين از فضله موش و گربه و حيوانات درنده و پرندگان حرام گوشت بايد اجتناب كرد

 

منبع :احكام جوانان

نوشته : مرجع عالي قدر حضرت آيت الله نوري همداني (مدظله)