نقاش عاشقانه و دلگیر می کشد *** یک یاس دخترانه ولی پیر می کشد

اطراف خانه پر شده از شرطه های شهر *** این در چقدر آه نفسگیر می کشد 

         یک گرگ چنگ می زند ولی گرگ دیگری *** یک شیر دست بسته به زنجیر می کشد

           پهلو و کتف و شانه ی زهرا شکسته است *** سرتاسر غرور علی تیر می کشد

       امشب، شب قرائت قرآن ناطق است *** دارد دوباره کار به تفسیر می کشد

                                 نقاش روی کوچه ها *** خورشید را شبانه به تصویر می کشد